نویسنده: هستی

  • رادیو کوانتومی جدید با لیزر، سیگنال‌ها را بدون برق یا آنتن تشخیص می‌دهد

    تیمی از فیزیکدانان دانشگاه ورشو اولین گیرنده رادیویی تمام نوری جهان را ساخته‌اند که کاملاً با نور لیزر تغذیه می‌شود. این دستگاه که توسط محققان دانشکده فیزیک و مرکز فناوری‌های نوری کوانتومی توسعه یافته است، از اتم‌های ریدبرگ برای شناسایی و رمزگشایی امواج رادیویی بدون تکیه بر آنتن‌های فلزی یا مدارهای الکتریکی استفاده می‌کند.

    یافته‌های آنها جهشی بزرگ در حسگری کوانتومی است. این گیرنده می‌تواند خود را کالیبره کند، سیگنال‌های ضعیف را با دقت بالا تشخیص دهد و به صورت نامرئی عمل کند، همه اینها با استفاده از پرتوهای نور انجام می‌شود. این پروژه که توسط دکتر میشال پارنیاک رهبری می‌شود، تحت قرارداد آژانس فضایی اروپا نیز در حال تجاری‌سازی است.

    قدیمی و مدرن

    آنتن‌های فلزی معمولاً برای دریافت سیگنال‌های ارسالی استفاده می‌شوند که انرژی امواج ورودی را به گیرنده هدایت می‌کنند. جذب انرژی، اندازه‌گیری الکترونیکی دامنه و فاز امواج را امکان‌پذیر می‌سازد. امروزه، این اندازه‌گیری با تبدیل (ترکیب) فرکانس‌ها انجام می‌شود.

    در ارتباطات مدرن، امواج رادیویی بیشتر اطلاعات دیجیتال جهان را حمل می‌کنند. گیرنده‌های سنتی برای دریافت این سیگنال‌ها به آنتن‌های فلزی و میکسرهای الکتریکی متکی هستند. تیم ورشو کل این مجموعه را با اتم‌های روبیدیوم معلق در یک سلول شیشه‌ای و روشن شده توسط سه لیزر فوق پایدار جایگزین کرد.

    همانطور که دکتر میشال پارنیاک توضیح داد: “در آزمایش‌هایمان، آنتن و میکسر الکترونیکی را با یک واسطه جدید (نوعی شفق قطبی مصنوعی) جایگزین کردیم.”

    هر پرتو لیزر دقیقاً با سطوح انرژی کوانتومی اتم‌های روبیدیوم مطابقت دارد. الکترون‌ها با ورود به مدارهای پرانرژی که به عنوان حالت‌های ریدبرگ شناخته می‌شوند، پاسخ می‌دهند. وقتی امواج رادیویی از سلول عبور می‌کنند، این حرکت اتمی را کمی تغییر می‌دهند.

    سپس الکترون‌ها به مدارهای پایین‌تر برمی‌گردند و نور مادون قرمز ضعیفی را منتشر می‌کنند که سیگنال رمزگذاری شده را حمل می‌کند. این تیم همچنین با نگه داشتن لیزرها و اتم‌ها در ریتم کامل، یک چالش فنی بزرگ را حل کرد. آنها از حفره‌های نوری، لوله‌های خلاء با روکش آینه‌ای که فرکانس نور را تثبیت می‌کنند، استفاده کردند، شبیه به نحوه‌ای که یک لوله ارگ ​​یک نت موسیقی را نگه می‌دارد.

    این سیستم حرکت الکترون‌ها را ثابت نگه می‌دارد و امکان تشخیص دقیق دامنه و فاز سیگنال را فراهم می‌کند.

    رادیو

    تشخیص نامرئی و غیرتهاجمی

    برخلاف آنتن‌های سنتی، گیرنده لیزری هیچ قطعه فلزی ندارد و در میدان رادیویی که اندازه‌گیری می‌کند، تداخل ایجاد نمی‌کند.

    این سیستم فقط به بخار روبیدیوم، لیزر و یک محفظه مهر و موم شده نیاز دارد. در آینده، این سیستم می‌تواند به یک برآمدگی کوچک روی یک فیبر نوری تبدیل شود. تمام نور لازم می‌تواند از طریق فیبر عبور کند، در حالی که سیگنال مادون قرمز در جهت مخالف بازمی‌گردد.

    سپس اندازه‌گیری‌ها می‌توانند چندین متر دورتر از منبع سیگنال انجام شوند و امکان تشخیص محتاطانه و غیرتهاجمی را فراهم کنند. این سطح از دقت می‌تواند نحوه کالیبراسیون میدان‌های مایکروویو را متحول کند. همچنین ممکن است دری به سوی کاربردهای جدید، از حسگرهای مخفی گرفته تا گیرنده‌های کوانتومی مبتنی بر ماهواره، باز کند.

    فناوری کوانتومی به فضا می‌رود

    محققان ورشو سال‌هاست که روش‌های تشخیص مایکروویو مبتنی بر ریدبرگ را اصلاح می‌کنند. فناوری آنها به دلیل خودکالیبراسیون، حساسیت بالا و پتانسیل کوچک‌سازی خود برجسته است. این ویژگی‌ها توجه مؤسسات بین‌المللی مترولوژی، سازمان‌های دفاعی و آژانس‌های فضایی را به خود جلب کرده است.

    از اوایل سال 2025، تیم دکتر پارنیاک با آژانس فضایی اروپا برای تجاری‌سازی گیرنده لیزری همکاری می‌کند. هدف، استقرار حسگرهای کوانتومی در ماهواره‌ها برای اندازه‌گیری‌های میدانی دقیق است. این تحقیق بخشی از پروژه SONATA17 لهستان و برنامه فناوری‌های نوری کوانتومی است که توسط اتحادیه اروپا تأمین مالی می‌شود.

    این تلاش‌ها در کنار هم، عصر جدیدی را رقم می‌زنند که در آن ارتباطات رادیویی، که زمانی با فلز و الکتریسیته تعریف می‌شد، ممکن است به زودی کاملاً توسط نور تأمین شود.

  • دانشمندان راهی برای حمله بدن به سرطان پیدا کردند

    محققان با تحریک دو مسیر ایمنی کلیدی، موفق شدند تومورهای «سرماخوردگی ایمنی» را به تومورهای واکنشی تبدیل کنند که بدن می‌تواند به آنها حمله کند. این درمان حافظه ایمنی بادوامی ایجاد کرد که نویدبخش کنترل طولانی‌مدت سرطان است.

    دانشمندان بیمارستان کودکان جانز هاپکینز در مجموعه‌ای از آزمایش‌ها با استفاده از مدل‌های موشی سرطان‌های سینه، پانکراس و ماهیچه، شواهد جدیدی را کشف کردند که تقویت دفاع ایمنی طبیعی بدن می‌تواند هم از بازگشت سرطان جلوگیری کند و هم میزان بقا را بهبود بخشد.

    حمله بدن به سرطان

    این تحقیق که اخیراً در Nature Immunology منتشر شده، بر یافتن راه‌های جدید برای کمک به سیستم ایمنی در تشخیص و از بین بردن تومورهایی که معمولاً از تشخیص فرار می‌کنند، متمرکز شده است.

    بسیاری از تومورهای بدخیم به عنوان سرکوب‌کننده سیستم ایمنی یا «سرماخوردگی ایمنی» توصیف می‌شوند، زیرا سیستم دفاعی بدن آنها را به عنوان تهدید تشخیص نمی‌دهد. بیماران مبتلا به این تومورهای «سرماخوردگی» اغلب به درمان‌های سنتی پاسخ ضعیفی می‌دهند و نتایج مطلوب‌تری دارند. تیم جان هاپکینز شروع به کشف چگونگی تبدیل این تومورهای سرد ایمنی به تومورهای “داغ ایمنی” کرد که در برابر حمله سلول‌های ایمنی مانند سلول‌های B و سلول‌های T واکنش‌پذیرتر هستند. انجام این کار می‌تواند شیمی‌درمانی و ایمونوتراپی را بسیار مؤثرتر کند.

    محققان با تکیه بر مطالعات قبلی خود در مورد سرطان سینه، پیشنهاد کردند که تحریک محیط تومور با مواد فعال‌کننده سیستم ایمنی می‌تواند قدرت و سازماندهی ساختارهای لنفاوی ثالثیه (TLSs)، مراکز تخصصی که سلول‌های ایمنی در آنها جمع می‌شوند و حمله به سرطان را هماهنگ می‌کنند، بهبود بخشد.

    TLSها خوشه‌هایی از لنفوسیت‌ها هستند که در مناطقی از التهاب مزمن، از جمله تومورهای داغ ایمنی، ظاهر می‌شوند. وجود آنها به شدت با نتایج درمانی بهتر و بقای طولانی‌تر مرتبط است زیرا به هماهنگی یک پاسخ ایمنی متمرکز کمک می‌کنند.

