نویسنده: هستی

  • آزمایشگاه ماده تاریک چین : عمیق ترین آزمایشگاه دنیا

    حدود 2400 متر زیر کوه های جین پینگ در جنوب غربی چین، عمیق ترین و بزرگترین آزمایشگاه زیرزمینی جهان به تازگی افتتاح شده است. این فضای عظیم خانه دانشمندانی است که در حال شکار ماده تاریک هستند. ماده فرضی که تصور می شود بیش از 80 درصد جرم کیهان را تشکیل می دهد.

    آزمایشگاه زیرزمینی جین پینگ چین (CJPL) در سال 2010 افتتاح شد و پس از سه سال ساخت، فاز دوم آن، CJPL-II، در دسامبر 2023 به بهره برداری رسید. با ظرفیت گسترده 330000 متر مکعب، اکنون از آزمایشگاه ملی گرن ساسو پیشی گرفته است. (LNGS) در لاکویلا، ایتالیا، رکورددار قبلی هم از نظر عمق و هم حجم.

    فضای اضافی به آزمایش هایی مانند آزمایش های زنون ذرات و اخترفیزیک (PandaX) و آزمایش ماده تاریک چین (CDEX) اجازه ارتقا داده است. خوان کولار، فیزیکدان دانشگاه شیکاگو در ایلینویز میگوید: “این شگفت انگیز است که آنها در یک دهه توانسته اند انجام دهند.”

    ماده تاریک همچنان یک راز علمی است. فیزیکدانان محاسبه کرده اند که گرانش تولید شده توسط ماده مرئی بسیار ضعیف است و نمی تواند کهکشان های سریع السیر را از هم دور نگه دارد. بنابراین، آنها ماده تاریک را به عنوان چسب نامرئی که جهان را در کنار هم نگه می دارد، تئوری کردند.

    اگرچه ماده تاریک باید همه جا باشد، اما مشاهده مستقیم آن دشوار است، زیرا تصور میشود که به سختی با ماده معمولی تعامل دارد و نور ساطع، بازتاب یا جذب نمیکند. ادعاهایی مبنی بر کشف ماده تاریک با پیشنهاداتی مبنی بر اینکه آزمایش ها ممکن است توسط سیگنال های دیگر مخدوش شده باشند، با مشکل مواجه شده است.

    هنری تز-کینگ وونگ، فیزیکدان دانشگاه آکادمی سینیکا در نانگانگ، تایوان، که در CDEX کار می کند، می گوید: “شکوه علمی در انتظار کسانی است که برای اولین بار ماده تاریک را تشخیص می دهند و این جستجوی مداوم یکی از بزرگترین تلاش ها در فیزیک ذرات است.”

    نور زیر کوه

    بهترین مکان برای جستجوی ماده تاریک، زیر زمین است. زیرا لایه های آشکارسازهای سپر سنگی از «نویز» پس زمینه، مانند پرتوهای کیهانی – ذرات پرانرژی که از فضا به زمین میبارند – که میتوانند سیگنال های بالقوه ماده تاریک را غرق کنند. مارکو سلوی، فیزیکدان موسسه ملی فیزیک هسته ای در بولونیا، ایتالیا می گوید”تلاش برای تشخیص ماده تاریک در سطح زمین مثل تلاش برای شنیدن صدای کوچک یک کودک در داخل استادیوم است که در آن همه فریاد میزنند.”

    در زیر زمین، CJPL-II با سرعت 0.000001 درصد سطح زمین در معرض پرتوهای کیهانی قرار می گیرد و آن را به یکی از بهترین آزمایشگاه های زیرزمینی محافظت شده در جهان تبدیل می کند. دیوارهای آن همچنین با یک سپر محافظ به ضخامت 10 سانتی متر ساخته شده از ترکیبی از لاستیک، بتن و سایر مواد که آب و گاز رادون رادیواکتیو را مسدود می کند، پوشیده شده است، که می تواند از سنگ اطراف نفوذ کند و آزمایش های تشخیص ماده تاریک را مختل کند.

    ماده تاریک

    تیم های تحقیقاتی این مرکز در حال حاضر از فضای اضافی استفاده می کنند. در حالی که CJPL-II در حال ساخت بود، تیم PandaX آشکارساز خود را از ظرفیت ۱۲۰ کیلوگرم زنون مایع به ۴ تن ارتقا داد. هنگامی که یک ذره بالقوه ماده تاریک با یک اتم زنون برخورد می کند، انرژی آن باید به فلاش های نور تبدیل شود که می تواند توسط حسگرهای نوری شناسایی شود.

    این آشکارساز به آزمایش XENONnT LNGS (8.6 تن) و آزمایش LUX-ZEPLIN (7 تن) در مرکز تحقیقات زیرزمینی Sanford در لید، داکوتای جنوبی می رسد.

    نینگ ژو، یکی از اعضای تیم، فیزیکدان دانشگاه شانگهای جیائو تونگ در چین، می گوید که آشکارساز PandaX-4T درون یک مخزن 900 متر مکعبی آب قرار می گیرد تا حتی بیشتر از آن در برابر ذرات سرگردان محافظت کند. او میگوید: “با حساسیت بهتر، میتوانیم با آشکارساز بازی کنیم و انواع مختلف تعاملات را آزمایش کنیم. هدف نهایی این تیم ساخت یک آشکارساز زنون با ظرفیت 40 تا 50 تن است. به گفته ژو، این رقیب آزمایش DARWIN اروپا است که هدف آن 40 تن است.”

    در همین حال، تیم CDEX یک آشکارساز ژرمانیوم را نیز مستقر کرده است که ذرات ماده تاریک بالقوه را با جرمی حتی کمتر از آنچه آزمایش های زنون به دنبال آن هستند، هدف قرار میدهد. آشکارساز CDEX از ظرفیت 1 کیلوگرم به 10 کیلوگرم ژرمانیوم ارتقا یافته است، با برنامه ریزی برای ساخت یک آرایه آشکارساز حاوی یک تن.

    اگر یک ذره ماده تاریک به این آشکارساز برخورد کند، این برهمکنش باید بارهایی تولید کند که به سیگنال های الکتریکی تبدیل می شوند. ژو امیدوار است که از همکاران بین المللی بیشتری برای پیوستن به CDEX دعوت کند که در حال حاضر شامل محققانی از هند و ترکیه است.

    سلوی میگوید: “اگرچه جستجو برای ماده تاریک در سطح جهانی رقابتی است، اما وجود چندین آزمایشگاه زیرزمینی در سراسر جهان که آزمایش های مشابهی را انجام میدهند، به محققان اجازه میدهد نتایج خود را با هم مقایسه کنند.”

    در سال 2022، تیم PandaX توانست نتایج آزمایش XENON LNGS را تأیید کند که نشان داد سیگنال شگفت انگیز شناسایی شده توسط XENON در سال 2020 از نویز پس زمینه به جای ماده تاریک است. با استفاده از رویکردی مشابه.

    اما کولار فکر میکند که تحقیقات در مورد ماده تاریک از رویکردها و ایدههای جدید سود میبرد نه اینکه با نسخه های بزرگتر و حساس تر از همان آشکارسازها، رقابت را شکست دهد. او می گوید: “در حال حاضر به اندازه کافی تکرار وجود دارد.”

    ژو میگوید طی دهه آینده، تیم های CJPL-II به بهبود حساسیت آشکارسازهای خود ادامه خواهند داد. او همچنین امیدوار است که جامعه جهانی تحقیقات ماده تاریک مجموعه داده های CJPL-II را با مجموعه داده های خود به اشتراک بگذارد و ترکیب کند. او می گوید: “ما هنوز کارهای زیادی برای انجام دادن داریم.”

  • 6 نکته درباره چگونگی کارکرد حافظه انسان

    حافظه فرآیند شناختی است که در آن مغز اطلاعات را رمزگذاری، ذخیره و بازیابی می کند. این شامل توانایی یادآوری تجربیات، حقایق و رویدادهای گذشته، شکل دادن به درک فرد از جهان و تأثیرگذاری بر تصمیم گیری است.

    در اینجا حقایقی در مورد نحوه ذخیره و سازماندهی حافظه در مغز آورده شده است. حافظه، یک فرآیند شناختی اساسی، سنگ بنای توانایی ما برای یادگیری، سازگاری و جهت یابی در دنیای اطرافمان است.

    نوروپلاستیسیته به ظرفیت مغز برای انطباق و تغییر در پاسخ به تجربیات مختلف اشاره دارد. این ویژگی قابل توجه به مغز اجازه می دهد تا یاد بگیرد، سازماندهی مجدد کند و پس از صدمات بهبود یابد.

    درک ساختار و عملکرد مغز پایه ای را برای کاوش در فرآیندهای شناختی مختلف از جمله حافظه، ادراک و تصمیم گیری فراهم می کند. تعامل پیچیده نورون ها و انتقال دهنده های عصبی، مبنای محاسبات پیچیده ای را تشکیل می دهد که زیربنای شناخت انسان است.

    مغز به عنوان یک شبکه بسیار به هم پیوسته عمل می کند و مناطق مختلف برای تسهیل فرآیندهای درگیر در حافظه با یکدیگر همکاری می کنند.

    از رقص عصبی درگیر در رمزگذاری اطلاعات گرفته تا مکانیسم های تثبیت استراتژیک، در این مقاله به بررسی برخی حقایق در مورد نحوه عملکرد حافظه می پردازیم.

    1. اطلاعات حواس رمزگذاری شده است

    در قلب حافظه، رمزگذاری نهفته است. فرآیند تبدیل ورودی های حسی به شکلی که مغز می تواند از آن استفاده کند و آن را حفظ کند. آن را به عنوان مترجم مغز در نظر بگیرید که تجربیات را به زبانی که درک می کند تبدیل می کند. این فرآیند، که برای یادگیری و سازگاری حیاتی است، دارای اجزای خاصی است:

    رمزگذاری معنایی

    این شکل از رمزگذاری شبیه به ایجاد برچسب های معنی دار برای اطلاعات است. این داده ها را بر اساس معنای آن لنگر می اندازد و ارتباطات قوی ایجاد می کند که ساختار و حفظ را افزایش می دهد.
    وقتی دانش جدید را با مفاهیم موجود مرتبط میکنیم، رمزگذاری معنایی چارچوبی شناختی ایجاد میکند که دسترسی و استقامت را تسهیل میکند.

    رمزگذاری بصری

    مغز اغلب اطلاعات را بر اساس ویژگی های بصری خود رمزگذاری می کند. رنگ ها، اشکال و بافت ها از طریق رمزگذاری بصری به اجزای سازنده حافظه تبدیل می شوند.

