نویسنده: هستی

  • تعیین توالی DNA – دریچه‌ای به اسرار حیات

    تعیین توالی DNA یکی از پیشرفته‌ترین فناوری‌های زیستی است که به دانشمندان امکان می‌دهد تا اطلاعات ژنتیکی موجود در DNA را بخوانند و تحلیل کنند. DNA، ماده‌ی ژنتیکی تمامی موجودات زنده، شامل دستورالعمل‌های حیاتی برای رشد، عملکرد و تولیدمثل است. تعیین توالی این مولکول پیچیده، نقش کلیدی در فهم عمیق‌تر ساختار و عملکرد زیستی دارد.

    فرایند تعیین توالی DNA شامل شناسایی ترتیب نوکلئوتیدها، یعنی واحدهای سازنده DNA (آدنین، تیمین، گوانین و سیتوزین)، است. دو فناوری اصلی که در این زمینه استفاده می‌شوند عبارتند از روش سانگر و نسل جدید تعیین توالی (NGS). روش سانگر که در دهه ۱۹۷۰ توسعه یافت، انقلابی در زیست‌شناسی مولکولی ایجاد کرد و هنوز هم به عنوان یک روش دقیق مورد استفاده قرار می‌گیرد. با این حال، فناوری NGS که در دهه‌های اخیر ظهور کرده، سرعت و مقیاس تعیین توالی را به طور قابل توجهی افزایش داده است.

    تعیین توالی DNA

    کاربردهای تعیین توالی DNA

    کاربردهای تعیین توالی DNA بسیار گسترده‌اند. در پزشکی، این فناوری برای تشخیص بیماری‌های ژنتیکی، طراحی درمان‌های شخصی‌سازی‌شده و درک بهتر سرطان به کار می‌رود. در زیست‌شناسی، دانشمندان از آن برای مطالعه تکامل، شناسایی گونه‌های جدید و بررسی تعاملات زیستی استفاده می‌کنند. همچنین، تعیین توالی DNA در حوزه‌هایی مانند کشاورزی و اکولوژی نیز نقش مهمی دارد، از جمله در بهبود محصولات زراعی و حفظ تنوع زیستی.

    پیشرفت‌های اخیر در تعیین توالی DNA نه تنها هزینه‌ها را کاهش داده، بلکه امکان تجزیه و تحلیل ژنوم‌های پیچیده‌تر را نیز فراهم کرده است. پروژه‌هایی مانند “ژنوم انسان” که به شناسایی کامل ژنوم انسانی پرداخته‌اند، درک ما از حیات و بیماری‌ها را متحول کرده‌اند.

    با این حال، چالش‌هایی نیز در این زمینه وجود دارد. از جمله می‌توان به مدیریت و تحلیل حجم عظیم داده‌های تولیدشده و همچنین ملاحظات اخلاقی مرتبط با استفاده از اطلاعات ژنتیکی اشاره کرد. حفظ حریم خصوصی و جلوگیری از سوءاستفاده از اطلاعات ژنتیکی از مسائل مهمی است که باید به آن پرداخته شود.

    در نهایت، تعیین توالی DNA ابزاری قدرتمند است که دریچه‌ای نوین به اسرار ژنتیکی و زیستی باز کرده است. با پیشرفت‌های آینده در این حوزه، انتظار می‌رود که تاثیرات آن در علوم زیستی و پزشکی حتی گسترده‌تر شود.

  • ساخت مواد ترمیم استخوان از خون

    بدن ما توانایی باورنکردنی برای ترمیم خود را دارد، به خصوص زمانی که آسیب کوچک باشد. محققان با الهام از این فرآیند طبیعی شفابخش، پتانسیل خون را برای ایجاد مواد احیا کننده دگرگون کننده باز کرده اند.

    تیم دانشگاه ناتینگهام از قدرت احیای خون برای ایجاد یک ماده جدید “بیو همکاری” استفاده کرده است. جالب اینجاست که این ماده نوآورانه مشتق از خون پتانسیل ترمیم استخوان های آسیب دیده را در مدل های حیوانی نشان داده است.

    این می تواند درهایی را به روی درمان های احیا کننده شخصی، مانند ایمپلنت های چاپ سه بعدی، برای رسیدگی به آسیب ها و بیماری های مختلف باز کند.

    آلوارو ماتا، که رهبری این توسعه را بر عهده داشت، گفت: “سال‌هاست که دانشمندان به دنبال رویکردهای مصنوعی برای بازآفرینی محیط احیاکننده طبیعی بوده‌اند، که با توجه به پیچیدگی ذاتی آن دشوار بوده است. در اینجا، ما رویکردی را در پیش گرفته ایم تا به جای بازآفرینی زیست شناسی، با زیست شناسی کار کنیم.”

    پپتیدهای ترکیب شده با خون بیمار

    بدن ما در ترمیم جراحات جزئی مانند بریدگی و خراش بسیار کارآمد است. این توانایی تا حد زیادی به دلیل فرآیند پیچیده بازسازی بافت است. وقتی به خود آسیب می‌زنیم، بدن بلافاصله با تشکیل لخته خون پاسخ می‌دهد. این لخته به عنوان یک چسب موقت عمل می کند و از از دست دادن خون بیشتر جلوگیری می کند.

    سپس لخته خون به یک بافت تخصصی به نام هماتوم احیا کننده تبدیل می شود. این RH یک محیط پویا پر از سلول ها، پروتئین ها و فاکتورهای رشد مختلف است که برای بهبودی ضروری است. این باعث می شود بدن ما به لطف RH در بهبود جراحات کوچک ماهر باشد.

    با این حال، آسیب‌های بزرگ‌تر ممکن است بر توانایی‌های درمانی طبیعی بدن غلبه کند که نیاز به مداخله پزشکی دارد. در این مطالعه جدید، محققان از این فرآیند آموختند و راهی برای تقویت آن ابداع کردند. برای این توسعه، این تیم از مولکول‌های پپتید برای مهندسی مواد زنده استفاده کردند که با تقلید از فرآیندهای بهبود طبیعی، بازسازی بافت را تسریع می‌کنند.

    خون

    آنها پپتیدهای مصنوعی را با خون خود بیمار ترکیب کردند و در نتیجه یک ماده خودآرایی ایجاد کردند. این رویکرد مهندسی مواد احیا کننده را که ساختار و عملکرد طبیعی RH را تقلید کرده و بهبود می بخشد، امکان پذیر کرد.

    ماتا اضافه کرد: “این رویکرد “همکاری زیستی” فرصت هایی را برای توسعه مواد احیا کننده با مهار و تقویت مکانیسم های فرآیند درمان طبیعی باز می کند. به عبارت دیگر، هدف ما استفاده از مکانیسم‌های احیاکننده‌ای است که با آنها به عنوان مراحل ساخت برای مهندسی مواد احیاکننده تکامل یافته‌ایم.”