    برای آزمایش ایده خود، این تیم شرایط یک محیط تومور غنی از TLS را بازسازی کرد تا مشخص کند کدام سیگنال‌ها باعث تشکیل TLS می‌شوند. سپس آنها این سیگنال‌ها را با استفاده از دو مولکول محرک ایمنی (آگونیست) که برای فعال کردن پروتئین STING و گیرنده لنفوتوکسین بتا (LTβR) طراحی شده بودند، به تومورهای موش‌هایی که فاقد TLS بودند، وارد کردند.

    هنگامی که هر دو پروتئین با هم فعال شدند، سیستم ایمنی واکنش سریع و قدرتمندی نشان داد. سلول‌های T کشنده (سلول‌های T CD8+) به سرعت وارد عمل شدند و رشد تومور را سرکوب کردند، در حالی که ونول‌های اندوتلیال بلند جدید – رگ‌های خونی تخصصی که به سلول‌های ایمنی اجازه ورود به بافت‌ها را می‌دهند – شروع به تشکیل کردند. این رگ‌ها به عنوان دروازه عمل کردند و تعداد زیادی از سلول‌های T و B را قادر ساختند تا به داخل تومورها سرازیر شوند و خود را در TLS های جدید سازماندهی کنند.

    بدن

    درون این TLS ها، سلول‌های B واکنش‌های مرکز زایا را آغاز کردند، به سلول‌های پلاسمای تولیدکننده آنتی‌بادی تبدیل شدند و سلول‌های حافظه طولانی‌مدت ایجاد کردند. محققان همچنین آنتی‌بادی‌های IgG اختصاصی تومور و سلول‌های پلاسمای پایدار را در مغز استخوان یافتند، که نشانه‌های روشنی از یک دفاع ایمنی بادوام و در سراسر بدن است که قادر به جلوگیری از بازگشت سرطان است.

    درمان همچنین سلول‌های T کمکی (CD4+) و سلول‌های T حافظه CD8+ را افزایش داد و سیگنالینگ ایمنی را متعادل کرد و ایمنی با واسطه آنتی‌بادی (هومورال) و سلولی را تقویت کرد.

    نظر محققان

    محققان می‌گویند، این یافته‌ها در مجموع تلاش‌های اولیه و ترکیبی را برای تقویت فعالیت سلول‌های T نشان می‌دهند که نه تنها سلول‌های تومور را مستقیماً از بین می‌برد، بلکه بلوغ TLS را نیز القا می‌کند که پاسخ‌های ضد تومور را حفظ و تقویت می‌کند.

    دکتر ماسانوبو کوماتسو، محقق اصلی این مطالعه و دانشمند ارشد در موسسه سرطان و اختلالات خونی کودکان جان هاپکینز، می‌گوید: “یافته‌های ما نشان می‌دهد که می‌توانیم TLS عملکردی را در تومورهایی که در غیر این صورت ایمنی سرد دارند، به صورت درمانی القا کنیم. با ایجاد زیرساخت ایمنی مناسب در داخل تومورها، می‌توانیم دفاع خود بیمار – هم سلول‌های T و هم سلول‌های B – را در برابر رشد، عود و متاستاز سرطان تقویت کنیم.”

    از آنجا که فراوانی TLS با نتایج بهتر در بسیاری از انواع تومورها مرتبط است، استفاده همزمان از این دو محرک پروتئینی می‌تواند روشی با کاربرد گسترده برای افزایش اثربخشی درمان‌های موجود، از جمله مهارکننده‌های نقاط کنترل که پایه اصلی ایمونوتراپی‌ها هستند، و شیمی‌درمانی سنتی، ارائه دهد.

    تیم کوماتسو در حال بررسی بیشتر مکانیسم عمل درمان TLS و آماده‌سازی برای کاربرد بالینی آن در بیماران سرطانی بزرگسال و کودک است. این تحقیق توسط کمک‌های مالی موسسه ملی سرطان/NIH R01، برنامه تحقیقات سرطان تحت هدایت کنگره وزارت دفاع و برنامه تحقیقات سرطان کولی بانک‌هد وزارت بهداشت فلوریدا پشتیبانی شده است.

  • درخشش مرموز از مرکز کهکشان راه شیری می‌تواند وجود ماده تاریک را اثبات کند

    تیمی از دانشمندان دانشگاه جان هاپکینز، اطلاعات جدیدی در مورد نور گامای اضافی مرموزی که از مرکز کهکشان راه شیری می‌آید، ارائه داده‌اند. منبع تابش گامای اضافی، که به عنوان تابش گامای اضافی مرکز کهکشانی (GCE) شناخته می‌شود، بیش از یک دهه است که دانشمندان را سردرگم کرده است.

    محققان جان هاپکینز با بررسی این منبع مرموز با استفاده از شبیه‌سازی‌های ابررایانه‌ای، سرنخ جدیدی را کشف کرده‌اند که می‌تواند به اثبات قطعی وجود ماده تاریک کمک کند.

    بررسی تابش گامای مرموز از مرکز کهکشان راه شیری

    تابش گامای اضافی مرکز کهکشانی یک منبع کروی از تابش گامای اضافی است که از قلب کهکشان راه شیری می‌آید. از زمان کشف آن در سال ۲۰۰۹، دانشمندان پیشرفت کمی در درک ریشه‌های مرموز این پرتوهای گامای اضافی داشته‌اند.

    دو نظریه غالب وجود دارد: این نور می‌تواند از برخورد ذرات ماده تاریک یا ستاره‌های نوترونی با چرخش سریع ناشی شود. اگر این نور گامای اضافی از ستاره‌های در حال مرگ نباشد، می‌تواند به اولین اثبات قطعی وجود ماده تاریک تبدیل شود. اکنون، در مطالعه جدیدی که در ۱۶ اکتبر منتشر شد، تیم جان هاپکینز توضیح می‌دهد که هر دو نظریه می‌توانند صحیح باشند. با این حال، نظریه ماده تاریک بیشتر به نتایج شبیه‌سازی‌های آنها شباهت دارد.

    جوزف سیلک، استاد فیزیک و نجوم در جان هاپکینز و یکی از نویسندگان این مطالعه، در یک بیانیه مطبوعاتی توضیح داد: “ماده تاریک بر جهان تسلط دارد و کهکشان‌ها را در کنار هم نگه می‌دارد. این ماده بسیار مهم است و ما دائماً به دنبال ایده‌هایی برای چگونگی شناسایی آن هستیم. پرتوهای گاما، و به طور خاص نور اضافی که در مرکز کهکشان خود مشاهده می‌کنیم، می‌توانند اولین سرنخ ما باشند.”

    این تیم از ابررایانه‌ها برای ایجاد نقشه‌هایی استفاده کرد که نشان می‌داد ماده تاریک باید در کجای کهکشان راه شیری قرار داشته باشد. برخلاف سایر تلاش‌های قبلی برای انجام این کار، شبیه‌سازی‌های جدید تاریخچه شکل‌گیری کهکشان را در نظر گرفتند.

    کهکشان راه شیری

    شبیه‌سازی راه شیری

    راه شیری امروز یک سیستم نسبتاً بسته است، به این معنی که مواد زیادی به آن وارد یا از آن خارج نمی‌شوند. با این حال، همیشه اینطور نبوده است. در طول یک میلیارد سال اول کهکشان، کهکشان راه شیری اساساً بسیاری از سیستم‌های کهکشان‌مانند کوچک‌تر همسایه را بلعید.

    این سیستم‌ها که از ماده تاریک و سایر مواد ساخته شده بودند، به بلوک‌های سازنده کهکشان راه شیری که امروزه می‌شناسیم تبدیل شدند. به تدریج، ذرات ماده تاریک به سمت مرکز کهکشان جذب شدند. با خوشه‌بندی آنها، برخوردهای ماده تاریک افزایش یافت.

    هنگامی که محققان جان هاپکینز با استفاده از ابررایانه‌های پیشرفته، برخوردهای واقع‌گرایانه‌تر را در نظر گرفتند، دریافتند که نقشه‌های شبیه‌سازی شده آنها با مشاهدات واقعی پرتو گاما که توسط تلسکوپ فضایی پرتو گامای فرمی ثبت شده است، مطابقت دارد.

    در شبیه‌سازی‌های آنها، برخوردهای ماده تاریک همان سیگنال را تولید می‌کنند و همان خواصی را دارند که در دنیای واقعی مشاهده می‌شوند. در همین حال، نور ساطع شده از ستاره‌های نوترونی شباهت‌هایی دارد، اما کاملاً با سیگنال نشان داده شده در شبیه‌سازی‌ها مطابقت ندارد. برای اینکه ستاره‌های نوترونی دقیقاً با سیگنال شبیه‌سازی‌ها مطابقت داشته باشند، باید تعداد بیشتری از این ستاره‌های نوترونی نسبت به مشاهدات واقعی وجود داشته باشد.