    رمزگذاری صوتی

    اطلاعات پردازش شده بر اساس ویژگی های شنوایی، مانند زیر و بم، لحن، یا ریتم، تحت رمزگذاری صوتی قرار می گیرند. این به توانایی ما برای یادآوری صداها و کلمات گفتاری کمک می کند و لایه ای از غنا را به حافظه ما اضافه می کند.

    حافظه

    2. مناطق مختلف مسئول عملکردهای حافظه متفاوت هستند

    درک معماری حافظه مغز شامل تشریح آن به انواع مختلف است که هر یک عملکرد مشخصی را ایفا می کند و توسط ناحیه خاصی از مغز کنترل می شود.

    حافظه کاری

    حافظه کاری که اغلب به یک دفترچه یادداشت ذهنی تشبیه می شود، فضای کاری شناختی است که ما به طور موقت اطلاعات مورد نیاز برای کارهای در حال انجام را در آن نگهداری و دستکاری می کنیم. این جنبه از حافظه که توسط لوب فرونتال اداره می شود، با عملکردهای اجرایی خود، عملیات شناختی یکپارچه را امکان پذیر می کند.

    لوب پیشانی که در جلوی مغز قرار دارد به عنوان مرکز فرماندهی شناختی عمل می کند. کارکردهای اجرایی مجموعه ای از مهارت های ذهنی است که افراد را قادر می سازد تا فرآیندهای شناختی خود را مدیریت و تنظیم کنند.
    این کارکردها شامل وظایفی مانند حافظه کاری، حل مسئله، کنترل توجه، انعطاف پذیری شناختی و تعیین هدف می شود. لوب فرونتال، به ویژه قشر جلوی مغز، نقش اصلی را در هماهنگی این عملکردهای اجرایی ایفا می کند و امکان توانایی های شناختی سطح بالاتر را فراهم می کند.

    حافظه اعلامی

    این جنبه از حافظه بهعنوان «داستانسرا» عمل میکند و بیشتر به حافظه اپیزودیک (رویدادها و تجربیات) و معنایی (واقعیت ها و مفاهیم) منشعب میشود.

    هیپوکامپ ناحیه مغز مسئول این امر است و تجربیات گذشته را به دانش واقعی و درک مفهومی مرتبط می کند. این نقش محوری در شکل گیری و بازیابی حافظه های صریح ایفا می کند و به ویژه در رمزگذاری اولیه خاطرات و انتقال آنها به ذخیره سازی طولانی مدت نقش دارد.

    حافظه غیراعلامی

    گاهی اوقات به عنوان حافظه ضمنی شناخته می شود، این حافظه در زیر سطح خودآگاه عمل می کند. مهارت ها و عادات در مخچه و عقده های قاعده ای تقویت می شوند و به اجرای آرام وظایف آموخته شده کمک می کنند. مخچه که در پشت مغز قرار دارد، حرکات ارادی، تعادل و وضعیت بدن را با ادغام ورودی های حسی و سیگنال های قشر مخ هماهنگ می کند. همچنین در عملکردهای شناختی مانند توجه و زبان نقش دارد.

    عقده های قاعده ای حرکات ارادی، یادگیری رویه ای و رفتارهای روتین را تنظیم می کنند که برای انتخاب عمل بسیار مهم هستند. اختلال عملکرد در این ناحیه ممکن است منجر به اختلالات حرکتی مانند بیماری پارکینسون و هانتینگتون شود.

     

    3. خواب برای تثبیت حافظه ضروری است

    انعطاف پذیری عصبی با تقویت اتصالات سیناپسی در طول خواب و بیداری به تثبیت حافظه کمک می کند. این تقویت ثبات و بازیابی خاطرات را افزایش می دهد و ارتباط بین شکل پذیری عصبی و فرآیندهای حافظه را نشان می دهد.

    حافظه همچنین شامل فرآیندی به نام تثبیت می شود که در آن تجربیات به آثار عصبی پایدار تبدیل می شوند. این شامل دو نوع متمایز از ادغام است: تحکیم سلولی و سیستم.

    تحکیم سلولی: تثبیت پایه های اطلاعات

    تحکیم سلولی به عنوان یک تثبیت کننده پایه عمل می کند و با تقویت اتصالات سیناپسی اطلاعات را تقویت می کند. این فرآیند را می توان به ساخت یک پل پایدار بین نورون ها تشبیه کرد که از انتقال مطمئن سیگنال ها اطمینان حاصل می کند.
    خواب به عنوان یک بازیگر تعیین کننده در این تحکیم ظاهر می شود و محیط لازم را برای تقویت سیناپسی و استحکام خاطرات فراهم می کند.

    تحکیم سیستم: مهاجرت تدریجی به اقامتگاه های نئوکورتیکال

    تثبیت سیستم به انتقال خاطرات از هیپوکامپ به نئوکورتکس کمک می کند. این مهاجرت یک فرآیند تدریجی است که در طول زمان آشکار می شود.

    نئوکورتکس، با شبکه گستردهاش، به محل اقامت طولانیمدت خاطرات تبدیل میشود و در مقایسه با فضای ذخیره سازی کوتاهمدت در هیپوکامپ، فضای ذخیره سازی طولانی مدتی را ارائه میدهد.

    اهمیت خواب در این فرآیند تحکیم قابل اغراق نیست. همانطور که مغز وارد مراحل مختلف خواب می شود، خاطرات از شکل های شکننده و وابسته به هیپوکامپ به ساختارهای مستحکم تر و مبتنی بر نئوکورتیکال تبدیل می شوند.

    4. حافظه اتوبیوگرافیک باعث ایجاد حس هویت شخصی می شود

    حافظه اتوبیوگرافیک توانایی یادآوری و به خاطر سپاری تجربیات و رویدادهای شخصی از زندگی خود است. این شامل بازیابی اطلاعات در مورد اپیزودها یا رویدادهای خاص است، مانند مکان و زمان وقوع آنها، افراد درگیر و احساسات مرتبط با آنها.

    حافظه اتوبیوگرافیک نقش مهمی در ساختن حس هویت و تداوم در طول زمان ایفا می کند. زیرا به افراد اجازه می دهد تا درک منسجم و روایی از زندگی خود را حفظ کنند. این نوع حافظه اغلب با نواحی مغز مانند هیپوکامپ و لوب تمپورال داخلی (MTL) مرتبط است.

    MTL به عنوان یک نقطه کانونی در حافظه زندگینامه ای ظاهر میشود و به عنوان یک راهنمای شناختی عمل میکند و خاطرات زندگینامه ای را به طرحواره های شناختی موجود پیوند میدهد. این روند به شکل گیری یک روایت زندگی منسجم کمک می کند.

    هیپوکامپ بازیابی خاطرات زندگی نامه ای را تسهیل میکند و آنها را در چارچوب وسیعتر چشم انداز شناختی ادغام میکند. از طریق این ارتباطات عصبی، MTL نه تنها جزئیات رویدادهای گذشته را حفظ می کند، بلکه در ساختن یک رشته روایت که به سفر شخصی ما معنا می بخشد، کمک می کند.

    حافظه

    5. فعال سازی مجدد رویدادهای گذشته

    در جریان مداوم تجربیات ما، مغز درگیر فرآیند فعال سازی مجدد رویدادهای گذشته، به ویژه در مرزهای بین رویدادهای روایی جاری می شود. این پدیده فعال شدن مجدد عصبی را که حافظه را شکل می دهد، روشن می کند.

    برخلاف بازپخش آفلاین که در جوندگان در طول دوره های آفلاین طولانی مدت مشاهده میشود، فعالسازی مجدد انسان در مرز بین رویدادهای روایی جاری آشکار میشود، همانطور که در مطالعه ای به رهبری Avital Hahamy از دانشگاه کالج لندن مشاهده شد.

    این یک مکانیسم منحصر به فرد برای اتصال اطلاعات زمانی دور به یک درک منسجم از تجربه جاری را نشان می دهد. هیپوکامپ یک بازیکن مرکزی در این فرآیند است. این فعالسازی ها در ارتباط با شبکه حالت پیشفرض، انتخابی هستند و به ویژه برای رویدادهای گذشته مرتبط تنظیم میشوند.
    شبکه حالت پیش فرض (DMN) یک شبکه مغزی فعال در هنگام استراحت است که با افکار درونی و خود انعکاس مرتبط است.

    در حالی که فعالسازی های آفلاین در جوندگان به ساخت مدل فضایی کمک میکنند، در انسان ها به عنوان مکانیزمی برای ایجاد یک رشته داستانی منسجم عمل میکنند.

    این بینش مفهوم یک تجربه یکپارچه و مستمر را به چالش میکشد و نشان میدهد که مغز ما روایتی را از رویدادهای مجزا به هم پیوند میدهد.

    مکانیسم پیشنهادی فعالسازی مجدد عصبی آفلاین در مرزهای رویداد، توانایی مغز را برای ادغام تجربیات گذشته در یک روایت فراگیر نشان میدهد و درک عمیقتری از پویایی دوخت حافظه ارائه میدهد.

    6. حافظه انتخابی است

    مغز انسان تمایل قابل توجهی برای افزایش حفظ وقایع دارای بار عاطفی از خود نشان می دهد. تحقیقات نشان می دهد که تجربیات برجسته از نظر عاطفی، آمیگدال را فعال می کند، مرکز پردازش عاطفی که بر تثبیت حافظه تأثیر می گذارد.

    این فعال سازی احساسی افزایش یافته به زنده بودن و ماندگاری این خاطرات کمک می کند.

    در قلب این انتخاب پذیری، تأثیر آمیگدال بر حافظه نهفته است. این ساختار بادام شکل که عمیقاً در لوب تمپورال مغز جاسازی شده است، رمزگذاری و ذخیره خاطرات عاطفی را تعدیل می کند.

    ارتباط آن با هیپوکامپ و سایر مناطق مرتبط با حافظه، سمفونی فعالیت عصبی را تنظیم می کند که تجارب عاطفی را در ردپای حافظه بادوام حک می کند.

    این انتخاب پذیری صرفاً اتفاقی نیست، بلکه یک مکانیسم تکامل یافته با پیامدهای بقا است. اولویت بندی حفظ وقایع دارای بار هیجانی به عنوان یک عملکرد انطباقی عمل میکند، یادگیری از تجربیات مهم را تقویت میکند و بر رفتار آینده بر اساس تأثیر عاطفی رویدادهای گذشته تأثیر میگذارد.