    در ترمیم استخوان حیوانات نویدبخش است

    این مواد مبتنی بر پپتید را می توان به اشکال مختلف شکل داد و قالب بندی کرد و آنها را برای انواع آسیب ها سازگار می کند. نکته مهم این است که این مواد ظرفیت خود را برای تسهیل عملکرد طبیعی پلاکت، تولید فاکتور رشد و جذب سلول حفظ می کنند، که برای بازسازی موفق بافت حیاتی هستند.

    محققان توانایی ترمیم موثر استخوان را در مدل های حیوانی با استفاده از خون خود حیوانات نشان دادند.

    کوزیمو لیگوریو، یکی از نویسندگان دانشکده مهندسی دانشگاه ناتینگهام گفت: “امکان تبدیل آسان و ایمن خون افراد به ایمپلنت‌های بسیار احیاکننده واقعاً هیجان‌انگیز است. خون عملاً رایگان است و می توان به راحتی از بیماران در حجم های نسبتاً بالا دریافت کرد.
    هدف ما ایجاد ابزاری است که بتوان به راحتی در یک محیط بالینی به آن دسترسی داشت و از آن استفاده کرد تا خون بیماران را به سرعت و ایمن به ایمپلنت‌های بازسازی‌کننده غنی، در دسترس و قابل تنظیم تبدیل کند.”

  • این فناوری پوستی میتواند احساس تماسی واقعی را به واقعیت مجازی بیاورد

    یک دستگاه پوشیدنی جدید اکنون می تواند پوست را برای ایجاد احساسات مختلف تحریک کند. محققان دانشگاه نورث وسترن این دستگاه نازک و انعطاف پذیر را طراحی کردند که به آرامی به پوست می چسبد. این می تواند احساسات دقیق، از ارتعاشات ملایم تا فشار قوی تر، و حتی حرکات پیچشی را ارائه دهد.

    این برای ارائه تجربیات حسی واقعی تر و همه جانبه تر برای بازی ها و برنامه های کاربردی واقعیت مجازی طراحی شده است. فراتر از این، این فناوری دارای پتانسیل در بخش مراقبت های بهداشتی است.

    این می تواند بازخورد لمسی را به افراد مبتلا به اختلالات بینایی بدهد و به آنها کمک کند تا در اطراف خود حرکت کنند. برای افراد قطع عضو، می تواند بازخورد حسی از اندام های مصنوعی ارائه دهد و حس لامسه آنها را تقویت کند.

    فناوری پوستی جدید از محرک ها تشکیل شده است

    این دستگاه از یک آرایه شش ضلعی از 19 محرک مغناطیسی کوچک تشکیل شده است که در یک شبکه سیلیکونی انعطاف پذیر محصور شده اند. محرک‌ها قادر به ارائه مجموعه‌ای از احساسات از جمله فشار، لرزش و پیچش هستند.

    این دستگاه از بلوتوث برای دریافت اطلاعات از گوشی هوشمند و تبدیل آن به حس های لمسی استفاده می کند. پس از اتصال، می تواند اطلاعاتی در مورد محیط اطراف کاربر، مانند وجود موانع یا تغییرات در زمین، دریافت کند. سپس این اطلاعات به حس های لمسی تبدیل می شود که از طریق دستگاه به کاربر تحویل داده می شود. علیرغم استفاده از یک باتری کوچک، این دستگاه به دلیل طراحی “بیستابل” آن بسیار کم مصرف است.

    پوست

    جالب اینجاست که می تواند در دو موقعیت ثابت بدون نیاز به توان ثابت باقی بماند. با اعمال فشار رو به پایین عملگرها، انرژی در پوست و اجزای داخلی دستگاه ذخیره می شود. انرژی ذخیره شده با برگشت فنر محرک ها آزاد می شود. در نتیجه، دستگاه تنها در طول این انتقال انرژی مصرف می‌کند که منجر به صرفه‌جویی قابل توجهی در مصرف انرژی و افزایش عمر باتری می‌شود.

    متیو فلاوین، نویسنده اول مقاله، گفت: “به جای مبارزه با پوست، ایده در نهایت این بود که از انرژی ذخیره شده در پوست به صورت مکانیکی به عنوان انرژی کشسانی استفاده کنیم و آن را در طول کار با دستگاه بازیابی کنیم.

    درست مانند کشش یک نوار لاستیکی، فشرده کردن پوست الاستیک انرژی ذخیره می کند. پس از آن می‌توانیم آن انرژی را در حالی که بازخورد حسی ارائه می‌دهیم دوباره به کار ببریم، و این در نهایت مبنایی بود برای اینکه چگونه این سیستم واقعاً کارآمد انرژی را ایجاد کنیم.”

    در تست نوید نشان می دهد

    برای آزمایش دستگاه لمسی، محققان چشمان افراد را بستند و از آنها خواستند موانع را عبور دهند. آنها همچنین توانایی خود را برای تنظیم جای پای خود و حفظ تعادل ارزیابی کردند. این به شرکت کنندگان کمک کرد تا از برخورد جلوگیری کنند و مسیر را با موفقیت طی کنند.

    محققان دریافتند که کاربران می توانند به سرعت با استفاده از دستگاه سازگار شوند. با کمترین آموزش، آنها توانستند از بازخورد لمسی برای حرکت موثر در اطراف خود استفاده کنند. این دستگاه به روشی مشابه عصای سفید عمل می کند که ابزاری است که توسط افراد کم بینا برای تشخیص موانع استفاده می شود. با این حال، دستگاه سطح پیچیده تری از اطلاعات حسی را ارائه می دهد.

    به عنوان یکی از چندین مثال کاربردی، ما نشان می‌دهیم که این سیستم می‌تواند یک نسخه اولیه از “بینایی” را در قالب الگوهای لمسی ارائه شده به سطح پوست بر اساس داده‌های جمع‌آوری‌شده با استفاده از عملکرد تصویربرداری سه بعدی (LiDAR) موجود در تلفن‌های هوشمند پشتیبانی کند. جان آ. راجرز، که توسعه را رهبری می کرد، گفت.

    راجرز در بیانیه مطبوعاتی نتیجه‌گیری کرد: “این نوع «جایگزینی حسی» بدون اتکا به بینایی، یک حس بدوی، اما از نظر عملکردی معنادار از محیط اطراف ارائه می‌کند – قابلیتی مفید برای افراد مبتلا به اختلالات بینایی.”