    اگرچه این موضوع اثبات قطعی ماده تاریک را ارائه نمی‌دهد، اما به محدود کردن احتمالات کمک می‌کند. در آینده نزدیک، یک تلسکوپ پرتو گامای جدید و عظیم به نام آرایه تلسکوپ چرنکوف می‌تواند به ارائه پاسخ‌ها کمک کند. انتظار می‌رود این آرایه در اواخر سال ۲۰۲۶ فعالیت خود را آغاز کند.

    سیلک گفت: “ممکن است داده‌های جدید را ببینیم و یک نظریه را بر دیگری ترجیح دهیم. یا شاید چیزی پیدا نکنیم که در این صورت، حل کردن آن معمای بزرگ‌تری خواهد بود.”

  • اولین نیروگاه همجوشی هسته‌ای تجاری جهان

    هلیون، یک شرکت انرژی همجوشی هسته‌ای مستقر در واشنگتن، ماه گذشته اعلام کرد که مجوز استفاده مشروط (CUP) را از شهرستان چلان برای شروع مرحله بعدی توسعه اولین نیروگاه همجوشی تجاری جهان دریافت کرده است. این گام در فرآیند نظارتی، راه را برای صدور مجوز و ساخت ساختمان ژنراتور همجوشی نیروگاه همجوشی اوریون این شرکت در مالاگا، واشنگتن، که قبل از پایان این دهه، تحویل الکترون‌ها به شبکه را آغاز خواهد کرد، هموار می‌کند.

    دیوید کیرتلی، یکی از بنیانگذاران و مدیرعامل هلیون، گفت: “این گام مهم دیگری به سوی آینده‌ای سرشار از انرژی فراوان، پاک، ایمن و مقرون به صرفه است. به عنوان یک شرکت سازنده با تمرکز مصمم بر عملی کردن تجاری برق حاصل از همجوشی، ما بسیار هیجان‌زده‌ایم که به مرحله بعدی ساخت نیروگاه اوریون وارد شویم.”

    در سال ۲۰۲۳، هلیون اولین توافقنامه خرید برق (PPA) جهان را برای تأمین برق از این نیروگاه برای مایکروسافت تا پایان سال ۲۰۲۸ اعلام کرد و Constellation Energy به عنوان بازاریاب برق فعالیت خواهد کرد. هلیون که اکنون مجوز استفاده مشروط برای این سایت را دریافت کرده است، همچنان در مسیر دستیابی به این هدف قرار دارد.

    فاز بعدی نیروگاه همجوشی هسته‌ای

    هلیون پس از یک اطلاعیه عمومی، دوره نظرخواهی عمومی و تصمیم بعدی توسط بازرس دادرسی شهرستان چلان، مجوز استفاده مشروط برای ساخت یک تأسیسات تأسیساتی با تأثیر بالا برای تولید برق از طریق همجوشی هسته‌ای را دریافت کرد. در ژوئیه 2025، هلیون پس از تعیین کاهش‌یافته موارد عدم اهمیت (MDNS) از طریق فرآیند جامع بررسی زیست‌محیطی واشنگتن، SEPA، ساخت ساختمان‌هایی را برای پشتیبانی از نیروگاه همجوشی اوریون در زمینی که از منطقه تأسیسات عمومی شهرستان چلان (PUD) اجاره کرده است، آغاز کرد. در طول فرآیند شناسایی، اجاره و صدور مجوز برای اولین نیروگاه تجاری خود، هلیون بر تعامل اجتماعی و ایجاد روابط تأکید کرده و در طول دو سال گذشته با ذینفعان محلی و ایالتی و قبایل قبیله‌ای ارتباط گسترده‌ای برقرار کرده است.

    نیروگاه همجوشی

    کوین اوربای، کمیسر شهرستان چلان و نماینده منطقه مالاگا، گفت: “در اوایل فرآیندهای صدور مجوز، هلیون با شهرستان چلان تماس گرفت تا درک بهتری از فرآیندهای ما و جمع‌آوری بازخوردها به دست آورد. من از تمایل آنها برای مشارکت جامعه، درک و رسیدگی به سوالات و نگرانی‌ها و تعهدشان به انجام تکالیفشان که به هلیون در رسیدن به این نقطه مهم در فرآیند صدور مجوز کمک کرد، قدردانی می‌کنم.  این موضوع نه تنها شخصیت افرادی را که برای هلیون کار می‌کنند، بلکه شخصیت کل نهاد را نیز نشان می‌دهد.

    واشنگتن مرکزی به دلیل دوراندیشی‌اش در دهه‌های گذشته برای آوردن انرژی برق‌آبی به ایالت، به عنوان کمربند قدرت شناخته می‌شود. تبدیل شدن به خانه انرژی همجوشی، میراث منطقه ما را به عنوان یک رهبر مداوم در تولید انرژی پاک تقویت می‌کند.”

    رویکرد هلیون در تکرار و آزمایش سریع، این شرکت را قادر ساخته است تا پیشرفت مداومی به سمت یک نیروگاه همجوشی تجاری داشته باشد. این شرکت هفت نمونه اولیه همجوشی ساخته و آزمایش کرده است و اولین شرکت خصوصی همجوشی بود که به دمای پلاسمای ۱۰۰ میلیون درجه سانتیگراد دست یافت، که عموماً دمای عملیاتی مورد نیاز برای امکان‌سنجی همجوشی تجاری در نظر گرفته می‌شود.

    درباره هلیون

    هلیون یک شرکت تحقیقاتی همجوشی هسته‌ای آمریکایی واقع در اورت، واشنگتن است. این شرکت در حال توسعه یک فناوری همجوشی مغناطیسی-اینرسی برای تولید انرژی همجوشی و هلیوم-3 از طریق همجوشی نوترونی است که در صورت موفقیت، انرژی الکتریکی پاک و کم‌هزینه‌ای را با استفاده از سوختی که منحصراً از آب قابل استخراج است، تولید می‌کند.

    این شرکت در سال 2013 توسط دیوید کیرتلی، جان اسلاف، کریس پیل و جورج ووتروبک تأسیس شد. این شرکت یکی از فینالیست‌های جوایز GeekWire 2025 در بخش نوآوری پایدار سال بود.

  • اولین نیروگاه خورشیدی شناور عمودی جهان در آلمان راه‌اندازی شد

    یک شرکت آلمانی فعال در حوزه راهکارهای انرژی تجدیدپذیر، اخیراً اولین نیروگاه خورشیدی شناور عمودی جهان را راه‌اندازی کرده است که پتانسیل بازتعریف چگونگی تولید انرژی پاک از آب‌های داخلی را دارد.

    این نیروگاه که در گودال شنی جایس در منطقه استارنبرگ باواریا واقع شده است، ظرفیت نصب‌شده ۱.۸۷ مگاوات (MW) دارد و انتظار می‌رود سالانه تقریباً دو گیگاوات ساعت (GWh) برق تولید کند.

    به گفته SINN Power، این میزان برای تأمین برق صدها خانوار کافی است، در حالی که تنها ۴.۶۵ درصد از سطح دریاچه را اشغال می‌کند. گوتفرید جایس، مدیر Kies-und Quetschwerk Jais که این گودال شنی را اداره می‌کند، فاش کرد: “این پروژه نوآورانه است.”

    این سیستم (نیروگاه)در فاز اولیه خود، مصرف برق شبکه سایت را تقریباً ۶۰ درصد کاهش داد و پس از بهینه‌سازی کامل، می‌تواند به ۷۰ درصد راندمان برسد.

    دستاورد خورشیدی شناور

    سیستم Skipp-Float ثبت اختراع شده این شرکت، جهت‌گیری عمودی شرقی-غربی را برای پنل‌های خورشیدی معرفی می‌کند. این طرح، پنل‌ها را با راهروهای آب باز با عرض حداقل ۱۳ فوت (چهار متر) از هم جدا می‌کند. این امر امکان انعکاس نور و گردش هوا را فراهم می‌کند.

    به گفته SINN Power، این چیدمان از تولید برق متعادل‌تر در طول روز پشتیبانی می‌کند و در ساعات صبح و عصر که تأسیسات PV معمولی برق کمتری تولید می‌کنند، خروجی را افزایش می‌دهد.

    جایس گفت: “اجرای آن نسبتاً آسان است، زیرا به هیچ زمینی نیاز ندارد و کاملاً با کارخانه تولیدی ما که در طول روز، به ویژه در آفتابی‌ترین ماه‌های مارس تا دسامبر، فعالیت می‌کند، سازگار است، بنابراین می‌تواند از بخش زیادی از برق تولید شده استفاده کند.”

    یک سازه تیرک مانند، ماژول‌ها را در حدود ۵.۲ فوت (۱.۶ متر) زیر سطح آب لنگر می‌اندازد و به آنها اجازه می‌دهد تا با نیروهای باد و تغییر سطح آب، انعطاف‌پذیر حرکت کنند. علاوه بر این، این کارخانه از طریق یک کابل شناور و یک نقطه تغذیه ساحلی به شبکه متصل می‌شود. این امر انتقال روان انرژی را بدون ایجاد اختلال در اکوسیستم دریاچه تضمین می‌کند.