    درک گزینش پذیری حافظه بینش هایی را در مورد اینکه چگونه مغز اطلاعات را بر اساس اهمیت احساسی اولویت بندی می کند، ارائه می دهد. چه رویدادهای شادی آور یا آسیب زا، وقایع دارای بار عاطفی به نشانگرهای متمایز تبدیل می شوند و روایت فرد را شکل می دهند و بر تصمیم گیری تأثیر می گذارند.

  • مورچه های جراح !

    مورچه های Matabele (Megaponera analis) دارای قابلیت های قابل توجهی در ترمیم زخم هستند و آنها را قادر میسازد تا به طور موثر جراحات ناشی از مبارزه با موریانه ها را درمان کنند. این موجودات کوچک به طور گسترده در آفریقا در جنوب صحرا یافت می شوند و از موریانه ها می کنند.

    طبق یک مطالعه جدید، آنها توانایی منحصر به فردی را به ویژه در درمان جراحات وارده در طول سفرهای خطرناک شکار موریانه خود نشان می دهند. مورچه ها برای تشخیص زخم های عفونی و غیر عفونی تکامل یافته اند.

    محققان دانشگاه Julius-Maximilians-Würzburg (JMU) و دانشگاه لوزان دریافته اند که مورچه ها می توانند با تولید آنتی بیوتیک به تنهایی زخم های عفونی را درمان کنند.

    اریک فرانک در بیانیه ای رسمی گفت: “تحلیل های شیمیایی با همکاری پروفسور توماس اشمیت JMU نشان داده است که مشخصات هیدروکربنی کوتیکول مورچه در نتیجه عفونت زخم تغییر میکند.”

    تولید آنتی بیوتیک

    این آنتی بیوتیک ها از غده متاپلورال واقع در قفسه سینه مورچه تهیه می شوند. ترشح آن 112 جزء را آزاد می کند که نیمی از آنها خواص ضد میکروبی یا ترمیم زخم را نشان می دهند.

    مورچه های

    با کمال تعجب، محققان نشان دادند که این قابلیت های درمانی طبیعی به کاهش 90 درصدی میزان مرگ و میر مورچه های آلوده کمک میکند.

    فرانک در بیانیه ای رسمی گفت: “به استثنای انسان ها، من هیچ موجود زنده دیگری را نمیشناسم که بتواند چنین درمان های پزشکی پیچیده ای را انجام دهد.”

    در آینده، تیم تحقیقاتی قصد دارد رفتارهای مراقبت از زخم را در گونه های دیگر مورچه ها و حیوانات اجتماعی بررسی کند تا آنتی بیوتیک های مورد استفاده مورچه های Matabele را شناسایی و مطالعه کند.

    نویسندگان تأکید میکنند که این یافته ها “پیامدهای پزشکی دارند، زیرا عامل بیماری زای اولیه در زخم های مورچه، سودوموناس آئروژینوزا، همچنین یکی از علل اصلی عفونت در انسان است و چندین سویه به آنتی بیوتیک ها مقاوم هستند.”

    این تحقیق ممکن است منجر به کشف آنتی بیوتیکه ای جدیدی شود که میتوانند در پزشکی انسانی مورد استفاده قرار گیرند و چشم اندازهای جذابی را برای بهبودهای دارویی با الهام از سازگاری های چشمگیر طبیعت ارائه میدهند.

  • استفاده از اولتراسوند راهی جدید برای درمان آلزایمر

    مردی مبتلا به آلزایمر که میدانست هیچ درمانی برای این بیماری وجود ندارد، یک کلاه ایمنی میلیون دلاری برای یک درمان پیشرفته بر سر گذاشت و تقریباً هزار پرتو انرژی اولتراسوند را به سمت هدفی در مغزش به اندازه یک نقطه مداد هدایت کرد.

    دن میلر، 61 ساله، گفت که با ثبت نام در این روش آزمایشی که توسط دکتر علی رضایی، جراح مغز و اعصاب پیشگام بود، چیزی برای از دست دادن نداشت. پزشکان 70 سال است که از اولتراسوند استفاده می کنند تا دید بهتری از رشد اندام و جنین داشته باشند. رضایی اکنون آن را به عنوان یک ابزار درمانی برای افراد مبتلا به آلزایمر و کسانی که با اعتیاد به مواد مخدر مبارزه می کنند، آزمایش می کند.

    رضایی گفت: “در اینجا هیچ درمان معجزه آسایی وجود ندارد. این در حال پیشبرد پزشکی با خطرات حساب شده و جلو بردن مرزها است.”

    آیا اولتراسوند می تواند به افراد مبتلا به بیماری آلزایمر کمک کند؟

    میلر یکی از سه بیمار در آزمایش رضایی در موسسه علوم اعصاب راکفلر در مورگان تاون، ویرجینیای غربی بود. رضایی اجازه داد تا 60 دقیقه شاهد تلاش انقلابی خود برای استفاده از امواج فراصوت برای کاهش سرعت زوال شناختی افراد مبتلا به آلزایمر باشد.

    اسکن مغز میلر لکه های قرمز رنگی را نشان داد که نشان دهنده تجمع پروتئین های آمیلوئید بتا، نوعی پلاک مغزی است که اعتقاد بر این است که با اختلال در ارتباط بین سلول های مغز، نقش مهمی در مبتلایان به آلزایمر دارد. در ساعات قبل از عمل آزمایشی، بیماران آزمایشی یک درمان IV از آدوکانوماب، دارویی که برای کاهش پلاک ها استفاده می شود، دریافت می کنند.

    رضایی گفت که دوکانوماب به روشی که به طور معمول تجویز می شود، به کندی عمل می کند، زمانی که افراد یک یا دو ساعت یک یا دو بار در ماه به مدت 18 ماه یا بیشتر تزریق آنتی بادی دریافت می کنند. زمان زیادی طول می کشد. زیرا داروها برای عبور از آنچه که سد خونی مغزی نامیده می شود مشکل دارند.

    در ماه ژوئیه، سازمان غذا و دارو پس از صدور تاییدیه سریع در ژانویه 2023، مجوز سنتی داروی آلزایمر lecanemab را که با نام تجاری Leqembi شناخته می شود، اعطا کرد.

    رضایی از اولتراسوند متمرکز برای باز کردن سد خونی مغزی استفاده می کند. بیمارانی که در آزمایش او قرار گرفتند، کلاه مخصوصی به سر گذاشتند و روی میز MRI دراز کشیدند. پس از داخل شدن، آنها یک محلول IV حاوی حباب های میکروسکوپی دریافت می کنند. هنگامی که با انرژی اولتراسوند برخورد میشود، حباب ها مرتعش میشوند و سد خونی مغزی را باز میکنند و به طور موقت به داروهای درمانی اجازه میدهند به سرعت وارد مغز شوند.

    رضایی گفت: “به این ترتیب ما محموله را دریافت می کنیم. محموله درمانی را دقیقاً به منطقه ای می رسانیم که باید با نفوذ بالا برود. اما ما باید مراقب باشیم زیرا میخواهیم در این مورد ایمن باشیم. اگر سد بیش از حد باز شود، می تواند منجر به خونریزی و تورم در مغز شود.”

    با وجود اینکه بیماران آزمایشی رضایی در حین عمل بیدار بودند، اما گفتند که چیزی احساس نمی کنند. هر یک از آنها این درمان را یک بار در ماه در یک دوره شش ماهه دریافت کردند.

    تیم رضایی گفت که تا کنون هیچ تغییری در توانایی این سه بیمار برای انجام فعالیتهای روزانه شان از زمان پایان درمان های اولتراسوند در ماه جولای رخ نداده است. اسکن مغز بیماران نیز کاهش واضحی در پروتئین های بتا آمیلوئید را نشان می دهد. پلاک بتا آمیلوئید هدف با اولتراسوند 50 درصد بیشتر از مناطقی که تنها با انفوزیون هدف قرار گرفته بودند کاهش یافت.

    آلزایمر

    اکنون که رضایی نشان داده است که اولتراسوند متمرکز میتواند پلاک بتا آمیلوئید را سریعتر پاک کند. او تأییدیه سازمان غذا و دارو را دارد تا از اولتراسوند برای بازگرداندن عملکرد سلول های مغزی از دست رفته به دلیل آلزایمر استفاده کند.

    رضایی ادامه داد: “ما نمی دانیم که آیا این آسیب به مغز را معکوس می کند یا خیر. زیرا آلزایمر، علت زمینه ای، هنوز در حال رخ دادن است. بنابراین ما مطالعه دیگری داریم که در حال بررسی آن با اولتراسوند هستیم. ابتدا پلاک ها را پاک کنید، سپس اولتراسوند را با دوز متفاوت تحویل دهید تا ببینیم آیا می توانیم آن را معکوس کنیم یا مغز افراد مبتلا به آلزایمر را تقویت کنیم.”

    اما رضایی فقط برای کمک به افراد مبتلا به آلزایمر کار نمی کند. او و تیمش همچنین اعتیاد به مواد مخدر را هدف قرار داده اند، بیماری که حدود 21 میلیون آمریکایی را تحت تاثیر قرار می دهد. رضایی همچنین از اولتراسوند برای درمان اعتیاد استفاده می کند.

    درمان اعتیاد با ایمپلنت مغزی

    رضایی قبل از اینکه به مفهوم استفاده از اولتراسوند برای درمان اعتیاد بپردازد، با این ایده شروع کرد که ممکن است بتواند فناوری مورد استفاده برای درمان بیماری پارکینسون را برای کمک به درمان افراد مبتلا به اعتیاد شدید به مواد مخدر تطبیق دهد.

    برای پارکینسون، از ایمپلنت مغزی برای توقف لرزش استفاده می شود. رضایی فکر می کرد از یک ایمپلنت مشابه در بخشی از مغز که مسئول تنظیم رفتار، اضطراب و هوس ها است به عنوان راهی برای هدف قرار دادن اعتیاد استفاده کند.
    او میگوید: “بخش خاصی از مغز وجود دارد که از نظر الکتریکی و شیمیایی عملکرد نادرست دارد و با اعتیاد مرتبط است.”

    مؤسسه ملی سوء مصرف مواد مخدر با حمایت از تحقیقات او موافقت کرد و در سال 2019، سازمان غذا و دارو به رضایی چراغ سبز برای تحقیقات نشان داد.

    جرود باکهالتر پذیرفت که اولین بیمار معتاد در ایالات متحده باشد که جراحی ایمپلنت را انجام دهد. او پس از آسیب دیدگی شانه خود به داروهای مسکن وابسته شد و بیش از 15 سال با اعتیاد دست و پنجه نرم کرد. باکلتر نمی توانست بیش از چهار روز در یک زمانپاک بماند. او به خاطر نمی آورد که چند بار بیش از حد مصرف کرده است.