  • توسعه نوعی کپسول به جای تزریق های دردناک برای بیماری های گوارشی توسط دانشگاه ام ای تی

    محققان ام آی تی و نوو نوردیسک (موسسه دانمارکی) یک کپسول قابل بلع ابتکاری با الهام از مکانیسم های رانش ماهی مرکب ساخته اند. این کپسول برای آزاد کردن داروها به طور مستقیم در دیواره معده یا سایر اندام‌های دستگاه گوارش طراحی شده است و جایگزینی بدون سوزن برای داروهایی که معمولاً نیاز به تزریق دارند، مانند انسولین و داروهای بزرگ مبتنی بر پروتئین، از جمله آنتی‌بادی‌ها، ارائه می‌دهد.

    روش‌های سنتی تحویل خوراکی برای داروهایی که از پروتئین‌های بزرگ یا RNA تشکیل شده‌اند، بی‌اثر هستند. زیرا این مولکول‌ها تمایل دارند در سیستم گوارشی تجزیه شوند.

    کپسول جدید

    ام آی تی سال‌ها بر روی ایجاد دستگاه‌هایی برای تحویل ایمن این گونه داروها به صورت خوراکی با کپسوله کردن آنها متمرکز بوده است. پیش از این، بسیاری از این کپسول ها به سوزن های کوچک برای تزریق دارو به داخل دستگاه گوارش متکی بودند. با این حال، رویکرد جدید استفاده از سوزن‌ها را حذف می‌کند و در نتیجه آسیب احتمالی بافت را به حداقل می‌رساند.

    با مشاهده سرپایان (گرویه از نرمتنان)، محققان دریافتند که چگونه ماهی مرکب و اختاپوس حفره های گوشته خود را با آب پر می کنند و آن را از طریق سیفون بیرون می آورند تا خود را به حرکت درآورند.

    این مکانیسم پرتاب همچنین به آنها اجازه می دهد تا به عنوان یک استراتژی دفاعی از ابرهای جوهری شلیک کنند. محققان با الهام از این موضوع، دو روش را برای تقلید از این نیروی محرکه جت در کپسول های خود ابداع کردند: دی اکسید کربن فشرده یا فنرهای محکم پیچ خورده.

    یک ماشه کربوهیدراتی گاز یا فنر را تحت فشار نگه می دارد. پس از حل شدن، ماشه با قرار گرفتن در معرض رطوبت یا اسیدهای معده حل می شود، گاز یا فنر را منبسط می کند و یک جت داروی مایع را از کپسول خارج می کند.

    در آزمایشات خود، محققان فشارهای لازم را برای دفع داروها با قدرت کافی برای نفوذ به بافت زیر مخاطی محاسبه کردند و یک انبار را تشکیل دادند که به تدریج دارو را آزاد می کند.

    کپسول

    آنها دو نسخه از این کپسول را ساختند که بخش‌های مختلف دستگاه گوارش را هدف قرار می‌داد. یک نسخه، به شکل بلوبری، دارای کفی صاف و گنبدی بلند است که به آن اجازه می‌دهد روی دیواره معده قرار بگیرد و داروها را به سمت پایین به داخل بافت دفع کند. این کپسول می تواند تا 80 میکرولیتر دارو را در خود جای دهد.

    بدون تزریق

    نسخه دوم لوله مانند است و به آن کمک می کند تا با اندام هایی مانند مری یا روده کوچک هماهنگ شود. این طراحی به جای اینکه به سمت پایین باشد، تخلیه دارو از دیواره جانبی را تسهیل می کند و ظرفیت آن 200 میکرولیتر است.

    هر دو نوع کپسول از فلز و پلاستیک ساخته شده‌اند و عبور آسان از سیستم گوارش را امکان‌پذیر می‌سازند، جایی که پس از تحویل محموله دارویی خود دفع می‌شوند.

    در آزمایش‌های حیوانی، این کپسول‌ها با موفقیت انسولین، یک آگونیست گیرنده GLP-1 مشابه Ozempic، و RNA مداخله‌گر کوتاه (siRNA)، نوعی RNA که قادر به خاموش کردن ژن‌های خاص است، تحویل دادند و برای درمان اختلالات ژنتیکی مختلف مفید است.

    غلظت داروها در جریان خون حیوانات به سطوحی قابل مقایسه با تزریق مستقیم رسید و هیچ آسیب بافتی مشاهده نشد. محققان این کپسول های قابل بلعیدن را به عنوان یک راه حل عملی برای بیمارانی که به انسولین مکرر یا سایر درمان های تزریقی نیاز دارند، تصور می کنند.

    این رویکرد نه تنها تجویز دارو را برای بیمارانی که از سوزن بیزارند، ساده می کند، بلکه نیاز به دور انداختن اجسام تیز را نیز از بین می برد. علاوه بر این، آنها یک نوع متصل به یک آندوسکوپ را توسعه دادند که می تواند داروها را در محیط های بالینی مانند مجموعه آندوسکوپی یا اتاق های عمل ارائه دهد.

    این تیم قصد دارد به پیشرفت کپسول‌ها و انجام آزمایش‌های انسانی در آینده ادامه دهد. این پایه و اساس نویدبخشی برای تغییر نحوه تحویل داروها ایجاد می کند که به طور بالقوه کیفیت زندگی بسیاری از بیماران را بهبود می بخشد.

  • رنگ های روشن بعضی حیوانات ناشی از فرگشت و برای ارسال سیگنال است

    مطالعه Arecent سفر تکاملی بینایی رنگ در حیوانات را روشن کرده است و یک جدول زمانی شگفت‌انگیز را نشان می‌دهد: حیوانات توانایی دیدن رنگ‌ها را در حدود 500 میلیون سال پیش توسعه دادند.  بسیار قبل از تکامل رنگ‌های روشن در میوه‌ها و گل‌ها.

    این کشف درک ما را از چگونگی و چرایی ظهور نمایشگرهای رنگی تغییر شکل می دهد، که در ابتدا نه به دلیل زیبایی شناسی، بلکه توسط بقا و بازتولید هدایت می شد. این مطالعه به رهبری جان جی وینز در دانشگاه آریزونا، تکامل “رنگ های آشکار” مانند قرمز، زرد و آبی را در حیوانات و گیاهان تجزیه و تحلیل کرد.

    یافته‌ها نشان می‌دهد که در حالی که بینایی رنگی در حیوانات به ۱۵۰ میلیون سال قبل از ظهور میوه‌های رنگارنگ و نزدیک به ۳۰۰ میلیون سال گل‌های رنگارنگ مربوط می‌شود، استفاده گسترده از نمایشگرهای رنگی در بین حیوانات تنها حدود ۱۰۰ میلیون سال پیش شروع به تکثیر کرد.

    دید قبل از نشاط

    امبرتز همکار پروژه گفت: “ما می‌خواستیم بدانیم رنگ‌های روشن چه زمانی تکامل یافته و هدف از آن رنگ‌سازی چه بوده است. به همین دلیل است که ما این مطالعه را دنبال کردیم.”

