یک مطالعه جدید نشان میدهد که مغز ما به طور فزایندهای پلاستیکی است. محققان به تازگی نمونههایی از بافت مغز را که طی ۲۵ سال جمعآوری شده است، بررسی کردهاند. آنها دریافتند که به طرز شگفتآوری، سطوح بالایی از خردههای کوچک پلاستیک سر ما را پوشانده است و نمونههای اخیر به طور متوسط، میکروپلاستیکهای بیشتری نسبت به نمونههای قدیمیتر داشتند.
ذرات پلاستیکی بسیار کوچک در مطالعات قبلی نشان داده شدهاند. آنها ریهها، رودهها، خون و کبد ما را آلوده کردهاند. اما سطوح یافت شده در مغز بالاتر از سطوحی است که در سایر نقاط بدن دیده میشود.
رافائل مارفلا، محقق قلب در دانشگاه کامپانیا “لوئیجی وانویتلی” در ناپل، ایتالیا است. او در مطالعه جدید شرکت نکرد اما خطرات میکروپلاستیک را در افراد مطالعه کرده است. او میگوید یافتههای جدید “هم قابل توجه و هم نگرانکننده” هستند. از این گذشته، مطالعات قبلی، سطح بالای ذرات پلاستیکی در خون را با افزایش خطر حملات قلبی، سکته مغزی و مرگ مرتبط دانستهاند.
مطالعه دوم، که قرار است به زودی گزارش شود، نکاتی را نشان میدهد که آلودگی پلاستیکی ممکن است بر عملکرد عصبی – مغزی – نیز تأثیر بگذارد. افرادی که در مناطق ساحلی زندگی میکنند، جایی که آب دریا به ویژه سطوح بالایی از ذرات ریز پلاستیکی دارد، بیشتر احتمال دارد که طیف وسیعی از مشکلات را گزارش کنند. این مشکلات از دشواری در انجام وظایف شناختی (مانند تفکر و حافظه) گرفته تا مشکلات رفت و آمد و انجام کارهای روزمره عادی را شامل میشود.
سطوح یافت شده “تقریباً باورنکردنی” هستند
برای مطالعه مغز، محققان بیش از ۹۱ نمونه بافت را بررسی کردند. هر کدام از آنها از کسی گرفته شده بود که فوت کرده و اعضای بدن خود را به علم اهدا کرده بود. اندازهگیری ذرات ریز و نانو پلاستیکی در آنها – به اختصار MNPs – دشوار بود. بنابراین محققان از چندین تکنیک استفاده کردند.
به نظر میرسد میزان پلاستیک موجود به سرعت در حال افزایش است. میانگین جرم پلاستیک در بافت مغز در سال ۲۰۱۶، ۳۳۴۵ میکروگرم در هر گرم بود. هشت سال بعد، این مقدار به ۴۹۱۷ میکروگرم در هر گرم رسید. این افزایش حدود ۵۰ درصد است.
اندرو وست، یکی از نویسندگان این مطالعه، میگوید: “سطوح پلاستیک شناسایی شده در مغز تقریباً باورنکردنی است. در واقع، تا زمانی که تمام دادهها را از آزمایشهای متعدد با نمونههای مختلف ندیدم، باور نمیکردم.”
وست، یک متخصص علوم اعصاب، در دانشگاه دوک در دورهام، کارولینای شمالی کار میکند. ممکن است این سطوح برای وست باورنکردنی باشد، اما ریچارد تامپسون را متعجب نکرد. او متخصص میکروپلاستیک در دانشگاه پلیموث انگلستان است. او حتی در سال ۲۰۱۱ یکی از اولین گزارشها در مورد آلودگی میکروپلاستیکها در محیط زیست را نوشت.
تامپسون خاطرنشان میکند که این ذرات ریز «در غذایی که میخوریم، آبی که مینوشیم و حتی هوایی که تنفس میکنیم وجود دارند». بنابراین او از اینکه آنها راه خود را به درون ما پیدا میکنند، تعجب نکرد.
شگفتی هوشمندانه
مغز یک منطقه سلولی دارد که نباید از آن عبور کرد. به آن سد خونی مغزی میگویند. این منطقه از ورود بسیاری از چیزهای اشتباه به مغز جلوگیری میکند. دانشمندان پیش از این فکر میکردند که آیا این منطقه از ورود پلاستیک نیز جلوگیری میکند یا خیر. اما دادههای جدید نشان میدهد که میکروپلاستیکها از این مانع عبور کردهاند.
در واقع، نمونههای مغز از سال ۲۰۲۴، حدود ۱۰ برابر بیشتر از نمونههای کبد و کلیه، پلاستیک داشتند. اما همه افراد سطح بالایی از پلاستیک نداشتند. وست میگوید گروهش اکنون کنجکاو است که چگونه به نظر میرسد برخی افراد واقعاً از تجمع پلاستیک جلوگیری کردهاند.
فیبی استیپلتون میگوید: “این مطالعه به وضوح نشان میدهد که آنها آنجا هستند – و در غلظتهای بالا. شکل این تکهها شگفتانگیز است.” او متخصص سمشناسی در دانشگاه راتگرز است.