    باکهالتر گفت: “نمیدانستم چند شب کجا میخوابم. میدانی، خانواده ام دیگر من را نمیخواستند. من کارهای زیادی انجام دادم تا به آنها صدمه بزنم که برای آنها خیلی سخت بود که با آنها کنار بیایند.”

    او چهار سال پیش به رضایی معرفی شد. این جراح مغز و اعصاب باکلتر را طی یک جراحی هفت ساعته آنقدر جدید عمل کرد که هنوز نامی نداشت. رضایی سوراخی به اندازه نیکل در جمجمه باکهالتر باز کرد، سپس یک سیم نازک با چهار الکترود را به عمق داخل هدایت کرد. باکلتر در طول جراحی بیدار بود.

    هنگامی که در جای خود قرار گرفت، سیم به دستگاهی که در زیر استخوان ترقوه قرار داشت متصل شد. پالس های الکتریکی که به مغز می فرستد برای سرکوب هوس است. باکلتر گفت که بعد از جراحی بدون درد بود. در صورت نیاز، سیستم از راه دور با رایانه لوحی تنظیم می شود. هنگامی که آنها سیستم را بعد از جراحی روشن کردند، بلافاصله تغییری ایجاد شد.

    باکهالتر گفت: “فقط احساس بهتری داشتم، مثل قبل از مصرف موادم احساس میکردم، اما کمی بهتر. در آن نقطه بود که میدانستم که میخواهم بهتر شوم.”

    در مجموع، چهار بیمار مبتلا به اعتیاد شدید به مواد مخدر تحت عمل جراحی ایمپلنت قرار گرفتند: یکی عود جزئی داشت، دیگری به طور کامل از آزمایش خارج شد و دو بیمار، از جمله باکهالتر، از زمان عمل خود بدون مواد مخدر بودند.

    آلزایمر

    چگونه درمان های اولتراسوند ممکن است به افراد معتاد به مواد مخدر کمک کند

    باز کردن جمجمه کسی همیشه خطرناک است. رضایی فکر میکرد که اگر از فناوری اولتراسوند که قبلاً برای درمان سایر اختلالات مغزی استفاده میکرد، به سرعت به بیماران بیشتری دسترسی پیدا کند.

    او گفت: “هیچ بریدگی پوست وجود ندارد. جمجمه باز نمی شود. بنابراین این عمل جراحی مغز بدون بریدن پوست است.”

    در آزمایش جدید، او و تیمش با هدف قرار دادن صدها پرتو اولتراسوند به نقطه دقیقی در داخل مغز، اعتیاد را درمان می کنند.

    رضایی گفت: “بنابراین ناحیه ای که ما تحت درمان قرار می دهیم مرکز پاداش در مغز است که هسته اکومبنس است که درست در پایه این ناحیه تاریک قرار دارد. سپس امواج اولتراسوند را به آن قسمت خاص از مغز میرسانیم و مشاهده میکنیم که چگونه هوس ها و اضطراب شما در پاسخ به اولتراسوند تغییر میکند. کل این روش یک ساعت طول میکشد.”

    در فوریه گذشته، رضایی از اولتراسوند متمرکز برای معالجه دیو مارتین استفاده کرد که در میان دوستان و خانواده اش که تمام عمرش مواد مصرف میکردند، احاطه شده بود. مارتین گفت که از 7 سالگی شروع به مصرف مواد مخدر کرد و 37 سال ادامه داد. از زمان درمان با اولتراسوند خیلی چیزها برای او تغییر کرده است.

    مارتین گفت: “روز عمل، بهترین روز زندگی من بود.”

    به گفته تیم دکتر رضایی، مارتین اعتراف کرد که در یک مهمانی در ماه دسامبر یک قرص مسکن مصرف کرده است. با این حال، 10 نفر از 15 بیمار در آزمایشهای بالینی اولتراسوند کاملاً عاری از دارو باقی مانده اند.

    آینده اولتراسوند رضایی چیست؟

    رضایی همین درمان را روی 45 بیمار معتاد دیگر امتحان می کند و در حال حاضر به فکر گسترش استفاده از اولتراسوند برای کمک به افراد مبتلا به سایر اختلالات مغزی از جمله اختلال استرس پس از سانحه و حتی چاقی است.

    او مصمم است بیشتر بیاموزد و یافته های خود را تکرار کند.

    رضایی گفت: “همیشه خطر وجود دارد. اما شما نمی توانید بدون ریسک پیشرفت کنید و اکتشاف کنید. اما ما باید جلو برویم و ریسک کنیم. زیرا افراد مبتلا به اعتیاد و آلزایمر از بین نمی روند. اینجاست، پس چرا 10، 20 سال صبر کنیم؟ همین الان انجامش بده.”

  • هواپیمای مافوق صوت x-59 ناسا

    اصطلاح هواپیمای فضایی، انواع و اقسام تصاویر را تداعی می کند و ناسا با هواپیمای مافوق صوت x-59 جدید خود (حتی نامش هم مرموز به نظر می رسد) آنها قطعاً ناامید نشده اند.

    هواپیمای مافوق صوت جدید و آرام آنها طوری طراحی شده است که غرش صوتی را که هنگام عبور از سرعت صوت ایجاد می کند به حداقل برساند. این هواپیما با سرعت 1.4 برابر سرعت صوت پرواز خواهد کرد و قرار است در اواخر سال جاری اولین پرواز خود را انجام دهد.

    این هواپیما نتیجه پروژه مشترک ناسا و لاکهید مارتین است و هدفی ساده و در عین حال جاه طلبانه دارد. رویا این است که با تولید نسل جدیدی از جت های تجاری که میتوانند سریعتر از سرعت صوت حرکت کنند، سفرهای هوایی را متحول کنند.

    ذکر این نکته مهم است که این ها نسل بعدی هواپیماهای مافوق صوت خواهند بود. زیرا توپولف TU-144 (اولین پرواز در 31 دسامبر 1968) و کنکورد (اولین پرواز در 2 مارس 1969) اولین هواپیماها بودند.

    پرواز مافوق صوت توانایی پرواز با سرعتی بیش از سرعت صوت است. مقدار سرعت صوت بر اساس چگالی هوا متفاوت است، اما در سطح دریا 1224 کیلومتر در ساعت است. آهسته تر از این پرواز کنید و پرواز زیر صوت است، سریعتر پرواز کنید و مافوق صوت می شود. هواپیماهایی که دیوار صوتی را می شکنند، غرش صوتی معروف را تولید می کنند. اما در لحظه ای که جسمی از دیوار صوتی عبور می کند، این اتفاق نمی افتد.

    غرش صوتی، که اثر امواج ضربه ای فشرده است، صدایی پیوسته است که در تمام مدت زمانی که هواپیما سریعتر از صدا حرکت می کند، رخ می دهد. برای ناظران روی زمین، شما فقط زمانی که امواج فشار از روی شما عبور می کنند، غرش را تجربه می کنید. صدا می تواند بسیار آزاردهنده باشد، بنابراین X-59 امیدوار است اختلالی را که ایجاد می کند برطرف کند.

    هواپیمای مافوق صوت

    طراحی هواپیمای مافوق صوت

    طراحی X-59 به نظر می رسد که مستقیماً از یک فیلم علمی تخیلی بیرون آمده باشد. طول آن 30 متر و عرض آن 9 متر است. این جت یک دماغه نازک و باریک دارد که حدود یک سوم طول کلی را به خود اختصاص می دهد و امید است که به طور قابل توجهی امواج ضربه ای را که غرش صوتی را ایجاد می کند، از بین ببرد.

    به دلیل طراحی و دماغه بلند، خلبان تقریباً در نیمه راه می نشیند و گرفتن نمای جلو مناسب از پنجره را دشوار می کند. برای رفع این مشکل، دوربین های با وضوح بالا سیگنالی را به مانیتورهای 4K در کابین خلبان به عنوان بخشی از سیستم دید خارجی میدهند.

    کنکورد در سال 2003 با 27 سال پرواز از رده خارج شد. از آن زمان، ما محدود به پروازهای مادون صوت و عبور از اقیانوس که ساعت ها طول می کشد، بوده ایم. در مقایسه، کنکورد میتواند یک عبور از اقیانوس اطلس از JFK به هیترو را در کمتر از سه ساعت انجام دهد، در حالی که جت های امروزی بیش از هفت ساعت طول میکشد.

    اگر پروازهای آزمایشی X-59 در اواخر امسال موفقیت آمیز باشد، شاید همه ما بتوانیم منتظر سفرهای سریع تر در سراسر جهان در سال های آینده باشیم.

  • بازیابی شنوایی کودکان ناشنوای مادرزادی با ژن درمانی

    مطالعه جدیدی که اواخر ژانویه منتشر شد نشان داد کودکان مبتلا به ناشنوایی ارثی به لطف نوعی ژن درمانی شنوایی خود را بازیافتند.

    در یک کارآزمایی بالینی، که توسط محققانی از Mass Eye and Ear، بیمارستانی تخصصی در بوستون رهبری میشد، شش کودک که نوعی ناشنوایی ژنتیکی به نام DFNB9 داشتند مورد بررسی قرار گرفتند.

    این ناشنوایی ناشی از جهش در ژن OTOF است. به گفته محققان، این جهش قادر به تولید پروتئینی به نام اتوفرلین نیست که برای انتقال سیگنال های صوتی از گوش به مغز ضروری است.

    این آزمایش (که در دسامبر 2022 آغاز شد) در بیمارستان چشم و گوش و حلق و بینی دانشگاه فودان در شانگهای انجام شد و شامل استفاده از یک ویروس غیرفعال حامل یک نسخه فعال ژن OTOF بود.

    این دارو با دقت به گوش داخلی شش کودک در دوزهای مختلف وارد شد و آنها به مدت 26 هفته مشاهده شدند. نتایج منتشر شده در The Lancet نشان داد که پنج کودک از شش کودک که به عنوان ناشنوایی کامل طبقه بندی شده بودند، شنوایی خود را “و توانایی بازیابی شده برای انجام مکالمه عادی” بازیابی کردند.

    محققان می گویند این اولین کارآزمایی بالینی انسانی است که از ژن درمانی برای درمان این عارضه استفاده می کند، با بیشترین بیماران درمان شده و طولانی ترین دوره پیگیری.