    دید رنگی مدت ها قبل از اینکه حیوانات شروع به استفاده از رنگ های روشن برای سیگنال دهی کنند تکامل یافته است. این تحقیق نشان می‌دهد که این تاخیر زمینه را برای دو کاربرد تکاملی مهم برای رنگ فراهم می‌کند: سیگنال‌های هشدار دهنده و سیگنال‌های جنسی.

    اولین استفاده از رنگ های روشن در حیوانات به عنوان یک سیستم هشدار دهنده بود، استراتژی که در مارهای سمی و قورباغه های دارت سمی دیده می شود.

    بر اساس این مطالعه، رنگ های هشدار دهنده تقریباً 150 میلیون سال پیش، به ویژه قبل از ظهور سیگنال های رنگ جنسی ظاهر شدند. این رنگ‌های هشداردهنده، که اغلب برای جلوگیری از شکارچیان به کار می‌رود، به طور گسترده در سراسر قلمرو حیوانات پخش شد.

    وینز گفت:”سیگنال‌های هشدار حداقل پنج برابر گسترده‌تر هستند. این الگوی کلی است.” آنها حتی در گونه هایی که خود فاقد دید رنگ هستند نیز موثر هستند. این مطالعه توضیح می دهد که شکارچیان باید این رنگ ها را خطرناک تشخیص دهند، حتی اگر حیوانی که آنها را نشان می دهد نتواند رنگ را ببیند.

    رنگ های

    افزایش سیگنال های جنسی

    نمایش های جنسی، که حدود 100 میلیون سال پیش ظاهر شدند، به دید رنگی پیشرفته در هر دو جنس نیاز دارند، که پیش نیازی برای سیگنال دهی موثر در خواستگاری است. محققان دریافتند که نمایش رنگ های جنسی به مهره داران (مانند ماهی ها و پرندگان) و بندپایان (مانند عنکبوت ها و حشرات) محدود می شود زیرا این گروه ها دارای قدرت بینایی لازم برای ارتباط مبتنی بر رنگ هستند.

    سه گروه اصلی توسعه این نمایشگرهای پر جنب و جوش را هدایت کردند: ماهی های پرتو پرتو در اقیانوس، و پرندگان و مارمولک ها در خشکی. این انفجار رنگ، به‌ویژه در سیگنال‌های جنسی، ممکن است با رقابت برای جفت و جایگاه‌های زیست‌محیطی مرتبط باشد، جایی که رنگ به حیوانات کمک می‌کند در محیط‌های بصری پیچیده متمایز شوند و شریک زندگی خود را جذب کنند.

    جالب اینجاست که گیاهان بعداً این رنگ های چشم نواز را در گل ها و میوه ها به کار گرفتند و گل ها حدود 200 میلیون سال پیش تکامل یافتند. میوه های رنگارنگ به عنوان یک استراتژی برای جذب حیوانات برای پراکندگی بذر دنبال می شوند و همگرایی عملکردی بین قلمروهای گیاهی و حیوانی در استفاده از رنگ را برجسته می کنند.

    با وجود این اکتشافات، دلیل تاخیر بین تکامل دید رنگ و شروع سیگنال رنگی در حیوانات نامشخص است. نویسندگان این مطالعه پیشنهاد می‌کنند که تحقیقات بیشتر می‌تواند کشف کند که چه چیزی باعث درک رنگ‌های خاص، مانند قرمز یا آبی، در گونه‌های مختلف می‌شود.

    امبرتز در بیانیه مطبوعاتی نتیجه گیری می کند: “در آینده، مطالعه اینکه چه چیزی باعث می شود حیوانات توانایی دیدن رنگ های خاص مانند قرمز یا آبی را تحریک کنند، جالب تر خواهد بود.”

  • توسعه فیبر کربن های پیشرفته برای راکتور های همجوشی هسته ای

    شرکت آمریکایی KULR با تعریف مجدد چشم انداز انرژی، گام بزرگی در زمینه انرژی همجوشی برداشته است. KULR اخیراً پرده برداری کرد که در حال طراحی و تولید کاتدهای فیبر کربن تخصصی برای یک شرکت برجسته همجوشی هسته ای است.

    این کاتدها در راکتورهای کوچک مدولار (SMR) ادغام خواهند شد و گامی حیاتی در جهت دستیابی به انرژی پاک و فراوان از طریق همجوشی هسته ای هستند. همجوشی هسته ای که «جام مقدس» انرژی پاک نامیده می‌شود، فرآیندی است که تولید انرژی ستاره‌ها را تکرار می‌کند.

    بر خلاف شکافت هسته ای سنتی، همجوشی انتشار گازهای گلخانه ای مضر یا زباله های رادیواکتیو طولانی مدت ایجاد نمی کند. در عوض، پتانسیل عرضه بی حد و حصر انرژی پاک را ارائه می دهد.

    تقاضا برای انرژی پاک به سرعت در حال افزایش است

    این امر عمدتاً ناشی از ظهور مراکز داده است که انقلاب هوش مصنوعی را تقویت می کند. این مراکز داده برای کار کردن به انرژی زیادی نیاز دارند.

    این شرکت در بیانیه‌ای اعلام کرد: “طبق گزارش گلدمن ساکس، تقاضای انرژی مرکز داده در حال حاضر 1 تا 2 درصد از تقاضای جهانی را تشکیل می‌دهد و قرار است تا سال 2030 دو برابر شود – که عمدتاً ناشی از تقاضا برای برنامه‌های کاربردی مبتنی بر هوش مصنوعی است.”

    انتظار می رود راه حل های مدیریت حرارتی پیشرفته KULR نقشی حیاتی در توسعه منابع انرژی پایدار ایفا کند که قادر به پاسخگویی به این تقاضای فزاینده هستند.

    این شرکت افزود: “با همکاری با شرکت‌های پیشرو در گداخت هسته‌ای، KULR قصد دارد امکانات فناوری همجوشی را برای برآورده کردن نیازهای انرژی فردا و در عین حال رسیدگی به تغییرات آب و هوا، ارتقا دهد.”

    کاتدهای فیبر کربنی KULR با عملکرد رکورد

    کاتدهای فیبر کربن KULR دارای سابقه اثبات شده ای هستند. آنها در ابتدا برای کاربردهای سخت در هوافضا و دفاع طراحی شدند. این شامل استفاده در ماموریت های فضایی می شود که در آن آنها باید در شرایط شدید مقاومت کنند.

    مایکل مو، مدیر عامل KULR، افزود: “تخصص KULR در مهندسی اثبات شده در فضا به طور منحصر به فردی ما را برای حمایت از راه‌حل‌های انرژی حیاتی در مأموریت‌ها قرار می‌دهد. ما با استفاده از مواد پیشرفته خود در گداخت هسته‌ای، گام‌های معناداری در جهت رفع نیازهای حیاتی انرژی ایالات متحده و پیشبرد اهداف گسترده‌تر آن در امنیت انرژی و پایداری برمی‌داریم.”