تکههای پلاستیکی در مطالعات آزمایشگاهی معمولاً شبیه مهره هستند. وست اکنون گزارش میدهد: “خردههای کهنهای که در مغز جمع میشوند، شبیه هیچ چیزی نیستند که ما هنوز در آزمایشگاه استفاده کردهایم. آنها ذرات بلند و تیزی هستند.”
بسیاری از آن مطالعات آزمایشگاهی، مهرههای میکرو و نانومقیاس پلیاستایرن را آزمایش کرده بودند. مغز مقدار کمی از این پلاستیک داشت. با این حال، مقدار زیادی پلیاتیلن وجود داشت. این یک پلاستیک رایج است که در چیزهایی مانند کیسههای مواد غذایی، بطریهای شامپو و اسباببازیها استفاده میشود.

آیا باید نگران باشیم؟
این یافتهها به چه معناست؟ تیم وست مطمئن نیست. به عنوان مثال، هیچ ارتباطی بین سطح MNP و سن در زمان مرگ پیدا نکرد. اما تعداد نمونههایی که آزمایش کردند نسبتاً کم بود. تفسیر اندازهگیریها نیز دشوار بود. و همیشه این خطر وجود دارد که برخی از ذرات ریز پلاستیکی موجود در هوا ممکن است نمونهها را آلوده کرده باشند.
این مطالعه همچنین سطح پلاستیک را در طول زمان در افراد زنده ردیابی نکرد. بنابراین تحقیق نمیتواند بگوید که چگونه سطح آلودگی یک فرد ممکن است با گذشت زمان تغییر کند.
شاید بزرگترین سوال بیپاسخ: آیا آنها مضر هستند؟ وست میگوید: “به عبارت ساده، ما پیامدهای سلامتی میکروپلاستیکها را در مغز نمیدانیم. صبر کردن برای دریافت همه پاسخها قبل از پرداختن به این موضوع اشتباه خواهد بود.”
سارجو گاناترا میگوید، یک مطالعه جدید دوم نگرانی در مورد آلودگی پلاستیک را تقویت میکند. او متخصص قلب و عروق و محقق پایداری در بیمارستان و مرکز پزشکی لاهی در برلینگتون، ماساچوست است. گاناترا گفت: “سلامت ما ارتباط تنگاتنگی با سلامت سیاره زمین دارد از جمله هوایی که تنفس میکنیم، آبی که مینوشیم و غذایی که میخوریم.” تکههای پلاستیک همه اینها را آلوده میکنند. بنابراین تیم او به این فکر افتاد که این تکهها چه بلایی سر مردم میآورند.
برای سنجش سریع این موضوع، آنها یک پایگاه داده ملی از معلولیتهای مرتبط با عصب (از جمله معلولیتهای مرتبط با مغز) که توسط خود افراد گزارش شده بود را ردیابی کردند. آنها بر دادههای مربوط به افرادی که در ۲۱۸ شهرستان ساحلی ایالات متحده زندگی میکردند، تمرکز کردند. افراد مورد بررسی به عنوان نماینده همه ساکنان این شهرستانها انتخاب شدند – بیش از ۶ میلیون نفر.
گروه گاناترا سپس نرخ معلولیت در این افراد را با میانگین سطح MNPها در آب دریاهای محلی مقایسه کردند. این مقادیر توسط اداره ملی اقیانوسی و جوی جمعآوری شده بود. مقادیر پلاستیک از ۱۰ یا کمتر MNP در هر متر مکعب آب دریا تا ۷۰۰۰ یا بیشتر متغیر بود.
در مناطقی که سطح MNP در آب بالاترین بود، افراد میزان معلولیت در شناخت (تفکر و حافظه) را ۹ درصد بیشتر از افرادی که در آبهای ساحلی با کمترین سطح MNP زندگی میکردند، نشان دادند. افراد در بالاترین گروه همچنین بیشتر احتمال داشت که در مراقبت از خود (مانند لباس پوشیدن، خرید و رفت و آمد در جامعه) مشکل داشته باشند. تیم گاناترا یافتههای خود را در هفته ۵ آوریل به اشتراک گذاشت. آنها در نشست آکادمی مغز و اعصاب آمریکا در سن دیگو، کالیفرنیا ارائه دادند.
گاناترا میگوید این دادهها ثابت نمیکنند که MNPها باعث ناتوانیهای گزارششده شدهاند. آنها فقط یک ارتباط پیدا کردهاند. اما او میگوید، کشف چنین ارتباطاتی «آنچه علم را هدایت میکند» است. آنها به جایی اشاره میکنند که دانشمندان باید از طریق آزمایشهای پیگیری عمیقتر بررسی کنند.
در واقع، گاناترا گفت: “ما باید شروع به فکر کردن در مورد چگونگی شروع اندازهگیری این میکروپلاستیکها در بیماران کنیم. این اولین قدم در دیدن چگونگی ارتباط آنها با بیماریهایی است که بر مواردی مانند مغز، سیستمهای هورمونی و قلب تأثیر میگذارند.به عنوان پدر یک کودک هشت ساله، فکر میکنم مهم است که ما در این جهت فکر کنیم.”
دیدگاهتان را بنویسید