    ژن درمانی

    دکتر ژنگ یی چن، دانشیار در آزمایشگاه Eaton-Peabody در Mass Eye and Ear و دانشیار گوش و حلق و بینی – جراحی سر و گردن در دانشکده پزشکی هاروارد، به گفت: “برای ما، این واقعاً یک نقطه عطف است. ما کاملاً هیجان زده هستیم. این تأثیر بسیار زیادی در زمینه خواهد داشت.”

    ژن درمانی

    وی ادامه داد: “کم شنوایی افراد زیادی را تحت تاثیر قرار می دهد و تا به حال هیچ داروی مورد تایید FDA برای درمان هر نوع کم شنوایی از جمله کم شنوایی عمومی وجود ندارد. بنابراین، این اولین باری است که میتوان از یک نوع کاملاً جدید رویکرد ژن درمانی برای درمان کودکانی که کاملاً ناشنوا هستند و عملکرد شنوایی خود را بازیابی کرد، استفاده کرد.”

    چن گفت که وقتی کودکان قادر به شنیدن نیستند، این می تواند بر رشد آنها تأثیر بگذارد و تأثیرات طولانی مدت داشته باشد. او گفت به همین دلیل توصیه می شود که نوزادان در مدت کوتاهی پس از تولد غربالگری شنوایی انجام دهند. ارتباط برای رشد کودکان ضروری است. اگر کودکان نتوانند بشنوند یا نتوانند ارتباط برقرار کنند، به خصوص در سه سال اول زندگی، رشد مغز آنها در واقع به شدت تحت تاثیر قرار می گیرد.

    چن گفت گام های بعدی گسترش مطالعه برای ثبت نام بیماران بیشتر برای یک کارآزمایی بالینی بزرگتر و پیگیری آنها برای مدت طولانی تر برای اطمینان از کارآمدی درمان است، با این امید که بتوان آن را برای درمان انواع بیشتری از ژنتیک ها گسترش داد.

    یافته های کارآزمایی بالینی در 3 فوریه در نشست سالانه انجمن تحقیقات در گوش و حلق و بینی در آناهیم، کالیفرنیا ارائه خواهد شد.

    این پس از گزارشی در مورد اولین فرد در ایالات متحده، پسر 11 ساله اسپانیایی منتشر می شود که تحت درمان ژن درمانی ساخته شده توسط شرکت داروسازی Eli Lilly قرار گرفت تا شکل ژنتیکی کم شنوایی خود را معکوس کند. طبق گفته پزشکان او در بیمارستان کودکان فیلادلفیا.

  • کامپوزیت های تجزیه شونده برای درمان شکستگی استخوان

    در ارائه راه حلی برای یک چالش رایج پزشکی، یک پروژه تحقیقاتی با بودجه دولت آلمان به موضوع عوارض پس از درمان در شکستگی استخوان پرداخته است.

    حدود 10 درصد از 800000 استخوان شکسته که سالانه در بیمارستان های آلمان درمان میشوند منجر به عوارضی میشوند که باعث بستری طولانی مدت در بیمارستان و درمان های گران قیمت میشوند. تیم در این پروژه تحقیقاتی به نام SCABAEGO (Scaffold Bioactive Glass-Enhanced Osteogenesis)، یک داربست، ساختاری موقت، برای حمایت از استخوان های شکسته ایجاد کرده است.

    شاهکار داربست در شکستگی استخوان

    این داربست از پلیمر زیست تخریب پذیر و شیشه زیست فعال ساخته شده است. این داربست با استفاده از پرینت سه بعدی ساخته شده و می تواند برای هر اندازه ای برای محل های شکستگی استخوان سفارشی شود. قبل از این، سی تی اسکن استخوان آسیب دیده انجام می شود.

    دکتر موهیت چایا، مدیر عامل BellaSeno، یک شرکت آلمانی medtech که چاپگرهای سه بعدی را ارائه می دهد، در یک بیانیه مطبوعاتی می گوید:”ما از پرینت سه بعدی استفاده می کنیم تا بتوانیم هر داربست را به صورت جداگانه و متناسب با محل شکستگی برای هر بیمار ایجاد کنیم.”

    مانند یک پازل، داربست سپس با جراحی در محل شکستگی استخوان قرار می گیرد و فضای خالی را که زمانی بافت استخوانی در آن قرار داشت پر می کند. لمس نهایی پر کردن مغز استخوان خود بیمار است که از لگن یا استخوان محکم دیگری در بدن برداشت می شود.
    هدف داربست پس از قرار دادن، بهبود روند بهبود استخوان، به حداقل رساندن خطرات عفونت و به طور بالقوه ساده کردن روشهای پس از درمان است.

    دکتر کای بورچردینگ، رئیس واحد تجاری فناوری پزشکی و علوم زیستی در موسسه فناوری ساخت و تولید مواد پیشرفته IFAM فراونهوفر توضیح داد: “شیشه زیست فعال در داربست، PH محیط اطراف خود را تا قلیایی بالا می برد. مورد بعدی که می خواهیم بررسی کنیم، نتیجه مورد انتظار این است که مهار رشد باکتری است.”

    شکستگی استخوان

    در تماس با مایعات بدن، شیشه زیست فعال به هیدروکسی لاپاتیت، ماده ای شبیه به استخوان تبدیل می شود. به گفته دکتر توبیاس گروسنر از بیمارستان دانشگاه هایدلبرگ، شیشه فعال زیستی بطور قابل توجهی، پس از شش تا هفت سال، به طور کامل به استخوان تجزیه می شود.

    به حداکثر رساندن پتانسیل درمانی

    مزیت دیگر این است که تکنیک ابتکاری نیاز به جراحی دوم را که در روش های فعلی یک الزام است، از بین می برد. روش سنتی شامل استفاده از سیمان استخوان در یک عمل اولیه است که اغلب منجر به فرآیند دو ماهه تشکیل یک غشای محافظ بدن (پریوستئوم) می شود.

    جراحی دوم شامل برش غشای محافظ توسط پزشک، برداشتن سیمان، پر کردن فضا با استخوان اتولوگ و بستن مجدد پریوستوم است.

    تیم SCABAEGO با همکاری بیمارستان دانشگاه هایدلبرگ در حال حاضر در حال بررسی آزمایشات بالینی in vitro و in vivo هستند. این تیم میخواهد ترکیب مناسبی از مواد تشکیل دهنده داربست را پیدا کند تا آن را قویتر کند.

  • 18 گونه حیوانی که در معرض خطر انقراض قرار دارند

    طبق گزارش اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت (IUCN) در حال حاضر بیش از 44000 گونه در معرض خطر انقراض قرار دارند.
    از دست دادن زیستگاه و شکار بی رویه از دلایل اصلی نرخ انقراض بالاتر است. بیش از یک چهارم حیوانات زمین ممکن است تا پایان قرن بیست و یکم منقرض شوند.

    به گفته اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت (IUCN) از پستانداران با شکوه گرفته تا دوزیستان کوچک، در حال حاضر بیش از 44000 گونه در محیط های بومی خود در معرض خطر انقراض هستند.

    با توجه به شکار بی رویه، از دست دادن زیستگاه و تغییرات آب و هوایی که به عنوان عوامل اصلی انقراض در نظر گرفته می شوند، یک مطالعه در سال 2022 از دانشگاه فلیندرز استرالیا پیش بینی می کند که این سیاره تا سال 2050 حدود 10 درصد از حیوانات و گیاهان خود را از دست خواهد داد و تا سال 2100 به 27 درصد افزایش خواهد یافت.

    اجازه دهید نگاهی به 18 نمونه از در معرض خطرترین حیوانات سیاره بیندازیم.

    1. پلنگ آمور

    پلنگ آمور (Panthera pardus orientalis) که به نام رودخانه آمور، که در امتداد مرز خاور دور روسیه و شمال شرق چین جریان دارد، در قرن گذشته با کاهش قابل توجه جمعیت روبرو شد و تعداد آن در طول دهه 1970 به 30 نفر رسید.

    با این حال، تلاش های حفاظتی این رقم را تا سال جاری به حدود 125 نفر رسانده است، به طوری که اکثر پلنگ های آمور در حال حاضر در پارک ملی سرزمین پلنگ، یک منطقه حفاظتشده در روسیه زندگی میکنند.

    پلنگ های آمور که به خاطر خزهای زیبای زرد طلایی، لکه های سیاه بزرگ و زیر شکم سفیدشان شناخته می شوند، از سال 1996 در فهرست قرمز IUCN به عنوان «در معرض خطر بحرانی» قرار گرفته اند.

    پاول فومنکو، هماهنگ کننده برنامه حفاظت از تنوع زیستی در شعبه خاور دور صندوق جهانی حیات وحش (WWF) در روسیه، در بیانیه مطبوعاتی می گوید: “از دیدگاه من، تعداد دقیق پلنگ ها سوال مهمی نیست. آنچه واقعا مهم است این است که شکارچی در آستانه خطر انقراض است.”

    این به دلیل شکار بی امان، همخونی به دلیل جمعیت کم و از بین رفتن زیستگاه از طریق قطع درختان ناپایدار، آتش سوزی های ناشی از انسان و توسعه صنعتی است.

    خطر انقراض

    2. اورانگوتان ها

    اورانگوتان ها (که نام آنها از کلمات مالایی به معنای “شخص” و “جنگل” گرفته شده است) بومی جنگل های بارانی گرمسیری و مناطق کوهستانی خزه ای هستند، از باهوش ترین نخستی ها هستند.

    با این حال، از دست دادن زیستگاه، علاوه بر شکار و آتش سوزی، همچنین بزرگترین تهدید برای هر سه گونه اورانگوتان است – سوماتران (Pongo abelii)، بورنئا (Pongo pygmaeus)، و اورانگوتان تاپانولی (Pongo tapanuliensis).
    با این حال، یافته های سال 2015 نشان میدهد که بقای این میمونهای بزرگ میتواند حتی بیشتر به خطر بیفتد، مگر اینکه تلاش های حفاظتی دوباره آنها را به محیط های طبیعی با منابع غذایی با انرژی بالا معرفی کند تا بقای آنها تضمین شود.

    دکتر ارین ووگل، انسانشناس تکاملی در دانشگاه راتگرز در ایالات متحده، در بیانیه ای میگوید: “اگر حیوانات نتوانند انرژی کافی به دست آورند، بازده تولید مثلی و تعداد جمعیت آسیب خواهند دید.”

    در حالی که تعیین جمعیت دقیق اورانگوتان جهانی چالش برانگیز است، تخمین ها نشان می دهد که بیش از 104000 اورانگوتان بورنئی، کمتر از 14000 سوماترایی و کمتر از 800 اورانگوتان تاپانولی باقی مانده است.