    همین ویژگی‌های با کارایی بالا، آنها را برای محیط چالش‌برانگیز سیستم‌های همجوشی هسته ای مبتنی بر لیزر مناسب می‌سازد.

    این شرکت توضیح داد: “کاتدهای سفارشی طراحی شده توسط KULR در یک سیستم همجوشی هسته‌ای مبتنی بر لیزر برای راکتورهای کوچک مدولار، یک فناوری نوظهور با پتانسیل ارائه انرژی همجوشی هسته ای مقرون‌به‌صرفه و قابل اعتماد، پیاده‌سازی خواهند شد.”

    همجوشی هسته ای

    این رویکرد نوآورانه از لیزرهای پرقدرت برای تحریک واکنش های همجوشی استفاده می کند. این یک راه امیدوارکننده برای دستیابی به انرژی همجوشی تجاری قابل دوام است.

    این شرکت اظهار داشت: “این کاربرد جدید فناوری KULR در همجوشی هسته ای مبتنی بر لیزر برای راکتورهای کوچک مدولار، رهبری این شرکت را در فضای مدیریت انرژی و همچنین تعهد آن به پیشبرد انتقال انرژی جهانی را تقویت می‌کند.”

    سرمایه گذاری لیزر در انرژی همجوشی

    قابل ذکر است، استفاده از فناوری لیزر در حوزه انرژی همجوشی در چند ماه گذشته به طور قابل توجهی افزایش یافته است. اخیراً یک شرکت بریتانیایی به نام Tokamak Energy فاش کرده است که این یک فناوری جدید اندازه گیری لیزری است.

    این سیستم تداخل سنج پراکندگی جدید مبتنی بر لیزر، چگالی سوخت هیدروژن را در پلاسما اندازه گیری می کند. انتظار می رود که این به نوبه خود واکنش های همجوشی را حفظ کرده و انرژی قابل اعتماد را به شبکه تحویل دهد.

    در همین حال، دولت ها و شرکت ها در سراسر جهان نیز سرمایه قابل توجهی را برای تحقیقات انرژی همجوشی تزریق می کنند. اکنون، KULR از طریق تخصص خود در مواد پیشرفته و مدیریت حرارتی، قصد دارد انتقال جهانی به سمت منابع انرژی پاک تر را تسریع بخشد.

  • ایمپلنت مغزی از جنس گرافین برای درمان بیماران سرطانی

    یک استارت آپ مستقر در اسپانیا با موفقیت توانایی رابط مغز و کامپیوتر مبتنی بر گرافین (BCI) خود را برای انجام جراحی دقیق تومور نشان داده است.

    INBRAIN Neuroelectronics، یک شرکت متخصص در درمان های رابط مغز و کامپیوتر، با موفقیت رابط قشر مغز خود را در یک بیمار انسانی کاشته کرد. همانطور که در بیانیه مطبوعاتی آمده است، این اولین عمل انسانی در جهان از رابط قشر آن در یک بیمار تحت برداشتن تومور مغزی است.

    جالب اینجاست که این فناوری BCI توانست تفاوت بین بافت مغز سالم و سرطانی را در سطح میکروسکوپی شناسایی کند. این روش در بیمارستان سلطنتی سالفورد در منچستر انگلستان انجام شد.

    کارولینا آگیلار، مدیرعامل و یکی از بنیانگذاران INBRAIN Neuroelectronics گفت: “اولین کاربرد انسانی در جهان از BCI مبتنی بر گرافین، تأثیر تحول آفرین فناوریهای عصبی مبتنی بر گرافین در پزشکی را برجسته میکند. این نقطه عطف بالینی عصر جدیدی را برای فناوری BCI باز می کند و راه را برای پیشرفت در رمزگشایی عصبی و کاربرد آن به عنوان یک مداخله درمانی هموار می کند.”

    BCI مبتنی بر گرافین

    این دستگاه بر پایه گرافین است، ماده ای قابل توجه با خواص استثنایی. مواد مبتنی بر گرافین از یک لایه اتم کربن تشکیل شده اند. گرافین بسیار نازک و در عین حال فوق العاده قوی است. خواص الکتریکی و مکانیکی منحصربفرد آن با هم ترکیب می شود و آن را برای رابط های عصبی عالی می کند.

    دکتر دیوید کوپ، جراح مغز و اعصاب که این عمل را انجام داد، گفت:”ما در حال ثبت فعالیت های مغزی در مناطقی هستیم که فلزات و مواد سنتی با وفاداری سیگنال مشکل دارند. گرافین چگالی فوق العاده بالایی را برای حس کردن و تحریک فراهم می کند، که برای انجام برداشتن با دقت بالا و حفظ ظرفیت های عملکردی بیمار مانند حرکت، زبان یا شناخت بسیار مهم است.”

    پس از آزمایش و توسعه گسترده، این شرکت آغاز آزمایش های انسانی را در جولای 2024 اعلام کرد. این آزمایش شامل 8 تا 10 بیمار برای ارزیابی ایمنی گرافین در تماس مستقیم با مغز انسان میشود.
    کاستارلئوس، یکی از بنیانگذاران INBRAIN Neuroelectronics گفت: “این مطالعه همچنین با هدف نشان دادن برتری گرافین بر سایر مواد در رمزگشایی عملکرد مغز در حالت بیداری و خواب انجام خواهد شد.”

    گرافین

    BCI می تواند برای درمان پارکینسون استفاده شود

    این شرکت گرافین، هوش مصنوعی (AI) و فناوری نیمه هادی پیشرفته را برای ایجاد نوع جدیدی از درمان BCI ترکیب کرده است. این درمان ها به گونه ای طراحی شده اند که حداقل تهاجمی باشند. علاوه بر این، پلت فرم BCI-Tx از گرافین برای ارائه ضبط سیگنال مغزی با وضوح بالا و «درمان نوروالکترونیک تطبیقی» استفاده میکند.

    این دستگاه همچنین می تواند الگوهای خاصی را در فعالیت مغز شناسایی کند که به نشانگرهای زیستی معروف هستند و با شرایط عصبی مختلف مرتبط هستند. از این اطلاعات می توان برای تشخیص و پایش بیماری ها استفاده کرد.

    همانطور که در بیانیه مطبوعاتی آمده است، این پلت فرم همچنین می تواند دقیقاً مناطق خاصی از مغز، از جمله قشر و ساختارهای زیر قشری را برای “تعادل مجدد شبکه عصبی” تحریک کند.

