مردم اغلب در مورد داشتن «احساس درونی» صحبت میکنند. معلوم میشود که این ممکن است چیزی بیش از یک استعاره باشد. تحقیقات جدید نشان میدهد که روده و مغز در حال مکالمه مداوم هستند و آنچه در رودههای شما اتفاق میافتد میتواند نه تنها بر اشتها، بلکه بر خلق و خو و رفتار نیز تأثیر بگذارد.
پیامرسان پنهان بدن
مایا کالبرر، فیزیولوژیست دانشگاه آریزونا، این سیستم ارتباطی را مطالعه میکند. آزمایشگاه او بر روی سلولهای حسی ویژه در روده به نام سلولهای نوروپود تمرکز دارد. پیامرسانهای کوچکی که میتوانند مستقیماً با نورونهای مغز ارتباط برقرار کنند.
کالبرر میگوید: “ما میدانیم که چیزهایی مانند گرسنگی واقعی هستند. نحوه احساس ما، آنچه میخوریم و حتی اینکه چه میکروبهایی در روده ما زندگی میکنند، همگی بر نحوه تجربه ما از جهان تأثیر میگذارند.” تحقیقات او نشان میدهد که این سلولهای نوروپود نوعی «حس درونی» را تشکیل میدهند. یک حس ششم که به بدن ما کمک میکند تا آنچه را که در درون ما اتفاق میافتد تفسیر کند.
شکر، شیرینکنندهها و حس روده
کار قبلی کالبرر نشان داد که این سلولهای روده میتوانند بین شکر واقعی و شیرینکنندههای مصنوعی تمایز قائل شوند. وقتی حیوانات قند مصرف میکنند، سلولهای نوروپود یک نوع سیگنال به مغز میفرستند؛ شیرینکنندههای مصنوعی نوع دیگری را تحریک میکنند. این تفاوت ممکن است توضیح دهد که چرا قند واقعی احساس رضایت بیشتری ایجاد میکند، در حالی که شیرینکنندهها میتوانند بدون همان احساس «سنگینی» به ما انرژی سریع بدهند.
او توضیح میدهد: “این فقط مربوط به طعم نیست. روده ما در مورد ارزش غذایی آنچه میخوریم به ما میگوید. این روشی است که بدن ما غذا را فراتر از طعم ارزیابی میکند.”
وقتی میکروبها به گفتگو میپیوندند
کالبرر و همکارانش در آخرین مطالعه خود توجه خود را به میکروبیوم (جامعه وسیعی از باکتریهای ساکن رودههای ما) معطوف کردند. آنها کشف کردند که برخی از این میکروبها میتوانند از طریق سلولهای نوروپود نیز ارتباط برقرار کنند.
کلید این موضوع در پروتئینی نهفته است که روی «دم» باکتریهای خاصی به نام فلاژلین یافت میشود. سلولهای نوروپود میتوانند این پروتئین را حس کنند و وقتی این کار را انجام میدهند، میزان غذای حیوانات را تغییر میدهند. به نظر میرسد این سیگنال به بدن میزبان میگوید که وقتی فلاژلین تشخیص داده میشود، کمی کمتر و وقتی وجود ندارد، کمی بیشتر بخورد.

این یافته نشان میدهد که باکتریهای روده ممکن است در میزان غذایی که میخوریم، نقشی داشته باشند. نوعی حلقه بازخورد درونی بین ساکنان میکروبی و مغز ما.
کالبرر میگوید: “به نظر غیرمنطقی میآید. فکر میکنید که نمیخواهیم باکتریها بر ما تأثیر بگذارند. اما در واقع به یک میکروبیوم سالم نیاز داریم. این سیستم ممکن است روشی باشد که ما تعادل را حفظ میکنیم – میکروبهای ما و بدن ما در مورد نیازهای غذایی و انرژی ارتباط برقرار میکنند.”
یک “حس نوروبیوتیک”
کالبرر این شبکه ارتباطی تازه شناسایی شده را “حس نوروبیوتیک” مینامد. راهی که سیستم عصبی و میکروبهای ما با یکدیگر صحبت میکنند. درک این زبان میتواند امکانات جدیدی را برای سلامت و پزشکی باز کند.
او میگوید: “وقتی بدانیم که این سیگنالینگ چگونه کار میکند، میتوانیم شروع به پرسیدن سوال کنیم. آیا برخی از مواد مغذی یا پروبیوتیکها میتوانند این مسیرها را تقویت کنند؟ آیا میتوانیم از طریق ارتباط میکروبی بر خلق و خو یا اشتها تأثیر بگذاریم؟”
محققان در حال حاضر در حال بررسی ارتباط بین باکتریهای خاص روده و رفتار اجتماعی هستند، اگرچه مکانیسمهای اساسی هنوز مرموز هستند. “حس نوروبیوتیک” ممکن است به پر کردن جاهای خالی کمک کند.
از کشف تا تأثیر بر سلامت
تبدیل اکتشافاتی مانند این به درمان زمان میبرد. کالبرر به عنوان مثال به اوزمپیک، یک داروی دیابت مبتنی بر هورمون سیری طبیعی به نام GLP-1، اشاره میکند. دههها تحقیق حیوانی طول کشید تا این کشف به کلینیک برسد.
اما او خوشبین است که مسیر تحقیقات اولیه روده-مغز تا کاربردهای انسانی این بار کوتاهتر باشد. یک نتیجه دلگرمکننده: تیمش دریافتند که حتی موشهای بدون میکروب – حیواناتی که بدون هیچ میکروبی پرورش یافتهاند – به سیگنالهای فلاژلین پاسخ میدهند. این بدان معناست که مدار روده-مغز ذاتی است، اکتسابی نیست و احتمالاً در کنار میکروبیومهای ما تکامل یافته است.
او میگوید: “این چیزی نیست که بتوانیم آن را حذف یا نادیده بگیریم. ما برای زندگی با میکروبهای خود تکامل یافتهایم. هدف خلاص شدن از شر آنها نیست – بلکه درک چگونگی همکاری با آنها برای بهبود سلامت است.”
گوش دادن به روده شما
کالبرر وقتی توضیح میدهد که چگونه این تحقیق نحوه تفکر او در مورد غذا را تغییر داده است، میخندد. او میگوید: “حالا وقتی یک بشقاب سبزیجات میخورم، با خودم فکر میکنم که ‘دلم به من افتخار میکند’. شاید کیک در آن لحظه حس رضایت بیشتری داشته باشد، اما دل من میگوید ‘تصمیم خوبی گرفتی’.”
و شاید نکتهی اصلی همین باشد: این احساسات دلی ممکن است بدن شما (و میکروبیوم شما) باشند که سعی دارند چیزی به شما بگویند.