    خطر انقراض

    3. کرگدن

    در آغاز قرن بیستم، آفریقا و آسیا خانه 500000 کرگدن بود. با این حال، جمعیت کرگدن تا سال 1970 به 70000 نفر کاهش یافت. امروزه کمتر از 27000 کرگدن در زیستگاه طبیعی خود وجود دارد. با این حال، این افزایش نسبت به 16803 کرگدن تخمین زده شده در پایان سال 2022 است.

    کرگدن سیاه (Diceros bicornis)، کرگدن جوان (Rhinoceros sondaicus)، کرگدن سوماترایی (Dicerorhinus sumatrensis) و کرگدن بزرگ یک شاخ (Rhinoceros unicornis) همه به شدت در معرض خطر انقراض هستند. کرگدن های سفید (Ceratotherium simum)، که جمعیت آنها در یک نقطه به تنها دو نفر کاهش یافته بود، فقط کمی بهتر هستند.

    در حالی که تخمین ها می گویند حدود 6487 کرگدن سیاه در حیات وحش وجود دارد، هر دو جاوان و سوماترا کمتر از 80 قلاده دارند. بنیاد بین المللی کرگدن گزارش میدهد که کرگدن سوماترا اکنون ممکن است به چند نفر آخرش برسد.

    از دست دادن زیستگاه و همچنین شکار غیرقانونی و تجارت غیرقانونی شاخ کرگدن که به 20000 دلار در هر کیلوگرم می رسد، دلایل اصلی تعداد بسیار کم جمعیت است.

    خطر انقراض

    4. سائولا

    سائولا (Pseudoryx nghetinhensis) که به عنوان تکشاخ آسیایی نیز شناخته می شود، بومی رشته کوه آنامیت در ویتنام و لائوس است. گاو ساکن در جنگل یکی از کوچکترین دامنه ها را در بین پستانداران بزرگ دارد و در جنگل های مرطوب همیشه سبز یا برگریز زندگی می کند و ترجیحاً دره های رودخانه ای را ترجیح می دهد.

    سائولا توسط IUCN به عنوان در معرض خطر جدی طبقه بندی شده است و تنها از سال 1992 برای علم شناخته شده است. تخمین زده می شود که بیش از 750 نفر وجود نداشته باشد.

    یک خطر بزرگ برای این گونه شکار است – شاخ های تیز آن که هم در نر و هم در ماده یافت می شود، غنائم ارزشمندی در شمال دامنه این حیوان محسوب می شوند.

    این گونه همچنین برای تجارت غیرقانونی خز، اهداف طب سنتی و گوشت مورد هدف قرار می گیرد که تقاضای زیادی در رستوران ها و بازارهای مواد غذایی در منطقه دارد.

    خطر انقراض

    5. واکیتا (گرازماهی کالیفرنیا)

    این گراز دریایی (Phocoena sinus) بومی شمال خلیج کالیفرنیا است. این کوچکترین گونه از ستاسین در جهان است که طول آن از چهار تا پنج فوت متغیر است. در آستانه خطر انقراض است و بیش از 10 نفر باقی نمانده است.

    واکیتا به شدت تحت تأثیر فعالیت های انسانی قرار گرفته است. آنها اغلب در تورهای آبششی مشبک بزرگی که توسط شکارچیانی که به طور غیرقانونی توتوآبا را مورد هدف قرار می دهند، درگیر می شوند و می میرند.

    کریستوفر کیریازیس، دانشجوی دکترای UCLA در بوم شناسی و زیست شناسی تکاملی، در یک بیانیه، گفت: “ما دریافتیم که واکیتا توسط عوامل ژنتیکی، مانند جهش های مضر، که تمایل دارند روی بسیاری از گونه های دیگر که مخزن ژنی آنها تا حد مشابه کاهش یافته است، تأثیر بگذارند، منقرض نمی شود. ماهیگیری غیرقانونی همچنان بزرگترین تهدید آنهاست.”

    محققان بر این باورند که اگر ماهیگیران به تجهیزات پایدار روی آورند و خطر تورهای آبششی از بین برود، این حیوانات دریایی در معرض خطر انقراض ممکن است شانس بهبودی داشته باشند.

    خطر انقراض

    6. تنبل سه انگشتی پیگمی

    تنبل های سه انگشتی پیگمی (Bradypus pygmaeus) که بسیار کوچکتر از سایر گونه های تنبل ها هستند، فقط در جزیره کوچکی در سواحل کارائیب پاناما، جزیره اسکودو د وراگواس یافت میشوند. جدای از زندگی در حاشیه درختان حرا قرمز جزیره، آنها در داخل جنگلی منطقه نیز زندگی می کنند، که نشان می دهد جمعیت آنها به احتمال زیاد بین 500 تا 1500 نفر است.

    برایسون وویرین، محقق موسسه پرندهشناسی ماکس پلانک آلمان، در بیانیه ای مطبوعاتی میگوید: “در هر صورت، این عدد برای یک گونه کامل بسیار کم است.”

    این موجودات درختی به طور قابل توجهی در برابر اختلال در زیستگاه و توسعه انسانی خود آسیب پذیر هستند و به دلیل جنگل زدایی مداوم خانه های جنگل های بارانی آنها به عنوان تهدید اصلی برای همه گونه های تنبل محسوب می شوند. علاوه بر این، شکار غیرقانونی خطر دیگری را ایجاد می کند که ناشی از تقاضای زیاد برای تنبل ها در تجارت غیرقانونی حیوانات خانگی است.

    تنبل سه انگشتی پیگمی

    7. شتر باختری وحشی (شتر دوکوهانه وحشی)

    شترهای باختری وحشی (Camelus bactrianus ferus) یکی دیگر از پستانداران بزرگ در معرض خطر انقراض هستند. آنها در برخی از دورافتاده ترین مناطق بیابانی در شمال چین و جنوب مغولستان زندگی می کنند.

    بیشتر آنها در منطقه حفاظت شده ملی شتر وحشی Lop Nur چین زندگی می کنند، در حالی که تعداد کمتری را می توان در منطقه Great Gobi A Strictly Protected پیدا کرد.
    طبق گزارش IUCN، با جمعیت وحشی حدود 950 نفر، این حیوانات به دلیل از دست دادن زیستگاه ناشی از فعالیت های انسانی مانند شکار، معدن، و توسعه کشاورزی به شدت در معرض خطر هستند.

    علاوه بر تقاضا برای گوشت و پوست آنها، محدوده محدود آنها تلاش های حفاظتی را برای بقای آنها ضروری می کند.

    شتر باختری وحشی

    8. نهنگ حقیقی اطلس شمالی

    نهنگ حقیقی اطلس شمالی (Eubalaena glacialis) یک نهنگ در معرض خطر انقراض است که تحت قانون گونه های در معرض خطر از سال 1970 فهرست شده است.

    با تنها 356 نفر باقی مانده، از جمله کمتر از 79 ماده فعال تولید مثلی، جمعیت آنها با سرعت نگران کننده ای کاهش می یابد که عمدتاً به دلیل فعالیت های انسانی است. علاوه بر این، تعداد گوساله های جدید در سال های اخیر به طور مداوم کمتر از حد متوسط بوده است.
    تغییرات آب و هوایی، برخورد کشتی ها، و درهم تنیدگی در وسایل ماهیگیری از علل اصلی مرگ و میر نهنگ های حقیقی اطلس شمالی محسوب میشوند.

    جاشوا استوارت از اداره ملی اقیانوسی و جوی (NOAA) در کالیفرنیا، ایالات متحده میگوید: “درهم تنیدگی وسایل ماهیگیری در این جمعیت متأسفانه نسبتاً رایج است و درهم تنیدگی هایی که منجر به وسایل متصل و آسیب های شدید میشود، عموماً در چند دهه گذشته افزایش یافته است.”
    افزایش سطح سر و صدای اقیانوس ناشی از فعالیت های انسانی نیز نگران کننده است. زیرا این صدا می تواند ارتباط بین نهنگ حقیقی اطلس شمالی را مختل کند و سطح استرس آنها را افزایش دهد.

    نهنگ حقیقی اطلس شمالی

    9. فیل جنگلی آفریقایی

    فیل های جنگلی آفریقایی (Loxodonta cyclotis) که جنگلهای استوایی مرطوب در غرب آفریقا و حوضه کنگو را مهار میکنند، به طور مداوم برای عاجهای عاج شکار میشوند.

    به دلیل افزایش فعالیتهای شکار غیرقانونی و تجارت غیرقانونی، این گونه در سال 2021 پس از کاهش بیش از 86 درصدی جمعیت آن در یک دوره 31 ساله، توسط IUCN در معرض خطر انقراض اعلام شد.

    از دست دادن زیستگاه، درگیری انسانی و تولید مثل کند نیز بر کاهش جمعیت آنها تأثیر می گذارد.
    جان پولسن، دکترای بوم شناس و زیست شناس تکاملی از دانشگاه دوک و آژانس ملی میگوید: “با کمتر از 100000 فیل در سراسر آفریقای مرکزی، اگر دولت ها و سازمان های حفاظت از محیط زیست سریع اقدام نکنند، این زیرگونه در خطر انقراض است.”

    فیل جنگلی آفریقایی

    10. گوریل ها

    این حیوانات بسیار باهوش که رفتارها و احساسات انسان مانند زیادی از خود نشان می دهند، مانند غم و اندوه و خنده، پس از شامپانزه ها و بونوبوها، سومین خویشاوند نزدیک ما هستند.

    بزرگترین میمون های بزرگ که در جنگل های استوایی و نیمه گرمسیری آفریقای استوایی زندگی می کنند، به دو گونه تقسیم می شوند: گوریل شرقی (Gorilla beringei) و گوریل غربی (گوریل گوریل). هر دو توسط IUCN به عنوان “به شدت در معرض خطر” طبقه بندی شده اند.

    طبق گفته سازمان گوریل، یک سازمان غیرانتفاعی متمرکز بر حفاظت، جمعیت فعلی گوریل های غربی کمتر از 150000 نفر است. در میان آنها، گوریل های کراس ریور (Gorilla gorilla diehli)، یکی از دو زیرگونه گوریل های غربی در کنار گوریل های دشت غربی (گوریل گوریل گوریل)، تعداد کمتر از 300 نفر در طبیعت دارند.

    یکی از زیرگونه های گوریل شرقی، گوریل گرائر (Gorilla beringei graueri)، تنها 6800 جمعیت دارد.
    این زیرگونه که فقط در جمهوری دموکراتیک کنگو (DRC) وجود دارد، در سال 1998 به 17000 نفر میرسید. با این حال، طبق مطالعه سال 2016 توسط موسسه تحقیقات گرمسیری اسمیتسونیان پاناما، جمعیت به دلیل جنگ ها، شکار غیرقانونی و از دست دادن زیستگاه به شدت کاهش یافت.