    نیروگاه

    راهکار عمودی فتوولتائیک برای نیروگاه

    شرکت SINN Power اظهار داشت که این پروژه الزامات قانون منابع آب فدرال آلمان (WHG) را برآورده می‌کند و کاملاً در محدوده قانونی حداکثر پوشش سطحی ۱۵ درصد باقی می‌ماند. به گفته این شرکت، با توجه به اینکه فاز دوم ۱.۷ مگاواتی در حال توسعه است، کل ردپای کربنی زیر ۱۰ درصد باقی خواهد ماند. در همین حال، نظارت اولیه زیست‌محیطی نشان داده است که این نصب هیچ تأثیر منفی زیست‌محیطی ندارد.

    در مقابل، SINN Power گزارش داد که این سیستم کیفیت آب را بهبود بخشیده و زیستگاه‌های جدیدی برای ماهی‌ها و پرندگان آبزی در اطراف سازه‌های شناور ایجاد کرده است.

    جایس در پایان گفت: “ما موضوع ذخیره‌سازی و تبدیل انرژی را با علاقه دنبال می‌کنیم و مشتاقیم ببینیم که آیا به زودی راه‌حل‌های عملی و اقتصادی نیز در اینجا وجود خواهد داشت یا خیر.”

    در مراسم افتتاحیه این نیروگاه، چهره‌های برجسته صنعت و دولت، از جمله مارکوس سودر، وزیر-رئیس باواریا، اگون وستفال، مدیرعامل بایرن‌ورک، استفان فری، مدیر منطقه استارنبرگ و فیلیپ سین، دکترا، مدیرعامل و بنیانگذار SINN Power، حضور داشتند.

    این سامانه خورشیدی عمودی برای آب‌های مصنوعی با عمق بیش از ۱.۶ متر (۵.۲ فوت) مناسب است و کاربران صنعتی و پرمصرفی را که به دنبال برق پایدار و سازگار با شبکه هستند، هدف قرار می‌دهد. همچنین برای استفاده در فراساحل آماده است و طبق گزارش‌ها، الزامات فنی لازم برای عملیات دریایی را برآورده می‌کند.

    این پروژه را می‌توان نقطه عطفی در فناوری «نیروگاه‌های خورشیدی شناور عمودی» دانست. با توجه به نوآوری، بازدهی مناسب و تأثیر زیست‌محیطی پایین، می‌تواند الهام‌بخش پروژه‌های مشابه در سراسر جهان باشد.

  • چین: رادار فضایی جدید برای شناسایی جت‌های رادارگریز آمریکا حتی از میان ابرها

    آخرین تحقیقات چین ادعا می‌کند که دوران هواپیماهای رادارگریز غیرقابل ردیابی ممکن است به زودی به پایان برسد. گفته می‌شود تیمی از دانشمندان چینی از طریق شبیه‌سازی‌ها نشان داده‌اند که ماهواره‌های رادار فضایی می‌توانند جنگنده‌های رادارگریزی مانند F-22 Raptor و B-21 Raider را از مدار ردیابی کنند. هدفی که زمانی غیرممکن تلقی می‌شد.

    این مطالعه که در ماه اکتبر منتشر شد، نشان می‌دهد که نوع جدیدی از سیستم ماهواره‌ای رادار دوقطبی می‌تواند نویز پس‌زمینه را از سطوح زمین و دریا سرکوب کند و به آن اجازه می‌دهد تا حتی در شرایط چالش‌برانگیز، نشانه‌های ضعیف رادار را شناسایی کند.

    غلبه بر محدودیت‌های ماهواره‌های نوری

    چین پیش از این توانایی خود را در شناسایی جت‌های رادارگریز با صورت فلکی ماهواره‌ای تجاری Jilin-1 نشان داده بود که با موفقیت یک F-22 را در حال پرواز از میان ابرها ردیابی کرد. اما سیستم‌های نوری توسط نور روز و آب و هوا محدود می‌شوند. آنها نمی‌توانند در شب کار کنند یا در مه، ابر یا طوفان نفوذ کنند.

    برای استفاده نظامی واقعی، ماهواره‌های راداری بسیار قابل اعتمادتر هستند زیرا می‌توانند 24 ساعته و 7 روز هفته در هر شرایطی کار کنند. با این حال، سال‌ها کارشناسان معتقد بودند که تشخیص هواپیماهای رادارگریز از مدار تقریباً غیرممکن است زیرا سیگنال‌های رادار در میان بازتاب‌های دریاهای مواج یا کوه‌ها گم می‌شوند.

    دستاوردی با سیستم دو ماهواره‌ای LT-1

    در سال 2022، چین سیستم رادار دو ماهواره‌ای Ludi Tance No. 1 (LT-1) را راه‌اندازی کرد که در یک پیکربندی دوقطبی عمل می‌کند. یک ماهواره پالس‌های رادار را ارسال می‌کند در حالی که دیگری پژواک‌ها را دریافت می‌کند. این طراحی تداخل و درهم‌ریختگی پس‌زمینه را کاهش می‌دهد و توانایی تشخیص هواپیماهای پنهان یا کم‌رؤیت را بهبود می‌بخشد.

    به گزارش South China Morning Post (SCMP)، تیم تحقیقاتی به رهبری چن جونلی، طراح ارشد ماهواره در آکادمی فناوری پرواز فضایی شانگهای (SAST)، نوشت: “وقتی هدف یک جسم متحرک کوچک است، RCS آن ذاتاً کوچک است و با توجه به برد تشخیص طولانی سیستم‌های رادار فضایی، سیگنال پژواک برگشتی بسیار ضعیف می‌شود و عملکرد تشخیص هدف را به شدت کاهش می‌دهد.”

    این تیم تحقیقاتی به رهبری چن جونلی، طراح ارشد ماهواره در آکادمی فناوری پرواز فضایی شانگهای (SAST)، نوشت: “وقتی هدف یک جسم متحرک کوچک است، RCS آن ذاتاً کوچک است و با توجه به برد تشخیص طولانی سیستم‌های رادار فضایی، سیگنال پژواک برگشتی بسیار ضعیف می‌شود و عملکرد تشخیص هدف را به شدت کاهش می‌دهد.” چن و همکارانش فاش کردند: “برای پرداختن به این چالش، معماری رادار دوقطبی فضایی از یک ویژگی کلیدی بهره می‌برد: تحت زوایای دوقطبی آزیموت بزرگ، احتمال افزایش قابل توجه RCS برای هدف زیاد است.”

    رادارگریز

    این مطالعه یک هدف پنهان‌کار با سطح مقطع راداری (RCS) 10 متر مربع را شبیه‌سازی کرد که برای هواپیماهای پنهان‌کار مدرن هنگام مشاهده از بالا واقع‌بینانه است. این رادار از فرکانس باند L با توان انتقال 4 کیلووات استفاده کرد که با مشخصات شناخته شده LT-1 مطابقت دارد.

    شبیه‌سازی‌ها به پتانسیل تشخیص در دنیای واقعی اشاره دارند

    SCMP گزارش داد که شبیه‌سازی‌ها نشان داد که رادار دوقطبی می‌تواند به طور مؤثر نویز را کاهش داده و اهداف متحرک را با سرعت‌های پایین 50 کیلومتر در ساعت (31 مایل در ساعت) تشخیص دهد. محققان همچنین خاطرنشان کردند که گیرنده سیستم، که سیگنال‌ها را ارسال نمی‌کند، ایجاد اختلال در شبکه را دشوارتر می‌کند.

    این تیم افزود: “توانایی ضد تداخل می‌تواند بهبود یابد زیرا گیرنده سیگنال‌ها را ارسال نمی‌کند.” این یافته‌ها توسط مؤسسات برتر چین که در توسعه LT-1 نقش داشتند، از جمله دانشگاه پلی‌تکنیک شمال غربی، دانشگاه جیائو تونگ شانگهای و SAST پشتیبانی شدند. آن‌ها با همکاری یکدیگر، مدل جدیدی را برای شبیه‌سازی دقیق‌تر پارازیت رادار نسبت به مدل‌های موجود ایجاد کردند.

    تشخیص بهینه در زوایای بای‌استاتیک بین 30 تا 130 درجه رخ داد، جایی که پارازیت رادار حتی در دریاهای متلاطم نیز کمترین مقدار را داشت. این چیدمان نشان می‌دهد که معماری دو ماهواره‌ای چین، از نظر تئوری، می‌تواند بر نویز پس‌زمینه‌ای که زمانی هواپیماهای رادارگریز را از مدار نامرئی می‌کرد، غلبه کند.

    یک نقطه عطف استراتژیک

    اگر این تحقیق از طریق آزمایش‌های دنیای واقعی تأیید شود، می‌تواند استراتژی نظامی جهانی را تغییر دهد. جت‌های رادارگریز که مدت‌ها تصور می‌شد از فضا نامرئی هستند، اکنون ممکن است در دسترس رادارهای در حال چرخش باشند.