    آگیلار خاطرنشان کرد: “INBRAIN در خط مقدم نورولوژی دقیق قرار دارد، رمزگشایی BCI را با نورومدولاسیون با دقت بالا برای بازگرداندن عملکرد و کاهش علائم، ادغام میکند، و درمان مداوم و شخصیشده را برای به حداکثر رساندن منافع و در عین حال به حداقل رساندن عوارض جانبی ارائه میکند.”

    این شرکت پیشنهاد می کند که این ایمپلنت مغزی می تواند به طور قابل توجهی برای افراد مبتلا به بیماری پارکینسون مفید باشد. طبق گزارش INBRAIN، تقریباً 30 درصد از جمعیت جهان از اختلالات عصبی رنج می برند. چندین شرکت، از جمله نیورالینک ایلان ماسک، به طور فعال در توسعه فناوری BCI مشارکت داشته اند.

    در سالهای اخیر، BCIs پیشرفت هایی را در تشخیص پزشکی، ارتباط برای افراد دارای اختلالات گفتاری و حتی کنترل دستگاه های خارجی مانند اندام های رباتیک با ضبط و تفسیر سیگنال های مغزی امکانپذیر کرده است.

  • تولید قوی ترین اشعه ایکس جهان

    منبع نور منسجم Linac (LCLS)، قدرتمندترین لیزر اشعه ایکس جهان که در آزمایشگاه ملی شتاب دهنده SLAC در ایالات متحده واقع شده است، برای ارتقای عمده ای تنظیم شده است که روشنایی اشعه ایکس آن را 3000 برابر افزایش می دهد.

    پس از تکمیل، این ارتقا به دانشمندان اجازه میدهد تا فرآیندهای مقیاس اتمی را در جستجوی پاسخ هایی در زیست شناسی، علم مواد، فیزیک کوانتومی و بسیاری موارد دیگر بررسی کنند. LCLS که توسط وزارت انرژی (DOE) تأمین می شود، قوی ترین دستگاه اشعه ایکس در جهان است و همچنین اولین دستگاهی بود که اشعه ایکس سخت یا پرانرژی را با لیزر الکترون آزاد تولید کرد.

    این تاسیسات در سال 2009 شروع به کار کرد اما در سال 2023 ارتقاء اساسی یافت. یک شتاب دهنده ابررسانا و ساختارهای مغناطیسی به نام موج سوز اضافه شد که میتواند پرتوهای پرتو ایکس نرم و سخت را تولید کند. این ارتقاء که LCLS-II نامیده می شود، تأسیسات را برای تولید یک میلیون پالس اشعه ایکس در ثانیه آماده کرد.
    اکنون، DOE ارتقاء دیگری به نام LCLS-II HE (انرژی بالا) را روشن کرده است که انرژی پرتو الکترونی حاصل از شتاب دهنده ابررسانا را دو برابر می کند و در نتیجه انرژی پرتو ایکس را دو برابر می کند.

    ارتقاء LCLS-II-HE چیست؟

    شتاب دهنده ابررسانا در ارتقاء LCLS-II از 37 ماژول برودتی تشکیل شده است که می توانند تا 456- فارنهایت (271- درجه سانتیگراد) خنک شوند تا الکترون ها را به انرژی های بالا با اتلاف انرژی ناچیز برساند.
    برای ارتقای انرژی بالا، LCLS مجموعه ای از 23 ماژول سرمای جدید را دریافت می کند که هر کدام شامل هشت حفره فرکانس رادیویی ابررسانا است که به ارائه عملکرد برتر کمک می کند.

    ماژول ها توسط آزمایشگاه شتاب دهنده ملی فرمی DOE (Fermilab) و تاسیسات شتاب دهنده ملی توماس جفرسون (آزمایشگاه جفرسون) ساخته شده اند.

    گرگ هیس، مدیر پروژه گفت: “اولین کرایومول یک نمونه اولیه بود که از یدکی LCLS-II ساخته شده بود، بنابراین ما همه اجزا را در دسترس داشتیم. پس از اتمام خط تولید، به طور متوسط هر شش هفته یک بار توانسته ایم یک واحد بسازیم. همه آنها قرار است در سال 2026 در تونل شتاب دهنده نصب شوند.”

    اشعه ایکس

    چرا دوباره لیزر اشعه ایکس را ارتقا دهیم؟

    با توجه به اینکه ارتقاء LCLS-II تنها در سال 2023 تکمیل شد، خبرنگاران پرسیدند که چرا ارتقاء HE به طور همزمان گنجانده نشده است. LCLS-II مجبور بود اولین شتاب دهنده ابررسانای موج پیوسته جهان (CW) را طراحی و نصب کند، به این معنی که یک جریان پیوسته از پالس ها را با سرعت بسیار زیاد تکرار می کند.

    هیز توضیح داد: “ما نیاز داشتیم قبل از اینکه خیلی زیاد کار کنیم، مطمئن می شدیم که کار می کند، و بنابراین تصمیم به نصب 4 گیگا ولت با پروژه LCLS-II گرفته شد، که برای هدایت برنامه علمی «اشعه ایکس نرم» در LCLS کافی است.

    از آن زمان، فناوری شتاب دهنده های ابررسانا به بلوغ رسیده است و پروژه LCLS-II-HE را قادر میسازد تا انرژی شتاب دهنده را از 4 به 8 گیگا ولت بدون دوبرابر کردن تعداد قطعات، دو برابر کند. این به ما امکان می دهد برای اولین بار به “رژیم اشعه ایکس سخت” با این نرخ تکرار بالا دسترسی پیدا کنیم.”

    چه زمانی آماده میشود؟

    دستیابی به اولین نور برای اواخر سال 2027 پیش بینی شده است، اما می تواند تا سال 2030 نیز ادامه یابد. مایک دانه، مدیر LCLS، در ایمیل اضافه کرد: “اولین فعالیت تعیین میزان عملکرد پرتو جدید خواهد بود. سپس به دوره «علم اولیه» می رویم که بخش گسترده ای از جامعه کاربر را درگیر می کند و سپس به آزمایش های فردی کاربر می پردازیم.

    با این حال، ارتقاء به این معنی نیست که LCLS-II برای آزمایش در دسترس نخواهد بود. از آنجایی که این مرکز دارای دو شتاب دهنده است و فقط شتاب دهنده ابررسانا در حال ارتقا است، می تواند با استفاده از شتاب دهنده رسانای معمولی به کار خود ادامه دهد.

    اگر ارتقاء LCLS-II یک دوربین فیلم با کیفیت بالا را قادر به ثبت تصاویر واضح و دقیق می کرد، ارتقاء LCLS-II-HE وضوح و حساسیت دوربین را تا حد زیادی افزایش می دهد. دانشمندان قادر خواهند بود حرکت در مقیاس اتمی مواد، سیستم های شیمیایی و مجتمع های بیولوژیکی را برای رسیدگی به برخی از بحرانی ترین چالش های پیش روی جامعه ما تصویر کنند.”