    گوریل کوهی (Gorilla beringei beringei)، تنها زیرگونه ای است که به عنوان “در خطر انقراض” فهرست شده است، جمعیتی در حدود 1200 نفر دارد.
    شکار غیرقانونی، تغییرات آب و هوایی، تخریب زیستگاه و بیماری مهم ترین تهدید برای بقای گوریل ها محسوب می شوند. برخی از حامیان محیط زیست انتظار دارند که گوریل ها تا سال 2050 یا قبل از آن در طبیعت منقرض شوند.

    گوریل

    11. کاکاپو

    کاکاپو (Strigops habroptila) که معمولاً به عنوان طوطی جغد شناخته می شود، یک گونه طوطی شبگرد و زمین نشین بومی نیوزلند است.
    به گفته دپارتمان حفاظت نیوزیلند، این طوطی های بدون پرواز که میتوانند تا 25 اینچ رشد کنند، در خطر انقراض قریب الوقوع هستند و طبق گفته های اداره حفاظت نیوزیلند، امروزه تنها 247 نفر زنده هستند.

    مهمترین تهدیدات آنها شکارچیان پستاندارانی مانند گربه ها، موش های صحرایی، موش های صحرایی و حشرات است که پیش از شروع برنامه بازیابی کاکاپو در سال 1995، تقریباً کل جمعیت را از بین بردند.

    علاوه بر این، آسپرژیلوزیس، عفونت ناشی از قارچ آسپرژیلوس که باعث بیماری تنفسی شدید و گاه کشنده می شود، تهدید بزرگ دیگری است. این عفونت در سال 2021 باعث مرگ دو بالغ و هفت جوجه شد.

    در سال 2023، تیمی از دانشمندان دانشگاه اوتاگو توالی یابی ژنی تقریباً کل جمعیت کاکاپو را برای کمک به بقای گونه انجام دادند.

    اندرو دیگبی، دکترا، مشاور علمی از وزارت حفاظت، در بیانیه ای مطبوعاتی توضیح داد: “کاکاپو از بیماری و بازده تولید مثلی پایین رنج میبرد، بنابراین با درک دلایل ژنتیکی این مشکلات، اکنون میتوانیم به کاهش آنها کمک کنیم.”

    کاکاپو

    12. گرازماهی بی‌باله

    گرازماهی بی‌باله یانگ تسه تنها گونه از گراز دریایی آب شیرین در جهان است. این نام به دلیل نداشتن باله پشتی است.
    این گونه ستاسه (Neophocaena asiaeorientalis) بومی رودخانه یانگ تسه در چین است و در کانال اصلی رودخانه و دو دریاچه بزرگ یافت می شود. دو گونه و سه زیرگونه از گراز دریایی بدون باله در حال حاضر شناخته شده است.

    فعالیت های گسترده انسانی در رودخانه، از جمله آلودگی، ماهیگیری غیرقانونی، برخورد قایق ها و سدسازی، منجر به کاهش قابل توجه جمعیت شده است و امروزه تنها حدود 1000 نفر باقی مانده اند. از دست دادن زیستگاه، گرازهای دریایی را مجبور به ورود به مناطق کوچکتر و کوچکتر می کند.
    صندوق جهانی طبیعت هشدار می دهد که بدون تلاش فوری برای حفاظت، گرازماهی بی‌باله با احتمال 90 درصدی برای انقراض در قرن آینده مواجه است. پس باید خطر انقراض آن را جدی گرفت.

    گرازماهی بی‌باله

    13. تمساح پوزه‌باریک گنگی (گریال)

    تمساح پوزه‌باریک گنگی (Gavialis gangeticus)، که معمولاً به آن تمساح گاویال یا ماهی خوار می گویند، یکی از اعضای آسیایی خانواده کروکودیلیا است که با پوزه بلند و باریک متمایزش قابل تشخیص است.

    از لحاظ تاریخی، دامنه گریال رودخانه های بنگلادش، بوتان، هند، میانمار، نپال و پاکستان را در بر میگرفت. امروزه این گونه به جمعیت های تکه تکه شده در نپال و شمال هند محدود شده است. طبق گفته پارک جانورشناسی ملی اسمیتسونیان در ایالات متحده، گریال یک سبک زندگی آبی را دنبال میکند و افراد فقط آب را رها میکنند تا در سواحل شنی غوطه ور شوند و لانه کنند.

    گریال ها پس از کاهش 98 درصدی جمعیت از دهه 1940، از سال 2007 توسط IUCN به عنوان در معرض خطر بحرانی قرار گرفته اند. در حال حاضر کمتر از 250 فرد در طبیعت باقی مانده است. کاهش قابل توجه جمعیت به از دست دادن زیستگاه ناشی از فعالیت های انسانی، کاهش منابع غذایی موجود (ماهی)، و روش های مضر ماهیگیری نسبت داده می شود.

    تمساح پوزه‌باریک گنگی

    14. میمون عنکبوتی قهوه ای

    میمون عنکبوتی قهوه ای (Ateles hybridus) که بومی جنگل های شمال کلمبیا و شمال غربی ونزوئلا است، یکی از 25 گونه نخستی در معرض خطر انقراض جهان است.

    این گونه که با دم بلند خود متمایز می شود، دارای چهار انگشت خمیده و بدون شست است که به آن کمک می کند از درختی به درخت دیگر تاب بخورد و در اطراف شاخه های درخت حرکت کند.
    طبق گزارش IUCN، در طول 45 سال گذشته، جمعیت میمونهای عنکبوتی قهوهای حدود 80 درصد کاهش یافته است که منجر به باقی ماندن جمعیت وحشی تقریباً 3000 نفری شده است.

    خطرات اولیه برای این گونه شامل از دست دادن زیستگاه طبیعی آن به دلیل جنگل زدایی توسط انسان و شکار غیرقانونی است، زیرا گوشت این گونه در بسیاری از مناطق منطقه بومی آن ارزش بالایی دارد.

    میمون عنکبوتی قهوه ای

    15. لاک پشت دریایی پوزه عقابی

    این لاک پشت دریایی در معرض خطر انقراض (Eretmochelys imbricata) نام خود را از دهان منقار مانند منحصر به فرد خود گرفته است که برای یافتن منابع غذایی در شکاف ها و شکاف های صعب العبور بسیار مناسب است.

    بیشترین جمعیت پوزه عقابی که در آب های گرمسیری و نیمه گرمسیری اقیانوس های اصلی جهان یافت می شود، در اقیانوس اطلس غربی، هند و هند و اقیانوس آرام یافت می شود. بزرگترین جمعیت لانه ساز در استرالیا و جزایر سلیمان قرار دارند.

    طبق یک مطالعه در سال 2018، پوزه هاکس در معرض خطر خاصی از تغییرات آب و هوایی است، که در حال حاضر باعث تغییر در نسبت جنسی و نتایج باروری شده است.

    ناتالی مونترو، فارغ التحصیل دانشگاه ایالتی فلوریدا و نویسنده اصلی این مطالعه، دریافت که افزایش دمای هوا و دریا، همراه با افزایش بارندگی و تشعشعات خورشیدی، می تواند موفقیت کلی جوجه کشی گونه را تا پایان قرن 11 درصد کاهش دهد.

    مونترو میگوید: “انسان ها می توانند به طرق مختلف به لاک پشت های دریایی کمک کنند. کاهش ساخت و ساز ساحلی و حفاظت از زیستگاه های ساحلی بیشتر به اطمینان از در دسترس بودن زیستگاه لانه سازی در حال و آینده کمک می کند.”
    در بسیاری از نقاط جهان، پوزه عقابی را به دلیل صدف های زیبای خود شکار می کنند که از آن برای ساخت جواهرات و زیور آلات استفاده می شود.

    تهدیدهای دیگر عبارتند از گره خوردن در وسایل ماهیگیری تجاری، حملات کشتی ها، آلودگی اقیانوس ها، شکار تخم ها و جوجه های جوجه ریزی، و تخریب زیستگاه در اثر فعالیت های انسانی.

    برآوردها ادعا می کنند که تنها پنج جمعیت در سراسر جهان وجود دارد که سالانه بیش از 1000 ماده بالغ و حدود 8000 ماده بالغ لانه می سازند.

    لاک پشت دریایی پوزه عقابی

    16. سمندر غول پیکر چینی

    سمندر غول پیکر چینی (Andrias davidianus) که یکی از بزرگترین دوزیستان در جهان به حساب می آید، بومی رودخانه های کوهستانی و دریاچه های سنگی در حوضه رودخانه یانگ تسه است.

    از دست دادن زیستگاه، آلودگی و شکار بی رویه گوشت آن – خوراکی لذیذی که در طب سنتی چینی استفاده می شود – تهدیدهای قابل توجهی برای این گونه است.
    به گفته یک سازمان حفاظت از محیط زیست در خطر انقراض حیات وحش، کمتر از 50000 نفر در طبیعت باقی مانده اند.

    جمعیت های پرورشی بیش از 2 میلیون تخمین زده می شود، با این حال، تحقیقات انجام شده در سال 2015 بیان می کند که کشاورزی به جای حمایت از حفاظت از جمعیت سمندرهای وحشی، خطری جدی برای جمعیت سمندرهای وحشی دارد.

    این مطالعه نشان داد که سمندرهای وحشی بهطور غیرقانونی شکار میشوند تا جمعیت های مزرعه داری را تکمیل کنند، جمعیت هایی که مقاوم نیستند و اغلب در پرورش موفق با چالش هایی مواجه هستند.

    اندرو کانینگهام، پروفسور اپیدمیولوژی حیات وحش در انجمن جانورشناسی لندن و نویسنده اصلی این پروژه، میگوید: “با شیوه های کشاورزی بهتر، صنعت کشاورزی غولپیکر سمندر چینی این پتانسیل را دارد که به جای تهدید، حفاظت از آنها را منتفع کند.”

    سمندر غول پیکر چینی

    17. گرگ سرخ

    گرگ قرمز (Canis rufus) در معرض خطر انقراض ترین گرگ جهان است، سگ سگی که اندازه آن بین کایوت و گرگ خاکستری است.