    مجموعه رو به رشد ماهواره‌های رادار چین می‌تواند نظارت مداوم و در تمام شرایط آب و هوایی بر فعالیت‌های هوایی در مناطق وسیع را امکان‌پذیر کند. پیامدهای این امر بسیار زیاد است که هواپیماهای رادارگریز و حتی پهپادهای کم پرواز یا موشک‌های کروز به زودی می‌توانند از فضا قابل تشخیص باشند.

  • آیا میکروبیوم روده شما می‌تواند بر خلق و خوی شما تأثیر بگذارد؟

    مردم اغلب در مورد داشتن «احساس درونی» صحبت می‌کنند. معلوم می‌شود که این ممکن است چیزی بیش از یک استعاره باشد. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که روده و مغز در حال مکالمه مداوم هستند و آنچه در روده‌های شما اتفاق می‌افتد می‌تواند نه تنها بر اشتها، بلکه بر خلق و خو و رفتار نیز تأثیر بگذارد.

    پیام‌رسان پنهان بدن

    مایا کالبرر، فیزیولوژیست دانشگاه آریزونا، این سیستم ارتباطی را مطالعه می‌کند. آزمایشگاه او بر روی سلول‌های حسی ویژه در روده به نام سلول‌های نوروپود تمرکز دارد. پیام‌رسان‌های کوچکی که می‌توانند مستقیماً با نورون‌های مغز ارتباط برقرار کنند.

    کالبرر می‌گوید: “ما می‌دانیم که چیزهایی مانند گرسنگی واقعی هستند. نحوه احساس ما، آنچه می‌خوریم و حتی اینکه چه میکروب‌هایی در روده ما زندگی می‌کنند، همگی بر نحوه تجربه ما از جهان تأثیر می‌گذارند.” تحقیقات او نشان می‌دهد که این سلول‌های نوروپود نوعی «حس درونی» را تشکیل می‌دهند. یک حس ششم که به بدن ما کمک می‌کند تا آنچه را که در درون ما اتفاق می‌افتد تفسیر کند.

    شکر، شیرین‌کننده‌ها و حس روده

    کار قبلی کالبرر نشان داد که این سلول‌های روده می‌توانند بین شکر واقعی و شیرین‌کننده‌های مصنوعی تمایز قائل شوند. وقتی حیوانات قند مصرف می‌کنند، سلول‌های نوروپود یک نوع سیگنال به مغز می‌فرستند؛ شیرین‌کننده‌های مصنوعی نوع دیگری را تحریک می‌کنند. این تفاوت ممکن است توضیح دهد که چرا قند واقعی احساس رضایت بیشتری ایجاد می‌کند، در حالی که شیرین‌کننده‌ها می‌توانند بدون همان احساس «سنگینی» به ما انرژی سریع بدهند.

    او توضیح می‌دهد: “این فقط مربوط به طعم نیست. روده ما در مورد ارزش غذایی آنچه می‌خوریم به ما می‌گوید. این روشی است که بدن ما غذا را فراتر از طعم ارزیابی می‌کند.”

    وقتی میکروب‌ها به گفتگو می‌پیوندند

    کالبرر و همکارانش در آخرین مطالعه خود توجه خود را به میکروبیوم (جامعه وسیعی از باکتری‌های ساکن روده‌های ما) معطوف کردند. آنها کشف کردند که برخی از این میکروب‌ها می‌توانند از طریق سلول‌های نوروپود نیز ارتباط برقرار کنند.

    کلید این موضوع در پروتئینی نهفته است که روی «دم» باکتری‌های خاصی به نام فلاژلین یافت می‌شود. سلول‌های نوروپود می‌توانند این پروتئین را حس کنند و وقتی این کار را انجام می‌دهند، میزان غذای حیوانات را تغییر می‌دهند. به نظر می‌رسد این سیگنال به بدن میزبان می‌گوید که وقتی فلاژلین تشخیص داده می‌شود، کمی کمتر و وقتی وجود ندارد، کمی بیشتر بخورد.

    روده

    این یافته نشان می‌دهد که باکتری‌های روده ممکن است در میزان غذایی که می‌خوریم، نقشی داشته باشند. نوعی حلقه بازخورد درونی بین ساکنان میکروبی و مغز ما.

    کالبرر می‌گوید: “به نظر غیرمنطقی می‌آید. فکر می‌کنید که نمی‌خواهیم باکتری‌ها بر ما تأثیر بگذارند. اما در واقع به یک میکروبیوم سالم نیاز داریم. این سیستم ممکن است روشی باشد که ما تعادل را حفظ می‌کنیم – میکروب‌های ما و بدن ما در مورد نیازهای غذایی و انرژی ارتباط برقرار می‌کنند.”

    یک “حس نوروبیوتیک”

    کالبرر این شبکه ارتباطی تازه شناسایی شده را “حس نوروبیوتیک” می‌نامد. راهی که سیستم عصبی و میکروب‌های ما با یکدیگر صحبت می‌کنند. درک این زبان می‌تواند امکانات جدیدی را برای سلامت و پزشکی باز کند.

    او می‌گوید: “وقتی بدانیم که این سیگنالینگ چگونه کار می‌کند، می‌توانیم شروع به پرسیدن سوال کنیم. آیا برخی از مواد مغذی یا پروبیوتیک‌ها می‌توانند این مسیرها را تقویت کنند؟ آیا می‌توانیم از طریق ارتباط میکروبی بر خلق و خو یا اشتها تأثیر بگذاریم؟”

    محققان در حال حاضر در حال بررسی ارتباط بین باکتری‌های خاص روده و رفتار اجتماعی هستند، اگرچه مکانیسم‌های اساسی هنوز مرموز هستند. “حس نوروبیوتیک” ممکن است به پر کردن جاهای خالی کمک کند.

    از کشف تا تأثیر بر سلامت

    تبدیل اکتشافاتی مانند این به درمان زمان می‌برد. کالبرر به عنوان مثال به اوزمپیک، یک داروی دیابت مبتنی بر هورمون سیری طبیعی به نام GLP-1، اشاره می‌کند. دهه‌ها تحقیق حیوانی طول کشید تا این کشف به کلینیک برسد.

    اما او خوشبین است که مسیر تحقیقات اولیه روده-مغز تا کاربردهای انسانی این بار کوتاه‌تر باشد. یک نتیجه دلگرم‌کننده: تیمش دریافتند که حتی موش‌های بدون میکروب – حیواناتی که بدون هیچ میکروبی پرورش یافته‌اند – به سیگنال‌های فلاژلین پاسخ می‌دهند. این بدان معناست که مدار روده-مغز ذاتی است، اکتسابی نیست و احتمالاً در کنار میکروبیوم‌های ما تکامل یافته است.

    او می‌گوید: “این چیزی نیست که بتوانیم آن را حذف یا نادیده بگیریم. ما برای زندگی با میکروب‌های خود تکامل یافته‌ایم. هدف خلاص شدن از شر آنها نیست – بلکه درک چگونگی همکاری با آنها برای بهبود سلامت است.”

    گوش دادن به روده شما

    کالبرر وقتی توضیح می‌دهد که چگونه این تحقیق نحوه تفکر او در مورد غذا را تغییر داده است، می‌خندد. او می‌گوید: “حالا وقتی یک بشقاب سبزیجات می‌خورم، با خودم فکر می‌کنم که ‘دلم به من افتخار می‌کند’. شاید کیک در آن لحظه حس رضایت بیشتری داشته باشد، اما دل من می‌گوید ‘تصمیم خوبی گرفتی’.”

    و شاید نکته‌ی اصلی همین باشد: این احساسات دلی ممکن است بدن شما (و میکروبیوم شما) باشند که سعی دارند چیزی به شما بگویند.

  • مهندسان کیسه‌های هوای بزرگ برای هواپیماها پیشنهاد می‌دهند

    دلیل پیشنهاد کیسه‌های هوای بزرگ برای هواپیماها از یک اتفاق ناگوارد شروع شد. یک پرواز ایر ایندیا از احمدآباد به مقصد لندن، تنها 30 ثانیه در هوا بود که فاجعه اوایل امسال رخ داد. گزارش‌های اولیه نشان می‌دهد که سوئیچ‌های کنترل سوخت هواپیما اندکی پس از برخاستن به طرز غیرقابل توضیحی خاموش شده‌اند و باعث قطع سوخت موتورها و از دست رفتن کامل قدرت شده‌اند.

    ضبط‌ های آشفته کابین خلبان نشان می‌دهد که دو خلبان در مورد اینکه چه کسی این تصمیم مرگبار را گرفته است، با سردرگمی از یکدیگر سوال می‌پرسند. در میان هرج و مرج، هواپیما سقوط کرد و به زمین نشست و همه سرنشینان به جز یک نفر کشته شدند. این مرگبارترین فاجعه هوایی در یک دهه بود.