  • اسپیس اکس موفق شد مجوز های مورد نیازش را از FAA بگیرد

    یک روز پس از پرتاب موشک استارشیپ خود توسط اسپیس ایکس برای ششمین بار، این شرکت خبرهای خوبی از اداره هوانوردی فدرال در مورد عملیات پرتاب آینده از تاسیسات Starbase خود در جنوب تگزاس دریافت کرد.

    در نسخه پیش نویس آنچه به عنوان “ارزیابی زیست محیطی” شناخته می شود، FAA نشان داد که به اسپیس ایکس اجازه می دهد تا تعداد پرتاب های Starship در جنوب تگزاس را به 25 پرتاب در سال از حداکثر 5 عدد فعلی افزایش دهد. علاوه بر این، این شرکت احتمالاً مجاز خواهد بود تا به افزایش اندازه و قدرت مرحله تقویت کننده سوپر هووی و مرحله بالایی استارشیپ ادامه دهد.

    FAA به این نتیجه رسیده است که اصلاح مجوز اپراتور خودروی موجود اسپیس ایکس برای عملیات سوپر هووی/استارشیپ با مستندات زیست محیطی قبلی مطابق با داده های موجود در PEA 2022 است، که هیچ تغییر زیست محیطی قابل توجهی وجود ندارد و همه شرایط و الزامات مربوطه وجود ندارد. این آژانس فدرال در نتیجه گیری خود اعلام کرد: موافقت قبلی انجام شده است یا در اقدام فعلی محقق خواهد شد.

    FAA پرتاب موشک از ایالات متحده را تنظیم می کند و مسئولیت ایمنی افراد و اموال روی زمین را بر عهده دارد.

    بعد چه اتفاقی می افتد

    بررسی زیست محیطی جاری ناشی از تمایل اسپیس ایکس برای افزایش دامنه عملیات خود از جنوب تگزاس است و هنوز نهایی نشده است. از امروز، FAA یک دوره نظرات عمومی را باز می کند که در 17 ژانویه بسته می شود. علاوه بر این، FAA پنج جلسه عمومی برای درخواست بازخورد از جامعه محلی و سایر ذینفعان برگزار خواهد کرد.

    این سند 158 صفحهای خواندن جالبی را ارائه میکند و جزئیاتی را ارائه میکند که FAA و سایر آژانس ها تا چه حد کیفیت هوا، آب و هوا، آب، صدا، فرهنگی، حیات وحش و سایر اثرات را بررسی کرده اند. در همه این زمینه ها، آژانس فدرال به این نتیجه رسید که کاهش هایی که اسپیس ایکس به عنوان بخشی از فرآیند بررسی زیست محیطی در سال 2022 انجام داد برای افزایش فعالیت های پرتاب در تگزاس کافی است.

    و تاثیرات قابل توجهی خواهد داشت. به عنوان مثال، تعداد کامیون های بزرگی که آب، اکسیژن مایع، متان و سایر کالاها را تحویل میدهند، به طور چشمگیری افزایش خواهد یافت. طبق سند FAA، حضور وسایل نقلیه از حدود 6000 کامیون در سال به 23771 کامیون در سال افزایش خواهد یافت. این تعداد را می توان با اجرای یک خط آبی در امتداد بزرگراه ایالتی 4 برای تامین سیستم سیل آب سایت پرتاب کاهش داد.

    در این سند آمده است که اسپیس ایکس در برخی زمینه ها پیشرفت کرده است. به عنوان مثال، از نظر بسته شدن جاده ها برای فعالیت های آزمایشی و پرتابی، اسپیس ایکس مدت زمان بسته شدن در امتداد بزرگراه ایالتی 4 تا ساحل بوکا چیکا را 85 درصد بین اولین و سومین پرواز اسپیس ایکس کاهش داده است.
    این تا حدی با انتقال فعالیت های آماده سازی پرتاب به “محل آزمایش ماسی” که در حدود چهار مایلی محل پرتاب قرار دارد، انجام شده است. اکنون انتظار میرود که اسپیس ایکس به کمتر از 20 ساعت محدودیت دسترسی در هر کمپین پرتاب، از جمله فرود، نیاز داشته باشد.

    FAA

    اسپیس ایکس به وضوح به آنچه می خواست رسید

    در صورت نهایی شدن، این ارزیابی زیست محیطی به اسپیس ایکس چراغ سبز نظارتی می دهد تا با آرزوهایش برای پرتاب حداقل در سال 2025، اگر نه پس از آن، مطابقت داشته باشد. در طی جلسات عمومی اخیر، کتی لودرز، مدیر کل Starbase اسپیس ایکس، گفته است که این شرکت قصد دارد سال آینده 25 بار استارشیپ را از تگزاس پرتاب کند. مقررات جدید این اجازه را می دهد.

    بعلاوه، ایلان ماسک، بنیانگذار اسپیس ایکس، گفته است که این شرکت قصد دارد در حدود یک سال آینده به نسخه بزرگتر و قدرتمندتر از استارشیپ و موشک سوپر هووی برود. این نسخه که استارشیپ 3 نام دارد، نیروی رانش مرحله بالایی را دو برابر می کند و رانش مرحله تقویت کننده را از حدود 74 مگان نیوتن به حدود 100 مگان نیوتن افزایش می دهد.

    اگر این عدد کمی انتزاعی به نظر می رسد، راه دیگری برای اندیشیدن در مورد آن این است که استارشیپ دارای نیروی رانش در بلند شدن سه برابر قدرتمندتر از موشک Saturn V ناسا است که دهه ها پیش انسان ها را به ماه پرتاب کرد. پیش نویس ارزیابی زیست محیطی نیز این اجازه را می دهد.

    در نهایت، این سند همچنین به اسپیس ایکس اجازه میدهد تا تمامی 25 مرحله اول و دوم را در تاسیسات Starbase فرود آورد. اسپیس ایکس مجبور شد از تلاش برای “گرفتن” مرحله اول سوپر هووی در طول پرواز روز سه شنبه چشم پوشی کند، اما این شرکت قبلاً این قابلیت را نشان داده است. به احتمال زیاد در سال 2025 این امر به امری عادی تبدیل خواهد شد.

    علاوه بر این، ماسک پس از پرتاب ماه نوامبر گفت که یک تلاش برای صید در مرحله بالایی استارشیپ ممکن است به زودی انجام شود. ماسک در شبکه اجتماعی خود، X، گفت: “ما یک بار دیگر کشتی را در اقیانوس فرود خواهیم آورد. اگر این کار به خوبی پیش برود، اسپیس ایکس تلاش خواهد کرد تا کشتی را با برج بگیرد.””

    در حال حاضر، اسپیس ایکس همچنان نیاز به دریافت مجوز پرتاب از FAA برای پروازها و فرودهای فردی دارد.