    بومی بخش جنوب شرقی ایالات متحده، جمعیت گرگ های قرمز تا اوایل قرن بیستم به طور قابل توجهی کاهش یافت که به دلیل ابتکارات کنترل شدید شکارچیان و تخریب زیستگاه ناشی از فعالیت های انسانی بود.
    گرگ های قرمز که به دلیل رنگ قرمز رنگ کتشان متمایز هستند، توسط IUCU.S.nce در سال 1996 به عنوان در معرض خطر بحرانی قرار گرفته اند.

    طبق گزارش سرویس حیات وحش ماهی و حیات وحش ایالات متحده، تنها حدود 17 گرگ قرمز در طبیعت باقی مانده است. 241 قلاده دیگر در 45 مرکز پرورشی در سراسر کشور در اسارت نگهداری می شوند.

    گرگ سرخ

    18. قورباغه آبی Sehuencas

    قورباغه آبی Sehuencas (Telmatobius yuracare)، بومی جنگل های ابری کوهستانی گرمسیری بولیوی، رودخانه ها و باتلاق ها، عمدتاً توسط از دست دادن زیستگاه تهدید میشود.

    اعتقاد بر این بود که این گونه بین سال های 2009 تا 2019 منقرض شده است، زیرا دانشمندان تنها از یک نمونه نر به نام رومئو آگاه بودند که در موزه تاریخ طبیعی بولیوی Alcide d’Orbigny در اسارت نگهداری میشد.
    رومئو که «تنهاترین قورباغه جهان» نام داشت، حتی یک پروفایل دوستیابی آنلاین توسط دانشمندان برای یافتن یک ماده و نجات گونه او از ناپدید شدن داشت.

    اما در سال 2019، محققان پنج قورباغه را در طبیعت کشف کردند – سه نر دیگر و دو ماده. این کشف اجازه ایجاد یک برنامه اصلاح نژاد را داد.

    قورباغه آبی Sehuencas

  • کشف یک سلول جدید که میتواند به رشد اندام و درمان اختلالات مادرزادی کمک کند

    رشد اندام پیچیده است و با جنین که زمینه را برای رشد استخوان فراهم می کند، شروع می شود. متعاقباً، این نواحی هدایت می شوند تا ساختارهای دقیقی مانند غضروف و استخوان در اشکال و اندازه های مناسب تشکیل دهند.

    به طور دقیق، روند رشد اندام ها در هفته چهارم پس از لقاح، زمانی که جوانه های مزانشیمی ظاهر می شوند، آغاز می شود و در چند ماه آینده به اندام های کاملاً شکل یافته تبدیل می شود.

    انواع سلول های جدید در رشد اندام انسان

    اخیراً، یک مطالعه جدید که در مورد این روند پیچیده تحقیق میکند، کشف کرد که انواع سلول های جدید در رشد اندام انسان، مراحل متمایزی را در رشد عضلانی شناسایی میکنند، تفاوت های ژنتیکی را در شرایط اندام ترسیم میکنند و شباهت هایی را بین فرآیندهای رشد اندام انسان و موش نشان میدهند.

    محققان توالی RNA تک سلولی را بر روی اندام های جنینی موش انجام دادند که امکان تجزیه و تحلیل مقایسه ای بین گونه ها را فراهم کرد. شباهت های قابل توجهی بین رشد اندام ها در انسان و موش نشان داد.

    بر اساس این مطالعه، رشد اندام ها توسط برنامه های مختلف بیان ژنی که در الگوهای زمانی و مکانی خاص عمل می کنند، تنظیم می شود. این اغلب به دلیل پیچیدگی آنها منجر به تغییرات مادرزادی در فنوتیپ می شود. این تغییرات دیکته می کند که بدن افراد هنگام تولد چگونه به نظر می رسد که به عنوان تغییرات ظاهری مادرزادی شناخته می شود.

    در این مطالعه، محققان از تکنیک های پیشرفته، از جمله رونویسی تک سلولی و فضایی استفاده کردند. آنها متوجه شدند که گروه کوچکی از سلول های آغازگر می توانند به انواع مختلفی از سلول ها تبدیل شوند. این سلول ها بسیار متفاوت از یکدیگر شدند و انواع سلول های مختلفی را در بدن ایجاد کردند.

    نویسندگان بیان کردند: “ما تنوع گسترده ای از سلول ها را از چند مولد چند توان به حالت های سلولی متمایز بی شمار، از جمله چندین جمعیت سلولی جدید نشان می دهیم.”

    رشد اندام

    کشف دو موج رشد عضلات انسان

    علاوه بر این، دانشمندان دو موج از رشد ماهیچه های انسان را کشف کردند که هر کدام با حالت های سلولی متفاوتی که توسط برنامه های بیان ژن جداگانه تنظیم میشوند، مشخص خواهند شد. به عبارت ساده، ماهیچه های انسان در دو مرحله رشد می کنند و هر مرحله دارای سلول های مختلفی است که توسط مجموعه های مختلفی از ژن ها کنترل می شوند.

    آنها همچنین فاکتور خاصی به نام musculin (MSC) را کشف کردند که به حفظ سلول های بنیادی عضلانی کمک می کند.

    پروفسور هونگبو ژانگ، نویسنده ارشد این مطالعه از دانشگاه سان یات سن، گوانگژو، در بیانیه ای گفت: “آنچه ما آشکار میکنیم فرآیندی بسیار پیچیده و دقیق است. مانند تماشای مجسمه سازی در حال کار است که بر روی یک قطعه سنگ مرمر میچرخد تا یک شاهکار را آشکار کند. در این مورد، طبیعت مجسمه ساز است و نتیجه آن پیچیدگی باورنکردنی انگشتان دست و پا است.”

    بر اساس این مطالعه، چندین نمونه رونویسی فضایی پیوسته از نظر تشریحی با استفاده از VisiumStitcher جمع آوری شدند، “ما سلول ها را در یک بخش ساژیتال یک اندام عقبی کامل جنین نقشه برداری می کنیم.”

    این بررسی نشان داد که ژن های خاص مرتبط با انگشتان کوتاه تر (براکی داکتیلی) و انگشتان دست یا انگشتان اضافی (پلی سینداکتیلی) در نقاط مختلف بدن قرار دارند. این به آنها کمک کرد تا تفاوت های خاصی را در نحوه عملکرد این ژن ها در قسمت بیرونی اندام – مزانشیم اتوپود پیدا کنند.

    تجزیه و تحلیل مقایسه ای بین گونه ها درک عمیق تری از حفاظت تکاملی و واگرایی در مکانیسم های رشد اندام ارائه می دهد.

    دکتر سارا تیچمن، نویسنده ارشد این مطالعه و یکی از بنیانگذاران اطلس سلول های انسانی، گفت:”برای اولین بار، ما توانستیم روند قابل توجه رشد اندام را تا وضوح تک سلولی در فضا و زمان ثبت کنیم. کار ما در اطلس سلول های انسانی عمیق تر کردن درک ما از چگونگی شکل گیری ساختارهای پیچیده آناتومیکی است و به ما کمک می کند تا فرآیندهای ژنتیکی و سلولی پشت رشد انسان سالم را کشف کنیم که پیامدهای زیادی برای تحقیقات و مراقبت های بهداشتی دارد.

    برای مثال، ما نقش های جدیدی از ژن های کلیدی MSC و PITX1 را کشف کردیم که ممکن است سلول های بنیادی عضلانی را تنظیم کنند.”

  • فعالیت مغز بدون بدن

    محققان فناوری جدیدی ایجاد کرده اند که به مغز اجازه میدهد بدون اتکا به ورودی های بیولوژیکی بقیه بدن به طور مستقل کار کند. این نوآوری راه های جدیدی را برای مطالعه فعالیت مغزی خالص، جدا از تأثیرات بدن باز میکند.

    خوان پاسکوال از مرکز پزشکی UT Southwestern که رهبری این توسعه را بر عهده داشت، در یک انتشار رسمی گفت: “این روش جدید تحقیقاتی را امکان پذیر میکند که بر روی مغز مستقل از بدن تمرکز میکند و به ما امکان میدهد به سؤالات فیزیولوژیکی پاسخ دهیم که هرگز انجام نشده است.”

    این سیستم نوآورانه به عنوان کنترل گردش خون ضربانی خارج بدنی (EPCC) شناخته می شود.

    کاربردهای بالقوه این دستگاه برای فعالیت مغز

    مغز نقش اصلی را در اجرای فرآیندهای فیزیولوژیکی مختلف، مانند ضربان قلب، تنفس و چرخه خواب و بیداری ایفا می کند. به طور همزمان، عملکرد مغز در معرض تأثیرات ناشی از بدن است، مانند سطح قند خون، فشار خون، و اکسیژن.

    به گفته نویسندگان، تا کنون، هیچ رویکرد عملی برای جداسازی مغز از بدن برای تحقیق در مورد چگونگی تأثیر این عوامل بر عملکرد مغز وجود نداشته است. اما اکنون، EPCC فرصتی منحصر به فرد برای بررسی پیچیدگی فعالیت مغز در یک محیط تنظیم شده و ایزوله فراهم می کند.

    فعالیت مغز

    طبق نسخه رسمی، این دستگاه با جداسازی جریان خون به مغز عمل میکند، در نتیجه اندام را حفظ میکند و آن را قادر میسازد تا چندین ساعت مستقل از بقیه بدن کار کند. این دستگاه با استفاده از مدل مغز خوک مورد آزمایش قرار گرفت.

    در این مدل تجربی، محققان جریان خون را از طریق پمپ به مغز منحرف کردند و به آنها اجازه داد فشار خون، حجم، دما، اکسیژن رسانی و سطوح تغذیه را کنترل کنند. بیش از پنج ساعت، محققان متوجه تغییر اندک یا بدون تغییر در فعالیت مغز و سایر عوامل شدند.

    آنها قبلاً از این تکنیک برای یادگیری بیشتر در مورد تأثیر هیپوگلیسمی یا قند خون پایین جدا از سایر عوامل تأثیر گذار استفاده کرده اند. این دستگاه به طور بالقوه می تواند فناوری بای پس قلب و ریه را با شبیه سازی جریان خون طبیعی به مغز بهبود بخشد.

    در این انتشار رسمی آمده است که: “دستگاه های بای پس قلبی ریوی برخی از عملکردهای قلب و ریه ها را تکرار میکنند و جریان مداوم خون اکسیژن دار را در سراسر بدن ارسال میکنند. در مقابل، دستگاه جدید خون را با استفاده از یک جریان ضربانی، بسیار شبیه قلب انسان، تحویل میدهد، تفاوتی که ممکن است از عوارض جانبی مرتبط با مغز که گاهی توسط دستگاه های بای پس قلبی ریوی ایجاد میشود، جلوگیری کند.”