    دو مهندس هوانوردی از موسسه فناوری و علوم بیرلا در هند معتقدند که طرحی را توسعه داده‌اند که می‌تواند به جلوگیری از تصادفات مشابه کمک کند. طرحی که شامل کیسه‌های هوای خارجی عظیم و تحت کنترل هوش مصنوعی است. این سیستم ایمنی چند لایه که پروژه REBIRTH نام دارد، هواپیما را با مجموعه‌ای از حسگرها که دائماً شرایط پرواز را رصد می‌کنند، مقاوم‌سازی می‌کند.

    اگر سیستم تشخیص دهد که سقوط زیر 3000 پا اجتناب‌ناپذیر است، کیسه‌های هوای غول‌پیکر باز می‌شوند و یک پیله محافظ تشکیل می‌دهند که برای جذب انرژی ضربه و کاهش خسارت طراحی شده است. یک چراغ مادون قرمز و چراغ‌های چشمک‌زن نیز در طول تصادف فعال می‌شوند تا یافتن لاشه‌ی بالشتکی برای امدادگران آسان‌تر شود.

    نموداری که نحوه‌ی عملکرد کیسه‌های هوای هواپیما را نشان می‌دهد

    یک سیستم هوش مصنوعی، نقص‌های احتمالی را تشخیص داده و کیسه‌های هوایی را که پیله‌ی محافظ تشکیل می‌دهند، مستقر می‌کند.

    مهندسان طرح خود را که نامزد جایزه‌ی جیمز دایسون ۲۰۲۵ شده است، اولین «سیستم بقا در تصادف با هوش مصنوعی» در جهان می‌نامند. اگرچه هنوز در مراحل اولیه‌ی آزمایش است، اما می‌گویند شبیه‌سازی‌های کامپیوتری نشان می‌دهد که این سیستم می‌تواند نیروهای تصادف را بیش از ۶۰ درصد کاهش دهد.

    در تئوری، فرود نرم‌تر، همراه با تصمیمات سریع‌تر و مبتنی بر هوش مصنوعی در واکنش اضطراری، می‌تواند به معنای تفاوت بین زنده ماندن یا مرگ مسافران در یک تصادف باشد. یک متخصص هوانوردی در گفتگو با مجله‌ی پاپیولار ساینس گفت که این طرح نویدبخش است، اما هشدار داد که بسیاری از سوالات بی‌پاسخ، به‌ویژه در مورد وزن اضافی کیسه‌های هوا، همچنان باقی مانده است.

    جف ادواردز، خلبان بازنشسته بمب‌افکن‌های اینترودر ۱-۶ نیروی دریایی ایالات متحده و بنیانگذار شرکت مشاوره ایمنی هوانوردی AVSafe،  گفت: “این ایده جالبی به نظر می‌رسد، اما فجایع هوایی که این سیستم کیسه هوا قرار است کاهش دهد، به این معنی است که هواپیماهای آینده همگی وزن اضافی و سایر مصالحه‌ها را برای کاهش یک حادثه در ۲۰ سال آینده تحمل خواهند کرد.”

    کیسه‌های هوای

    تولد دوباره به عنوان «پاسخی به سوگ» پدیدار شد

    اشل واسیم و دارسان سرینیواسان، مغزهای متفکر تولد دوباره، می‌گویند که این مفهوم پاسخی مستقیم به سقوط هواپیمای ایر ایندیا بود که آنها و اعضای خانواده‌شان را گیج و مبهوت کرد.

    واسیم می‌نویسد: “مادرم نمی‌توانست بخوابد. او مدام به ترسی که مسافران و خلبانان باید احساس می‌کردند فکر می‌کرد، چون می‌دانستند هیچ راه فراری وجود ندارد. آن درماندگی ما را آزار می‌داد.”

    این دو نفر شروع به بررسی تحقیقات دانشگاهی در مورد اقدامات ایمنی خطوط هوایی کردند و شکاف قابل توجهی را کشف کردند. اکثر سیستم‌های ایمنی هوایی برای جلوگیری از سقوط طراحی شده‌اند و تمرکز نسبتاً کمی بر بهبود بقا در هنگام سقوط اجتناب‌ناپذیر دارند. با توجه به این موضوع، آنها شروع به توسعه روشی کردند که سه هدف خاص را دنبال می‌کند: کاهش سرعت هواپیما قبل از برخورد، جذب نیروی تصادف و کمک به امدادگران برای یافتن و واکنش سریع‌تر به محل حادثه.

    مهندسان می‌نویسند: “تولد دوباره چیزی بیش از مهندسی است – این پاسخی به سوگ است. قولی مبنی بر اینکه می‌توان برای بقا برنامه‌ریزی کرد و حتی پس از شکست، می‌توان شانس دوباره‌ای داشت.”

    استفاده از هوش مصنوعی، کیسه‌های هوای غول‌پیکر و پیشرانه‌های معکوس برای ایمن‌تر کردن تصادفات

    REBIRTH، به عنوان یک سیستم، مدت‌ها قبل از باز شدن کیسه‌های هوای پاپ‌کورنی شکل، شروع به کار می‌کند. حسگرهایی که در سراسر هواپیما توزیع شده‌اند، ارتفاع، سرعت، وضعیت موتور، جهت و پاسخ خلبان را کنترل می‌کنند. این حسگرها داده‌ها را به یک سیستم هوش مصنوعی داخلی منتقل می‌کنند که اطلاعات را تجزیه و تحلیل می‌کند تا مشخص کند که آیا تصادف قریب‌الوقوع به نظر می‌رسد یا خیر.

    اگر سیستم این تصمیم را در ارتفاع ۳۰۰۰ پایی یا کمتر از آن بگیرد، باعث باز شدن کیسه هوا می‌شود. مهندسان خاطرنشان می‌کنند که خلبانان یک بازه زمانی کوتاه برای لغو تصمیم استقرار هوش مصنوعی دارند، اگرچه دقیقاً مشخص نیست که این بازه زمانی چقدر طول می‌کشد.

    اگر لغو تصمیم خلبان اتفاق نیفتد، کیسه‌های هوای عظیم از دماغه، شکم و دم هواپیما باز می‌شوند. همه این اتفاقات باید در کمتر از دو ثانیه رخ دهد. این کیسه‌های هوای هوشمند از لایه‌های کولار، TPU، زیلون و STF ساخته شده‌اند، موادی که به طور خاص برای خواص جذب انرژی‌شان انتخاب شده‌اند. این لایه‌های پارچه‌ای توسط یک پوشش داخلی از “سیالات غیر نیوتنی” مختلف (مایعی که ویسکوزیته ثابتی ندارند) تقویت می‌شوند که به جذب بیشتر ضربه کمک می‌کند.

    با فرض اینکه موتورها هنوز کار می‌کنند، آنها همچنین به طور خودکار در نیروی رانش معکوس درگیر می‌شوند تا به کاهش سرعت هواپیما کمک کنند. به گفته مهندسان، این نیروی رانش معکوس به تنهایی می‌تواند سرعت هواپیما را قبل از برخورد از 8 تا 20 درصد کاهش دهد.

    به محض اینکه هواپیمای پوشیده شده با کیسه هوا ضربه می‌خورد، سیستم به طور خودکار چراغ مادون قرمز، مختصات GPS و چراغ‌ها را برای کمک به شناسایی سریع آن توسط امدادگران شلیک می‌کند. مهندسان می‌نویسند: “این سیستم برای بدترین حالت آماده می‌شود، زمانی که همه چیز از کار می‌افتد.”

    تا کنون، واسیم و سرینیواسان می‌گویند که نتایج امیدوارکننده‌ای از شبیه‌سازی‌های کامپیوتری سیستم خود دیده‌اند. آنها همچنین یک نمونه اولیه در مقیاس ۱:۱۲ ساخته‌اند و برای شروع آزمایش‌های در مقیاس بزرگتر و در دنیای واقعی، با سیاست‌گذاران، تولیدکنندگان هواپیما و سازمان‌های دولتی تماس گرفته‌اند. در تئوری، آنها معتقدند که این سیستم می‌تواند روی انواع مختلف هواپیماها، چه جدید و چه قدیمی، نصب شود.

    آنها می‌نویسند: “امروز، REBIRTH با طرح‌ها، شبیه‌سازی‌ها و داده‌های مواد آماده، برای آزمایش در مقیاس بزرگتر آماده است.”

    کیسه‌های هوای

    کیسه‌های هوای بیش از حد سنگین می‌توانند ضرر بیشتری نسبت به فایده داشته باشند

    ادواردز، متخصص هوانوردی از AVSafe، گفت که قبل از تعیین قابلیت اطمینان سیستم کیسه هوا، به داده‌های آزمایش بیشتری نیاز است. او خاطرنشان کرد که اثربخشی واقعی سیستم ممکن است تا حدودی به وزن کلی آن بستگی داشته باشد.

    اگرچه کیسه‌های هوا و پیشرانه‌ها برای کاهش نیروی ضربه در نظر گرفته شده‌اند، اما اگر سیستم آنقدر سنگین باشد که وزن و نیروی پسای قابل توجهی به آن اضافه کند، این مزیت می‌تواند خنثی شود. خود کیسه‌های هوا نیز باید بسیار بزرگ باشند تا نیروهای ضربه یک هواپیمای تجاری با وزن بیش از ۶۰۰۰۰۰ پوند را به طور معناداری کاهش دهند.