    قابل درک است که سؤالاتی در مورد اینکه آیا بررسی محیط زیستی جدید منتشر شده در روز چهارشنبه نتیجه انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور بعدی ایالات متحده بوده است وجود خواهد داشت یا خیر. ماسک کمک زیادی به کمپین انتخاباتی هم در زمان و هم از لحاظ مالی کرد و به یکی از افراد مورد اعتماد ترامپ تبدیل شده است و به دلیل تعداد زیادی از قراردادهای دولتی که اسپیس ایکس برنده شده است، نگرانی هایی در مورد تضاد منافع ایجاد کرده است. ترامپ در مراسم پرتاب استارشیپ شرکت کرد.

    با این حال، بعید به نظر می رسد که این سند – که بیش از یک سال است در دست ساخت است – تحت تأثیر نامناسب انتخاب ترامپ قرار گرفته باشد. این توسط FAA هنوز تحت دولت بایدن تهیه شده است. در عوض، لحن ارزیابی زیست محیطی نشان میدهد که اسپیس ایکس احتمالاً قبلاً در مسیر پیروی از مقررات فدرال بوده است. با نگاهی به آینده، اگر این مقررات در طول دولت ترامپ همانطور که پیش بینی می شد، سست تر شوند، این احتمال وجود دارد که توسعه و آزمایش وسیله نقلیه جاه طلبانه استارشیپ با سرعت بالایی ادامه یابد.

  • اسپیس ایکس تست ششم استارشیپ را با موفقیت انجام داد

    اسپیس ایکس ششمین پرواز آزمایشی موشک استارشیپ خود را ماه نوامبر انجام داد، زیرا این شرکت به دنبال حفظ شتاب توسعه وسیله نقلیه ماموت است. این موشک از تاسیسات خصوصی “Starbase” اسپیس ایکس در نزدیکی براونزویل، تگزاس به پرواز درآمد. هیچ فردی در پرواز استارشیپ نبود.

    استارشیپ به فضا رسید و نیمی از زمین را طی کرد و سپس دوباره وارد جو شد و در اقیانوس هند سقوط کرد.

    اسپیس ایکس قصد داشت تقویت کننده “Super Heavy” موشک را پس از جدا شدن از استارشیپ بازگرداند و آن را بر روی بازوهای برج پرتاب این شرکت فرود آورد. اما اسپیس ایکس در طول پخش اینترنتی خود گفت که تقویت کننده “معیارهای تعهد” مورد نیاز برای تلاش برای گرفتن را پاک نکرده است، بنابراین تقویت کننده به جای آن در خلیج مکزیک فرود آمد.

    مانند هر پرواز آزمایشی قبلی، اسپیس ایکس با آزمایش قابلیت های استارشیپ اضافی، از جمله این بار احتراق مجدد موتور در فضا و آزمایش عناصر جدید محافظ حرارتی آن، توسعه را بیشتر پیش میبرد. بعلاوه، زمان پرتاب عصر به این معنی است که این اولین باری بود که استارشیپ در اقیانوس هند سقوط کرد.

    اسپیس ایکس معمولاً دارای کادری از افراد VIP برای مشاهده پرتاب های استارشیپ است و با رابطه نزدیک ایلان ماسک، مدیر عامل شرکت با دونالد ترامپ، رئیس جمهور منتخب، ششمین پرواز هیچ تفاوتی نداشت. ترامپ در پرتاب شرکت کرد، مشابه زمانی که برای تماشای اولین پرتاب فضانورد اسپیس ایکس در فلوریدا در سال 2020 در زمان اولین دولت خود آمده بود.

    اسپیس

    هل دادن پاکت

    اسپیس ایکس از آوریل 2023 تاکنون، با سرعت فزاینده ای، سیستم کامل موشکی استارشیپ را در شش آزمایش پرواز فضایی انجام داده است. پرتاب قبلی آن در ماه گذشته، اولین شکار چشمگیر تقویت کننده بلند بیش از 20 طبقه راکت را نشان داد. پس از موفقیت آمیز بودن پنجمین پرواز، اداره هوانوردی فدرال تایید کرد که اسپیس ایکس مجاز به حرکت با ششمین پرواز است.

    اما همانند پروازهای آزمایشی قبلی، پنجمین پرتاب نیز بدون حادثه نبود. مدیریت اسپیس ایکس، در صوتی که پس از پرتاب توسط ماسک در رسانه های اجتماعی منتشر شد، فاش کرد که تقویت کننده استارشیپ به دلیل مشکل زمانبندی یکی از زیرسیستم های موشک تقریباً از دست داده است.

    “ما یک ثانیه با آن زمین خوردن فاصله داشتیم و به موشک گفتیم که سقوط کند و به جای فرود آمدن در برج به زمین کنار برج سقوط کند – مثلاً به اشتباه به یک موشک سالم بگوییم که این را امتحان نکند.”

    اسپیس ایکس دوباره تقویت کننده را نگرفت. این شرکت در وبسایت خود اعلام کرد که به منظور بهبود افزونگی و استحکام ساختاری، ارتقای سخت افزاری را در تقویت کننده موشک انجام داده است.

    سیستم استاریپ به گونه ای طراحی شده است که کاملاً قابل استفاده مجدد باشد و هدف آن تبدیل شدن به روشی جدید برای پرواز محموله و افراد فراتر از زمین است. این موشک همچنین برای برنامه ناسا برای بازگرداندن فضانوردان به ماه حیاتی است. اسپیس ایکس قراردادی چند میلیارد دلاری از آژانس برای استفاده از استارشیپ به عنوان یک فرودگر ماه سرنشین به عنوان بخشی از برنامه ماه آرتمیس ناسا به دست آورد.

    استارشیپ هم بلندترین و هم قدرتمندترین موشکی است که تاکنون پرتاب شده است. استارشیپ که به طور کامل روی تقویت کننده سوپر هووی(Super Heavy) انباشته شده است، 397 فوت قد و حدود 30 فوت قطر دارد.

    تقویت کننده سوپر هووی که 232 فوت ارتفاع دارد، چیزی است که سفر این موشک به فضا را آغاز می کند. در پایگاه آن 33 موتور رپتور قرار دارد که مجموعاً 16.7 میلیون پوند نیروی رانش تولید می کنند – تقریباً دو برابر 8.8 میلیون پوند رانش موشک سیستم پرتاب فضایی ناسا که برای اولین بار در سال 2022 پرتاب شد.

    خود استارشیپ با ارتفاع 165 فوت دارای شش موتور رپتور است – سه موتور برای استفاده در جو زمین و سه موتور برای کار در خلاء فضا. انرژی این موشک از اکسیژن مایع و متان مایع تامین می شود. سیستم کامل برای پرتاب به بیش از 10 میلیون پوند پیشران نیاز دارد.