    ادواردز گفت: “جریمه وزن به تنهایی یک نگرانی عمده خواهد بود.” همچنین هنوز در مورد اثربخشی کلی سیستم نظارت هوش مصنوعی پیشنهادی، عدم قطعیت وجود دارد. در حالی که هوش مصنوعی می‌تواند نزدیکی هواپیما به زمین را حس کند و تصمیمی برای استقرار اقدامات ایمنی بگیرد، ادواردز گفت که هنوز متغیرهای زمان واقعی دیگری وجود دارد که باید هنگام فرود خارج از فرودگاه در نظر گرفته شوند.

    چتر نجات، «پوست جادویی» و دریچه: دنیای عجیب ایده‌های ایمنی هواپیما

    REBIRTH به دنبال یک خط طولانی از پیشنهادهای ایمنی هوایی جذاب و جاه‌طلبانه است که بسیاری از آنها هرگز به مرحله اجرا نمی‌رسند. برخی از هواپیماهای دو موتوره کوچکتر در حال حاضر قادر به استفاده از چتر نجات‌های بزرگ «کل هواپیما» هستند که برای کمک به فرود ایمن هواپیما در صورت خرابی موتور طراحی شده‌اند.

    در سال ۲۰۱۱، محققانی که توسط بودجه ناسا پشتیبانی می‌شدند، توسعه «پوست جادویی» خود ترمیم شونده برای هواپیما را بررسی کردند که می‌توانست قسمت بیرونی را از رعد و برق، دمای شدید و تداخل الکترومغناطیسی محافظت کند. این فرآیند شامل پوشش هواپیماها با یک فیلم رسانا و فوم جاذب انرژی بود. آنها همچنین راه‌هایی را برای ترمیم خود به خودی پوشش در صورت سوراخ شدن یا پاره شدن بررسی کردند.

    سایر اقدامات ایمنی پیشنهادی به طور قابل توجهی کمتر پیشرفته بوده‌اند. پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر، ایرباس حق ثبت اختراعی برای دریچه‌ای که در ورودی کابین خلبان نصب شده بود، ثبت کرد که ظاهراً برای بیرون راندن مهاجم احتمالی از هواپیما در هوا طراحی شده بود. همین پتنت حتی پیشنهاد استفاده از گاز آرام‌بخش در کابین را به عنوان یک اقدام ضد تروریسم مطرح کرده است. تا آنجا که ما می‌دانیم، هیچ یک از این ایده‌ها هرگز به هواپیماهای تجاری راه پیدا نکرده‌اند.

    اگر REBIRTH در نهایت در زمان اعلام جایزه دایسون در ۵ نوامبر برنده شود، به جمع پیشنهادهای غیرمعمول خواهد پیوست. برندگان گذشته این جایزه شامل تیمی هستند که یک تریلر خارج از جاده برای حمل سربازان زخمی در اوکراین، یک دستکش پوشیدنی زیست‌پزشکی برای آزمایش گلوکوم و یک “پوشش الکترونیکی” ساخته شده از شیشه ضایعاتی برای کاهش جذب گرما در ساختمان‌ها ساخته است. برندگان این جایزه ۴۰،۰۰۰ دلار جایزه نقدی دریافت می‌کنند.

  • پرورش مغزهای مینیاتوری در آزمایشگاه برای توسعه هوش مصنوعی با بهره‌وری انرژی بالا

    محققان دانشگاه لیهای در پنسیلوانیا در حال هدایت یک پروژه بلندپروازانه برای بررسی چگونگی پردازش اطلاعات توسط نمونه‌های کوچک مغز رشد یافته در آزمایشگاه، به نام ارگانوئیدهای مغزی، برای طراحی هوش مصنوعی هوشمندتر و با بهره‌وری انرژی بیشتر هستند.

    این پروژه به رهبری پروفسور یوگنی بردیچفسکی، کمک هزینه‌ای ۲ میلیون دلاری از برنامه مرزهای نوظهور در تحقیق و نوآوری (EFRI) بنیاد ملی علوم دریافت کرده است.

    این بودجه از تلاش‌های آنها برای مطالعه پردازش اطلاعات پیچیده در مغز و تکثیر آن در سیستم‌های مهندسی شده پشتیبانی می‌کند. بردیچفسکی و تیمش همچنین با کالج مهندسی و علوم کاربردی پی. سی. راسین لیهای و کالج بهداشت همکاری می‌کنند.

    تقلید از مغز انسان

    مغز انسان به خاطر انجام میلیاردها محاسبه با مصرف تقریباً همان انرژی یک لامپ شناخته شده است. محققان با مطالعه نحوه پردازش این اطلاعات توسط مغز انسان، امیدوارند اسرار کارایی را که مقدار قابل توجهی انرژی کمتری مصرف می‌کند، کشف کنند.

    بردیچفسکی با تأکید بر تلاش‌های گذشته در رابطه با این آزمایش گفت: “مردم مدت‌هاست که شبکه‌های عصبی مبتنی بر سخت‌افزار را برای تقلید از مغز انسان ساخته‌اند.”

    اما مدارهای واقعی مغز وظایف پیچیده‌ای را انجام می‌دهند که سخت‌افزار هنوز نمی‌تواند. او ادامه داد: “ما می‌خواهیم آن محاسبات را شناسایی کنیم تا الهام‌بخش نسل بعدی الگوریتم‌های هوش مصنوعی باشیم. نه تنها کارایی آنها، بلکه ظرفیت آنها برای پردازش اطلاعات را نیز بهبود بخشیم.”

    شکافتن این فرآیند

    برای شروع، این تیم قصد دارد یک ارگانوئید مغزی، یک ساختار سه‌بعدی و میلی‌متری که در آزمایشگاه با استفاده از سلول‌های بالغ ساخته شده است، را مطالعه کند. این ساختار شبیه به یک مغز در حال رشد است. این تیم سعی خواهد کرد نورون‌ها را در ارگانوئید سازماندهی کند تا شبیه قشر مغز انسان باشد.

    بردیچفسکی می‌گوید: “در ارگانوئیدها، نورون‌ها به طور تصادفی به هم متصل می‌شوند. در مغز ما، آنها بسیار منظم هستند و ما برای محاسبات به این کنترل نیاز داریم.”

    مغز

    لسلی چاو، دانشیار مواد و مهندسی زیستی، داربست‌های زیست‌ماده‌ای چاپ سه‌بعدی را برای قرار دادن صحیح نورون‌ها خواهد ساخت. لسلی توضیح داد: “ما یاد گرفته‌ایم که می‌توانیم اسفروئیدهای عصبی (خوشه‌هایی از انواع مختلف عصبی) را در سوکت‌های داربست قرار دهیم، لایه‌ها را روی هم قرار دهیم و اساساً کل ارگانوئید را از پایین به بالا مهندسی کنیم.”

    سپس نورون‌ها در معرض تصاویر متحرک ساده قرار می‌گیرند که از طریق پالس‌های نوری منتقل می‌شوند و نحوه پاسخ سلول‌ها را ثبت می‌کنند. همچنین آنها به گونه‌ای مهندسی خواهند شد که هنگام فعال بودن روشن شوند، بنابراین دانشمندان می‌توانند عکس‌های فوری از فعالیت مغز را در زمان واقعی ثبت کنند.

    محققان امیدوارند با تجزیه و تحلیل این الگوها ببینند که آیا ارگانوئیدها می‌توانند چیزهایی مانند حرکت، سرعت و جهت را تشخیص دهند – وظایفی که برای سیستم‌های هوش مصنوعی مانند خودروهای خودران حیاتی هستند.

    برای تفسیر نتایج، این تیم الگوریتم‌های کامپیوتری را توسعه خواهد داد که رمزگشایی می‌کنند کدام نورون‌ها شلیک می‌شوند و این فعالیت به چه معناست. اقدامات حفاظتی اخلاقی نیز بخشی از این طرح است و تضمین می‌کند که ارگانوئیدها برای نزدیک شدن به آگاهی بسیار کوچک و ساده باقی می‌مانند.

    یک تلاش چند رشته‌ای

    همانطور که بردیچفسکی پیشنهاد کرد، موفقیت این پروژه به این بستگی دارد که محققان در رشته‌های مختلف مهندسی چقدر خوب عمل می‌کنند.

    او گفت: “الگوریتم‌های محاسباتی، علوم اعصاب، مهندسی زیستی، مهندسی بافت و حتی فلسفه، همه باید با هم کار کنند. این یک تلاش واقعاً چندرشته‌ای است.”

    این پروژه اولین گام در اثبات این است که یک مدل مغز رشد یافته در آزمایشگاه می‌تواند از محاسبات بیولوژیکی مفید پشتیبانی کند. در صورت موفقیت، می‌تواند الهام‌بخش سیستم‌های هوش مصنوعی کارآمدتر و قدرتمندتری باشد و به طور بالقوه بسیاری از زمینه‌ها را در این فرآیند متحول کند.

  • دارویی که می‌تواند خون شما را به زهر کشنده‌ای برای پشه‌ها تبدیل کند

    پشه‌ها ممکن است بالاخره با رقیب قدرتمندی روبه‌رو شده باشند. دارویی تجویزی که پیش‌تر برای درمان یک بیماری ژنتیکی نادر در انسان استفاده می‌شد، می‌تواند خون انسان را برای پشه‌های ناقل مالاریا که در برابر حشره‌کش‌ها مقاوم شده‌اند، سمی کند. پژوهشی جدید که به تازگی در مجله Parasites & Vectors منتشر شد، نشان می‌دهد همین دارو ــ نیتیسینون (Nitisinone) ــ حتی می‌تواند پشه‌هایی را که تنها روی سطحی اسپری‌شده با این ماده فرود می‌آیند نیز از بین ببرد.

    این یافته‌ها می‌تواند راه‌های تازه‌ای برای جلوگیری از گسترش بیماری‌هایی مانند مالاریا و دنگی بگشاید، به‌ویژه با توجه به اینکه جمعیت‌های بیشتری از پشه‌ها در حال مقاوم شدن در برابر روش‌های سنتی پیشگیری هستند. البته اینکه مردم حاضر باشند بدن خود را به‌عنوان طعمه‌ی خون برای پشه‌ها در اختیار بگذارند، هنوز مشخص نیست.

    پژوهشگران می‌نویسند: “این مطالعه نشان می‌دهد که نیتیسینون با مکانیزمی کاملاً متفاوت از حشره‌کش‌های موجود عمل می‌کند و به‌طور ویژه فرآیند هضم خون را هدف قرار می‌دهد.”

    خون سمی

    نیتیسینون دارویی است که از سمی طبیعی به‌دست‌آمده از گیاه استرالیایی bottlebrush ساخته شده است. این دارو در ابتدا برای استفاده به‌عنوان علف‌کش طراحی شده بود و اسید آمینه‌ای غیرضروری به نام تیروزین را هدف قرار می‌دهد که نقش مهمی در تولید و تنظیم هورمون‌ها دارد. تحقیقات در اواخر قرن بیستم نشان داد نیتیسینون در درمان دو بیماری ژنتیکی نادر ــ تیروزینمی نوع اول و آلكاپتونوریا ــ نیز مؤثر است؛ هر دو این بیماری‌ها توانایی بدن در متابولیسم تیروزین را مختل می‌کنند. سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) در سال ۲۰۰۲ استفاده از این دارو را برای درمان مبتلایان به این شرایط تأیید کرد.

    اما همان فرایندی که به انسان در متابولیسم تیروزین کمک می‌کند، برای پشه‌های خون‌خوار به نوعی حکم خرابکاری در سطح اسیدهای آمینه را دارد. اوایل امسال، پژوهشگرانی که یافته‌های خود را در مجله Science Translational Medicine منتشر کردند، گزارش دادند پشه‌هایی که از خون انسان‌هایی تغذیه کردند که نیتیسینون مصرف کرده بودند، تنها چند ساعت پس از وعده‌ی خون خود مردند. هرچند بیماران معمولاً این دارو را در دوزهای نسبتاً بالا مصرف می‌کنند، اما پژوهشگران دریافتند که اثر سمی آن بر پشه‌ها حتی در دوزهای بسیار کمتر نیز اتفاق می‌افتد.

    فرایند مسمومیت باعث مهار آنزیمی می‌شود که پشه‌ها برای پردازش پروتئین‌ها و اسیدهای آمینه در خون به آن نیاز دارند. ورود نیتیسینون، روند «هضم خون» آن‌ها را مختل کرده و در عمل سیستم گوارشی پشه را مسدود می‌کند. به بیان دیگر، این دارو توانایی پشه‌ها در تبدیل پروتئین خون انسان را علیه خودشان به کار می‌گیرد.

    اما یافته‌های جدید منتشرشده در Parasites & Vectors نشان می‌دهد همین فرایند مسمومیت می‌تواند بدون نیاز به مصرف دارو توسط انسان نیز مؤثر باشد. در آزمایش‌ها، پژوهشگران چند گونه پشه را پیش و پس از تغذیه از خون، در معرض سطوحی قرار دادند که با نیتیسینون و چهار مهارکننده‌ی دیگر HPPD پوشانده شده بود. طبق گزارش مطالعه، پشه‌ها نیتیسینون را از طریق پاهایشان جذب کردند.

    پشه‌ها

    در عرض چند ساعت، نیتیسینون اثر سمی مشابهی بر پشه‌ها داشت که در نمونه‌هایی که از خون حاوی دارو تغذیه کرده بودند نیز دیده شد. در همه‌ی موارد، تماس با نیتیسینون موجب فلج‌شدن آنها شد. رنگ بدن تمام پشه‌های آسیب‌دیده نیز تیره‌تر شد. اگرچه پژوهشگران مطمئن‌اند که این روند کار می‌کند، اما هنوز دقیقاً نمی‌دانند چرا. مشخص نیست نیتیسینون چگونه از طریق پا جذب می‌شود و چرا سه داروی مشابه دیگر نتوانستند همان اثر مرگبار را ایجاد کنند.

    لی هینز، نویسنده‌ی ارشد مقاله و پژوهشگر افتخاری مؤسسه LSTM، در بیانیه‌ای گفت:”این پروژه ثابت کرد که چقدر مهم است خارج از چارچوب فکر کنیم.”

    ابزاری تازه برای مقابله با پشه‌های مقاوم

    هر کسی که تلاش کرده حیاط خانه‌اش را با اسپری حشره‌کش از پشه‌ پاک کند و شکست خورده، می‌داند که این روش همیشه جواب نمی‌دهد. و این فقط به خاطر خطای کاربر نیست: گونه‌های مقاوم به حشره‌کش در سراسر جهان رو به افزایش‌اند. برخی مطالعات نشان می‌دهند پشه‌هایی که می‌توانند در برابر تماس طولانی با حشره‌کش‌های فعلی زنده بمانند، ممکن است تا ۳۰ درصد از جمعیت را تشکیل دهند.

    پژوهش سازمان جهانی بهداشت نیز برآورد می‌کند که پشه‌های مقاوم به دست‌کم یک نوع حشره‌کش در بیش از ۹۰ درصد از کشورهایی شناسایی شده‌اند که مالاریا در آن‌ها بومی است. این روندی نگران‌کننده است، به‌ویژه با توجه به اینکه مالاریا هنوز هر سال حدود ۲۶۳ میلیون نفر را مبتلا می‌کند که نزدیک به ۶۰۰ هزار نفر از آن‌ها جان خود را از دست می‌دهند.

    یافته‌های مربوط به نیتیسینون نشانه‌ای امیدبخش هستند مبنی بر اینکه شاید راه‌حل‌های مؤثر برای کنترل جمعیت پشه‌ها همین حالا هم در دسترس باشند. شواهدی که نشان می‌دهد تنها تماس با سطوح آغشته به این دارو می‌تواند کشنده باشد، این احتمال را مطرح می‌کند که نیتیسینون بتواند به‌عنوان جایگزینی برای حشره‌کش‌های سنتی، روی پشه‌بندها یا دیگر لوازم خواب به کار گرفته شود.

    هینز گفت: “کار کردن با دارویی مانند نیتیسینون و انعطاف‌پذیری آن، چشم‌انداز امیدوارکننده‌ای برای ساخت محصولات جدید در مبارزه با پشه‌ها فراهم می‌کند. این واقعیت که می‌تواند پشه‌های مقاوم به حشره‌کش را هم از بین ببرد، ممکن است در مناطقی که مقاومت باعث شکست مداخلات بهداشتی شده، به نقطه‌ی عطفی تبدیل شود.”

    البته انسان‌ها هرگز از خلاقیت در کشتن پشه‌ها کم نیاورده‌اند. پشه‌های اصلاح‌شده‌ی ژنتیکی که فقط توانایی تولید نسل نر دارند، در برخی مناطق آمریکا رها شده‌اند به امید کاهش جمعیت کلی آن‌ها. در هاوایی، شرکت Drone Amplified اخیراً ده‌ها کپسول زیست‌تجزیه‌پذیر حاوی پشه‌ های پرورشی را بر فراز جنگل‌ها پخش کرده تا با جمعیت مهاجم پشه‌ها مقابله کند. به‌تازگی هم دانشمندان در چین گونه‌ای از «پشه های فیل‌مانندِ آدم‌خوار» را آزاد کردند که قرار است لارو گونه‌های کوچک‌تر ناقل دنگی را بخورند.

    البته همیشه نیازی به چنین راه‌حل‌های پرزرق‌وبرق نیست. شاید در آینده، خانواده‌هایی که می‌خواهند از وزوز آزاردهنده‌ی پشه‌ها خلاص شوند، تنها کافی باشد کمی نیتیسینون روی توری پنجره‌هایشان بمالند.